پوستر فیلم تیر خلاص

خونخواهی شخصی در میان هیاهوی بلفاست و لندن

تیر خلاص
Dead Shot
محصول ۲۰۲۳ – بریتانیا
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم‌های بسیاری در باب تقابل جدایی‌طلبان مسلح ایرلند و دولت انگستان روی پرده رفته‌اند. در این دعوای خون و باروت خانواده‌های بسیاری بی‌گناه از بین رفتند. فیلم‌سازان بریتانیایی در مقاطع گوناگون سعی کرده‌اند دو دهه‌ی خونین ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ را روی پرده ببرند. در اکثر این آثار سعی شده با نگاهی بی‌طرفانه از دل این رخدادها روایتی سینمایی تصویر شود. هاوارد و چارلز گارد در جدیدترین اثر خود سعی دارند با نگاهی به «مخمصه‌»ی مایکل مان روایت خود را روی پرده ببرند.
از مخمصه‌ی مایکل مان نام بردیم. شاید مخاطب این پرسش را در ذهن خود مرور کند که خونخواهی یک مرد ایرلندی از یک سرباز انگلیسی چه ارتباطی با رابطه‌ی بین «وینسنت» و «نیل» دارد. بگذارید داستان فیلم بریتانیایی را کمی مرور کنیم. «مایکل» پس از یک خرابکاری به‌سرعت نزد همسرحامله‌ی خود می‌رود و قصد دارد او را هر چه سریع‌تر به بیمارستان منتقل کند. در بین راه ارتش انگلستان راه آن‌ها را سد می‌کند و در اثر شلیک اشتباه «تمپست» همسر مایکل کشته می‌شود. مایکل که از این ماجرا جان سالم به‌در برده، راهی انگلستان می‌شود تا انتقام همسر و نوزاد متولد نشده‌اش را از این سرباز انگلیسی بگیرد. برادران کارگردان در پرده‌ی دوم سعی می‌کنند روایت را به دو پاره تقسیم کنند؛‌ از یک‌سو تلاش مایکل برای خونخواهی و از سوی دیگر تقلای تمپست را برای زنده نگاه داشتن رابطه‌اش با یک زن و تلاش برای انهدام گروهک‌های خرابکار ایرلندی در لندن شاهد هستیم. رابطه‌ی مایکل و کاترین در این بین و نزدیک‌شدن‌های گاه‌و‌بیگاه او به تمپست ما را به پرده‌ی سوم هدایت می‌کند. حال هم تمپست و هم مایکل در برابر یک گذرگاه اخلاقی قرار می‌گیرند و شیوه‌ی هدایت عملیات‌های هر دو طرف درگیر را زیر سوال می‌برند. برادران کارگردان آن‌قدر محو رابطه‌ی رازآلود نیل و وینسنت شده‌اند که گویی تعقیب و گریز سحرگاهی بین مایکل و تمپست را نوعی تقدیم خاضعانه به شاهکار مایکل مان تصویر می‌کنند. شاید اگر این نگاه از روی خضوع را در درگیری‌های خیابانی هم تصویر می‌کردند باعث قوام بیشتر روایت می‌شدند.
این روایت همه‌ی تمرکز خود را روی این دو کاراکتر قرار داده است و کمتر به آن آشفتگی بین دو کشور می‌پردازد. نمی‌توان با چند انفجار در رستوران‌ها و درگیری‌های جسته‌و‌گریخته به درون این رخدادهای تاریخی رفت. تقسیم روایت بین زندگی دو کاراکتر اصلی توازن ندارد و مخاطب بیشتر در معرض زندگی و تقلاهای تمپست قرار می‌گیرد. آنچه در پرده‌ی سوم می‌بینیم پیشینه‌ی قابل درکی را در پرده‌ی دوم ندارد. آنچه از مایکل در پرده‌ی دوم شاهد هستیم جز چند دیالوگ کوتاه با کاترین و چند نگاه خشم‌آلود به عکس‌های تمپست چیز دیگری نیست. مایکل همان کاراکتر دچار فقدان است که سعی دارد هر طور که شده انتقام همسر از دست‌رفته را بگیرد. اما برادران کارگردان چندان در این رابطه‌ی انتزاعی بین مایکل، فقدان و انتقام غور نمی‌کنند و در نتیجه پررنگ شدن اخلاقیات در ذهن مایکل و تمپست پرداختی ندارد. به‌نوعی باید گفت که قاب‌ها به‌لحاظ فرمی از روایتی که ارائه می‌دهند جلوتر هستند. این دومین اثر بلند این دو برادر فیلم‌ساز در همکاری با یکدیگر است و علی‌رغم ناهمگونی‌ها در این روایت باز هم می‌توان به زاویه‌دید آن‌ها در آثار بعدی امیدوار بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟