پوستر فیلم اوج سرمای زمستان

جذاب اما پر از سکته

اوج سرمای زمستان
Dead of Winter
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«برایان کرک» تا پیش از ساخت فیلم بلند «۲۱ پل»، در سریال‌های جریان اصلی به‌عنوان کارگردانی اپیزودیک حضوری پررنگ و فعال داشت. او همچنان از این مسیر جدا نشده و حتی سه اپیزود از فصل اول سریال «روز شغال» را نیز کارگردانی کرده است. این کارگردان در دومین اثر بلند داستانی خود، با بهره‌گیری هوشمندانه و تمیز از عناصر ژانر بقا، روایتی اکشن-هیجان‌انگیز را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

در آغاز فیلم، با حضور ساده‌ی کاراکتری مواجه می‌شویم که وسواس خاصی در زندگی روزمره دارد. این‌گونه شخصیت‌ها، اگر به‌درستی پردازش شوند، بستری حاصل‌خیز برای کارگردان فراهم می‌کنند. «بارب» با بازی همواره درخشان «اما تامپسون»، این فرصت را به کرک می‌دهد تا ده دقیقه‌ی ابتدایی فیلم را به معرفی و پرداخت این شخصیت اختصاص دهد. کارگردان، بارب را در روزی برفی و یخبندان، از خانه به‌سوی مقصدی نامعلوم هدایت می‌کند. در طول مسیر، صدای گوینده‌ی اخبار و نماهای اکستریم‌لانگ‌شات از زمین یخ‌زده و برف‌پوش، نوید ورود توفانی مرگبار را می‌دهند. به‌این‌ترتیب، مخاطب از همان پرده‌ی اول در دام فیلم می‌افتد و انتظار مواجهه با اثری در ژانر بقا را پیدا می‌کند.

اما در دقیقه‌ی ۹، کرک تقابلی میان بارب و مردی غریبه را به تصویر می‌کشد که نخستین نشانه‌های ورود به یک روایت هیجان‌انگیز را در خود دارد: تفنگی روی داشبورد، لکه‌های خون روی زمین، و مردی دستپاچه و مشکوک. با این حال، شخصیت بارب چنان ساده‌پردازی شده که مخاطب همچنان در ذهن خود انتظار دارد با نبردی در دل طبیعت روبه‌رو شود، نه با گروهی آدمکش. در همین دقیقه‌ی ۹، زمانی که بارب به‌سوی ماشینش می‌رود، لبخند ساده‌دلانه‌ی تامپسون تنها واکنشی که برمی‌انگیزد تحسین است.

در پرده‌ی دوم، کرک در تلاش برای خلق فضایی ابزورد مشابه فیلم‌هایی چون «قاتلان پیرزن» یا «فارگو» و به‌طور کلی سینمای برادران کوئن، ناکام می‌ماند. روایت او زوایای تندی دارد که فاقد انعطاف‌اند. به همین دلیل، کنش‌های زیرکانه‌ی شخصیت‌ها و پیچیدگی‌هایی که در بارب گنجانده شده، باعث ایجاد سکته‌هایی در روایت می‌شوند که ضرب‌آهنگ داستان را بر هم می‌زنند. در این بازی موش‌و‌گربه‌، تعلیق چندانی وجود ندارد تا مخاطب بتواند هیجان را تجربه کند. هر شخصیت در محل خود آن‌قدر منتظر می‌ماند تا با یک برش، نوبت به شخصیت بعدی برسد و سپس مکان تغییر می‌کند.

از سوی دیگر، اگر روایت صرفاً یک درام هیجان‌انگیز در قالب ژانر بقا بود، می‌توانست مخاطب را به‌راحتی درگیر عاشقانه‌ی بارب و کارل در گذر زمان کند. اما کرک تلاشی برای بیرون کشیدن روایت از پیله‌ی احتیاط نمی‌کند. در نتیجه، فیلمش با تقابل‌هایی کنترل‌شده و شیک، به پایانی که مدنظر دارد می‌رسد. می‌توان گفت اثر جدید کرک فیلمی است محتاط، با پرده‌ی اولی قابل‌اعتنا و بازیگرانی بی‌نقص، اما در نهایت با سکته‌های روایی و محافظه‌کاری بیش از حد، در سراشیبی یک اثر متوسط قرار می‌گیرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟