تأکیدهای قابل تأمل سینمای کره روی جرایم مدرن اقتصادی
چند سال پیش با خبری در ایران روبهرو بودیم که عدهای با استفاده از شمارهی ملی کارتنخوابهای حاشیههای شهر اقدام به ثبت شرکتهای صوری میکردند تا از این راه بتوانند مسیری را برای پولشویی، اختلاس و دیگر جرایم اقتصادی باز کنند. این کار در سرتاسر جهان امری مرسوم بین مفسدان اقتصادی است. در مرور فیلم «دسیسه» به این نکته اشاره کردیم که سینمای کرهی جنوبی طی چند سال اخیر تأکید قابل اعتنایی روی جرایم رایانهای و اقتصادی مدرن دارد و از طریق فیلمسازان مختلف سعی دارد مخاطب را درگیر فسادها و جرایمی کند که زیر پوست شهرهای مدرن در حال وقوع هستند. فیلم «مرد مرده» نیز وارد یکی دیگر از این مسیرها میشود. آقای «ها جون-ون» در اولین اثر بلند سینمایی خود داستانی را روایت میکند که طی آن مردی با نام «لی مان-جه» به سبب مشکلات اقتصادی هویت خود را میفروشد.
این فیلم بخشی از پردهی دوم خود را برش میزند تا مخاطب را در برابر افتتاحیهای گنگ قرار دهد. هدف کارگردان از این امر درگیر کردن مخاطب با درونمایهی روایت است. یی مان جه بهسبب شکست اقتصادی در مرز از دست دادن همسر و زندگیاش است. همسر باردار او قصد جدایی دارد و این مرد نیز سعی میکند آخرین تلاش خود را در مسیری که انتخاب کرده به ثمر برساند تا آیندهای روشن را برای خانواده بسازد. اما این مسیر چیست؟ یی مان جه پس از ورشکستگی از طریق برخی اعلامیهها برای فروش اعضای بدن به یک قبرستان ماشین سر میزند. در آنجا با مسیری روبهرو میشود که از طریق فروش نام و هویتاش پول خوبی میتواند بهدست آورد. در یکی از همین اقدامات که از نظر خودش آخرین تلاش محسوب میشود، یی مان جه هویت خود را برای دایر کردن یک شرکت صوری استارتآپی به فروش میرساند. این اتفاق تبدیل به شروع مسیر سقوط او برای از دست دادن همیشگی هویتاش میشود.
کارگردان در روایت خود سعی دارد بیشتر روی هیجان برآمده از حضور عالیجنابان خاکستریپوش در حزبهای مختلف سیاسی و تأمین بودجههای انتخاباتی تمرکز کند. به همین سبب روایت را از مسیری که ممکن است بهسوی خشونتهای گنگستری برود منحرف میکند. این انحراف سبب میشود روایت ناخودآگاه و بهسبب درونمایهاش درگیر خشونتهایی شود که کارگردان دوست ندارد و همین امر باعث ناترازی بین بخشهای مختلف فیلم میشود. آقای «ها» در روایت خود سردرگم است و بههمین سبب مخاطب سینمایی که عادت به این حجم از اطلاعات نیمهکاره و پرداختنشده ندارد به آنی از روایت فاصله میگیرد. این فیلم جریان مرسوم در روایتهای کرهای را دنبال نمیکند؛ جریانی که طی آن مخاطب در پردهی اول بمباران اطلاعاتی و شخصیتی میشود و در پردهی دوم طی رفتوبرگشتهای مختلف و پایین آمدن ضربآهنگ فیلم کل درونمایه را در بر میگیرد. در این داستان با چنین خط سیری مواجه نیستیم. در نتیجه فیلم تبدیل به هیجانی کاذب از طریق کاراکتری میشود که دنیایاش عمق پیدا نمیکند. در هر حال نباید از این حقیقت دور شد که سینمای کره حتی با چنین اثر پایینتر از متوسطی نیز میتواند مخاطب را درگیر برخی اصطلاحات و مناسبات رایج در جرایم و فساد اقتصادی کند. این همان کاریست که بسیاری از سینماهای جهان از تمرکز روی آن عاجز هستند. شاید مخاطب در این میان به رخدادهایی در سینمای فرانسه و هالیوود رجوع کند، اما با کمی خرد شدن در بسیاری از آن روایتها به این نتیجه میرسیم که سینمای کره در پرداخت به این نوع جرایم بهروزتر از دیگر سینماهاست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.