پوستر فیلم روزها

اگر فیلمسازان ایرانی فیلم می‌دیدند؟

روزها
Days
محصول ۲۰۲۰–تایوان
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

این فیلم به‌طور حتم اثری برای مخاطب سینمای سرگرمی نیست؛ بدون دیالوگ، لانگ‌تیک‌هایی با دوربین ثابت و بدون موسیقی متن. آقای «تسای مینگ-لیانگ» و آثارش را در مرور سینمای کشور تایوان می‌شناسیم. این کارگردان تایوانی در عمده‌ی آثار خود سعی دارد بخشی از نگرش جنسی‌ای که خود در آن می‌زید را به‌تصویر بکشد. آثار او مانند «زنده‌باد عشق»، «رودخانه»، «آنجا ساعت چند است؟»، «سگ‌های ولگرد» و «چهره» نوعی تنهایی رخوت‌بار و جست‌و‌جو برای یافتن هدفی معنادار را در زندگی کاراکترها به تصویر می‌کشند. آقای تسای مینگ لیانگ کارگردانی مؤلف در سینمای موج دوم تایوان محسوب می‌شود و رد این امضاء را می‌توان در حضور «لی کانگ-شنگ» در بیشتر آثار این کارگردان یافت.

اما فیلم «روزها» شاید اگر زندگی شخصی چند سال اخیر آقای تسای مینگ لیانگ را مرور کرده باشیم به‌نوعی مکاشفه‌اش در همان خانه‌های کوهستانی بیرون از تایپه است. در فیلم روزها با دو کاراکتر مواجه هستیم که بسیار دور از هم زیست می‌‌کنند؛ ابتدا مردی میانسال را در لانگ‌تیک‌های ثابت داریم که در خانه‌ای ویلایی بیرون از شهر مشغول زیست است و سپس پسری جوان که در میان بحبوحه‌ی شهر زندگی می‌کند. تا قبل از دقیقه‌ی ۴۴ هر کدام از این کاراکترها به‌طور مساوی لانگ‌تیک‌های کارگردان را در اختیار خود قرار می‌دهند؛ مرد میانسال در حال استراحت روی صندلی مشرف به پنجره، درازکشیده درون استخر، ایستا میان باغ و در کنار درختی عریان میان سبزی‌ها مشاهده می‌شود و پسر جوان نیز در آپارتمانی نیمه‌خالی مشغول آشپزی، استراحت، دوش گرفتن و در نهایت خواب روی تشکی که میان اتاقی خالی مشاهده می‌شود. زندگی این دو بعد از دقیقه‌ی ۴۴ که اولین جنبش‌های کاراکترهایی غیر از کاراکترهای اصلی را میان شلوغی شهر شاهد هستیم شکل می‌گیرد. مرد میانسال به یک مطب طب سوزنی مراجعه می‌کند و سپس در یک هتل خود را آماده‌ی ماساژ می‌کند. چه کسی قرار است او را ماساژ دهد؟ همان پسر جوان آشپز. رابطه‌ی میان این دو بخش میانی روایت را شکل می‌دهد؛ از زمان ماساژ، عشق‌بازی و در نهایت دوش گرفتن تا هنگامی که این دو در یک رستوران مشغول خوردن غذا می‌شوند و مرد میانسال هدیه‌ای را به پسر جوان می‌دهد. پس از این دوباره با تنهایی دو کاراکتر در دنیاهای خودشان روبه‌رو هستیم؛ اما مرد میانسال این‌بار زندگی را با پویایی بیشتری دنبال می‌کند و دیگر خبری از درد گردن و بالای کمر نیست.

آنچه در روایت آقای تسای مینگ لیانگ مشهود است تلاش او برای تلفیق دنیای شلوغ پیرامون کاراکترها و خلوت مملو از تنهایی آن‌هاست. او به‌هیچ عنوان سعی ندارد اثر خود را دچار جنب‌و‌جوشی اغراق‌شده کند و صرفاً نمایی ثابت از زندگی را برش می‌زند و آن را مقابل دیدگان مخاطب قرار می‌دهد. برای اینکه زیاد دور نرویم به فیلم «سگ‌های ولگرد» رجوع کنید. تفاوت این دو اثر نه در نماهایی است که کارگردان می‌گیرد، بلکه در جنب‌و‌جوش درون قاب‌هاست. در این فیلم بخشی از تنهایی ویران‌کننده‌ی دو انسان در دنیاهای مختلف مقابل چشم ما قرار می‌گیرد و کارگردان بی‌آنکه قصد داشته باشد این برخورد تصادفی را همچون نقطه‌عطف در روایت‌های داستانی مقابل چشم ما قرار دهد، آن را در دنیای تنهایی هر دو کاراکتر عریض کرده است.

حال به‌ عنوان این مرور بپردازیم. آنچه در این اثر به‌وضوح شاهد هستیم نقش پررنگ آن در ورکشاپ‌هایی است که برای فیلمسازان جوان برگزار می‌شود. یکی از حسرت‌های این اثر نماهای ثابتی است که کارگردان در جای درست در میان شهر به ما ارائه می‌دهد؛‌ نماهایی که در آثار فارسی‌زبان به‌صورتی کاملاً شلخته شاهد هستیم. آقای تسای مینگ لیانگ در اثر خود قصد ندارد با تلاشی مضاعف آن را تبدیل به شاهکار جشنواره‌ها کند، بلکه او دچار مکاشفه‌ای تصویری از تجربه‌ی زیسته‌ی خود است و آن را در این فرم غالب بصری به تصویر می‌کشد. به‌طور حتم اگر سینمای داستانی این کارگردان را مشاهده کرده باشید، از او انتظار ساخت چنین اثر ساده و در عین حال نرم و لطیف را نیز خواهید داشت. در سینمای ایران چنین تفکیکی در فرم بصری و روایت وجود ندارد. بسیاری از افرادی که در سینمای معاصر ایران نام فیلمساز را یدک می‌کشند افرادی به‌دنبال دیده‌شدن هستند برای این هدف انواع‌و‌اقسام حواشی را در اطراف خود و آثارشان رقم می‌زنند. با این دریوزگی‌ها سینمای یک کشور راه به جایی نخواهد برد مگر اینکه این افراد را طی ورکشاپی یک‌ساله به‌اجبار و به دور از شلوغی‌های شبکه‌های اجتماعی مجبور به مرور تاریخ سینما و آزمونی برای ادامه‌ی فیلمسازی کرد، بلکه بتوان درصد کمی از آن‌ها را طی این آموزش‌ها وادار به حضور در تنوع ژانری سینما کرد؛ آرزویی نزدیک به محال!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟