پوستر فیلم دائو. نیکیتا تانیا

خودخواهی یا آزادی؟

دائو. نیکیتا تانیا
DAU. Nikita Tanya
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«نیکیتا نکراسوف» این بار قرار است با همسر خود به گفت‌وگو پیرامون علاقه‌اش به زنان مختلف، بپردازد. تانیا که به همراه دو فرزندش -یک دختر و یک پسر- برای دیدار همسر به مقر اصلی انجام پروژه آمده است با مکالمات طولانی با نیکیتا سعی می‌کند او را درک کند.
چندی پیش بود که فیلم «نظریه‌ی ریسمان» را مرور کردیم. در این فیلم ما به شرح زندگی دانشمند فیزیکدانی به نام نیکیتا پرداختیم که تلاش می‌کرد با توجه به نظریه‌ی فیزیکی «ریسمان» زندگی خود را بنا کند. او با معشوقه‌های بسیارش به صحبت می‌نشست و می‌خواست آنها را قانع کند که می‌توان در آن واحد چندین زن را دوست داشت و با آنها ارتباط داشت. حال در فیلم «نیکیتا تانیا» قرار است همان مکالمات را با همسر خود داشته باشد.
روایت این فیلم با سکانس‌های ارتباط نیکیتا با فرزندان‌اش آغاز می‌شود. او فرزندان را برای دیدن خوک‌ها به بیرون می‌برد و سپس با پسرش در خانه شطرنج بازی می‌کند. با خانواده غذا می‌خورد و فرزندان را با علاقه و دوست داشتن برای خواب همراهی می‌کند. بعد از آن است که اولین مکالمه‌ی میان او و تانیا آغاز می‌شود. این مکالمات در تمام مدت فیلم ادامه دارد و فیلم در زمان نود دقیقه‌ی خود با دیالوگ‌های ردوبدل شده‌ی میان این دو نفر که گاهی توسط فرزندان و کارهای روزمره قطع می‌شود، سیر خود را طی می‌کند.
اولین نکته‌ای که در این فیلم به آن توجه شده کم کردن زمان روایت است. فیلم «نظریه‌ی ریسمان» بنا به مدت زمان آن بسیار طولانی و حتی خسته‌کننده دیده می‌شد. این فیلم سعی کرده با کوتاه کردن زمان خود آن خستگی را منجر نشود، اما واقعیت آن است که هنوز هم این داستان با توجه به مکالمات و اصرار نیکیتا برای اثبات درستی حرف خود می‌تواند خسته‌کننده باشد. در این فیلم نیز کارگردان سعی نکرده هیچ دخل و تصرف و هیچ قضاوتی بابت مکالمات افراد داشته باشد و تنها باز هم با همان دوربین در دست‌اش ما را با شخصیت‌ها همراه کرده تا ما خودمان به قضاوت آنچه می‌بینیم بنشینیم.
ماهیت فیلم‌های «دائو» و روایتی که «خرژانوفسکی» سعی می‌کند آنها را نشان دهد با زندگی عادی مردمان رقم خورده است. قرار است این فیلم‌ها زندگی روزمره و عادی افراد این پروژه را به تصویر بکشند. بنا به همین دلیل ما راه رفتن، غذا خوردن، خوابیدن و مکالمات طولانی شخصیت‌ها را مکرراً مشاهده می‌کنیم. این امر در ابتدا و در فیلم‌های اولیه‌ی آن جذابیت بسیاری داشت. ما برای شناخت محیط، شخصیت‌ها و اصل روایت تلاش می‌کردیم همه‌چیز را مشاهده کنیم. اما این اتفاق رفته‌رفته جذابیت‌اش را از دست داد و حتی خسته‌کننده شد. شنیدن مکالمات نیکیتا در فیلم «نظریه ریسمان» که مدام از خواسته‌ها‌ی‌اش حرف می‌زد، در این فیلم هم تکرار می‌شود و این تکرارهای مداوم و اصرار هرچه بیشتر او برای خود بودن باعث می‌شود حتی این شخصیت آزاردهنده و ملال‌انگیز شود، به ویژه که او به نظر نمی‌رسد به تانیا و افکار و احساسات‌اش نیز توجه چندانی کند. این امر هم می‌تواند مزیت فیلم باشد و هم ایراد آن. مزیت از آن جهت که ما بعد از مدتی می‌توانیم به طور کامل شخصیت‌ها را شناخته و تکلیف خودمان را با موضوع مطرح شده روشن کنیم و ایراد چراکه تکرار تمام حرف‌ها منجر به ملال می‌شود و امکان دارد که بیننده دیگر علاقه‌ای به دیدن فیلم تا به آخر یا حتی دیدن مابقی فیلم‌های این پروژه نکند. این فیلم می‌توانست با فیلم «نظریه‌ی ریسمان» یکی شود و سکانس‌های اضافی آنها کسر گردد تا فیلمی قابل‌قبول‌تر را ارائه دهد. با این حال نشستن و دیدن مردی که از آزادی در رفتارش حرف می‌زند و زنی که خود را خودخواه می‌داند و تماشای تلاش آنها برای درک یکدیگر جالب توجه است.

DAU. String Theory