پوستر فیلم سرزمین تاریک:‌ پرونده بسته شد

عراقی‌های مقیم دانمارک

سرزمین تاریک:‌ پرونده بسته شد
Darkland: Case Closed
محصول ۲۰۲۳ – دانمارک
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

آزادی بیان اقلیت‌های نژادی در کشورهای اسکاندیناوی بسیار زبانزد است و به‌راحتی می‌توان این را از اکت‌های اجتماعی این دسته و خودنمایی‌های‌اشان در هنر و به‌خصوص در سینما شاهد بود. به‌طور مثال ایرانی‌های ساکن این مناطق یا عراقی‌ها به‌خوبی توانسته‌اند در میان وایکینگ‌ها خودی نشان دهند. اما متأسفانه بیشتر این افراد تقریباً هیچ درکی از سینمای ژانری ندارند و گویی سینما را فرصتی برای عقده‌گشایی‌های خود در باب اقلیت نژادی‌اشان می‌دانند. «فنار احمد» یکی از همین دسته است که طی یک دهه‌ی اخیر حتی به‌اندازه‌ی یک فریم هم نتوانسته مخاطب سینما را در درک آثارش کمک کند. او توانایی تبدیل شدن به یک سینماگر را ندارد و حتی قادر نیست دغدغه‌های نژادی را در یک اثر سینمایی به‌تصویر بکشد. در هر حال مخاطب سینمای سرگرمی با فیلم «دارکلند» یا همان «سرزمین تاریک» او در سال ۲۰۱۷ تقریباً آشناست. آنچه در فیلم اول شاهد بودیم، جراح قلبی بود که به‌سبب مرگ برادر به درون گروه‌های مواد مخدر می‌رود و آن‌ها را از دم تیغ می‌گذراند. فیلم اول تقریباً یک فرنکشتاین جنایی، اکشن و هیجان‌انگیز بود که هیچ اصالت ژانری را نمی‌شد در آن مشاهده کرد.

حال آقای احمد به‌سراغ فیلم دوم از این داستان رفته است و باید گفت فیلم دوم آن‌قدر ضعیف است که گویی کارگردان را از چاله به درون چاه می‌اندازد. در فیلم اول حداقل می‌توانستیم بازی کاراکترهای پیرامون «زید» را تحمل کنیم، اما در این اثر از پلیس آدامس‌ در دهان تا عراقی‌های مقیم دانمارک همه‌اشان بد هستند؛ این بد را در جایی شبیه فاجعه معنا کنید. اگر امکان این بود که در دانمارک همه‌ی افرادی که در بازیگری بی‌استعداد هستند یک‌جا جمع شوند، این فیلم و لوکیشن‌های‌اش دقیقاً همان تعریف می‌توانست باشد و به‌نوعی رکورد بی‌هنرهای گینس را بزند. در آثار کشور خودمان نیز کم از این فاجعه‌های تصویری نداریم، اما حداقل برج میلاد در برخی از این آثار باعث شده فیلم دانمارکی از آن‌ها سبقت بگیرد. مگر می‌شود فریم‌به‌فریم یک اثر را همچون عقده‌گشایی‌های نژادی تصویر کنی؟ ‌به امپراتوری گروه گنگستر عراقی در کپنهاگن توجه کنید که تا چه حد تصنعی و غیر قابل باور است. کارگردان گویی دوست داشته اثری شبیه اکشن‌های انتقامی و در عین حال نئونوآر آمریکایی روی پرده ببرد، اما گویا نه خودش سواد سینمایی داشته (هرچند بعد از مهاجرت در مدرسه‌ی فیلم‌سازی مشغول به تحصیل شده) و نه انتخاب‌های‌اش برای بازیگری ثابل دفاع هستند. «دار سلیم» در این دو اثر بیشتر کارنامه‌ی بازیگری حرفه‌ای خود را سیاه کرده است. او بازیگر خوبی‌ست، اما نه با این دست کارگردان‌ها. گاهی یک اثر از فرسنگ‌ها فریاد می‌زند که سمت من نیایید، اما برخی از بازیگران گویی چشم‌بند روی چشمان خود بسته‌اند و با اطمینان به‌سوی این سیاهی گام برمی‌دارند.

آقای فنار احمد در این اثر ثابت کرد که کارگردان خوبی نیست. او یک دهه است که در سینمای دانمارک فعالیت دارد، اما نقطه‌ی روشنی در آثارش پیدا نمی‌شود که بتوان از طریق آن امیدی به بازگشت او به مسیر سینما داشت. شاید چند سال تحقیق، آموختن و در نهایت تماشا کردن بتواند به این کارگردان کمک کند که در سال‌های آینده با اثری قابل احترام به سینما بازگردد. در هر حال سینماست و همه‌چیز در آن قابل انتظار است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟