پوستر فیلم محصول سیاه

اثر تراز هالووینی در هالیوود

محصول سیاه
Dark Harvest
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر دلهره
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

هر سال در هالووین آثار متعددی را در سینمای دلهره شاهد هستیم. هالیوود از طریق کمپانی‌های بزرگ خود سعی دارد تا جایی که می‌تواند اسلشرها و دلهره‌های ماورائی را هر سال در ماه اکتبر روی پرده ببرد. اگر بخواهیم منصفانه به این موضوع نگاه کنیم، باید گفت برخی از این آثار در هر سال قابل تأمل هستند و در سینمای سرگرمی می‌توانند آثاری تراز به‌حساب آیند. به‌طور مثال می‌توان از فرنچایزهایی چون «هالووین» نام برد که حتی در سه‌گانه‌ی اخیرش توانست مخاطب سینمای سرگرمی را در ماه اکتبر سرگرم کند. در سال جدید آقای «دیوید اسلید» با اثری به ماه اکتبر ورود کرده که می‌توان از هم‌اکنون ادامه‌هایی را برای آن متصور بود؛ البته این پتانسیل روایی بستگی به نظر کمپانی سازنده دارد که در اینجا صحبت از گلدوین مایر دچار مشکلات عدیده‌ی مالی است.

در هر حال آقای اسلید ما را به درون روایت خود می‌برد. او به‌سبک روایت‌های جنایی کره‌ای همه‌چیز را از یک آشوب آغاز می‌کند و اجازه می‌دهد مخاطب درون شهر کوچک فیلم میان کاراکترها سرگردان شود. او بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای و از همان ابتدا مخاطب را میان جاده‌ای که در دو طرف آن مزارع ذرت قرار دارند با عده‌ای جوان رها می‌کند. راوی در قبل از این آشوب اطلاعاتی را به‌طور غیرمستقیم به مخاطب ارائه می‌دهد تا بلکه زیرمتن‌های روایت کمی از سرگردانی بیرون آیند. در هر حال این روایت راوی هم نمی‌تواند از سرگشتگی مخاطب کم کند و آقای اسلید تا پرده‌ی سوم همین خط آشفته‌ را در برابر مخاطب قرار می‌دهد. این آشفتگی باعث جذب بیشتر بیننده‌ی این اثر می‌شود و با وجود آن موجود عجیب‌و‌غریبی که هر سال در شب هالووین از دل مزارع ذرت سر بر می‌آورد جذاب‌تر هم خواهد شد.

فیلم «محصول سیاه» از آن دست آثار دلهره‌ی هالووینی است که چندان محتاج به سکانس‌های اسلشر نیست و این خود روایت و رازآلودگی آن است که باعث جذب مخاطب دلهره به آن می‌شود. آقای اسلید در این میان همچون خدای این شهر کوچک نقش تعدیل‌کننده‌ی رخدادها را دارد و مخاطب را میان خیابان‌های این شهر کوچک با مردمانی که گویی در شب هالووین به جنونی آنی می‌رسند تنها می‌گذارد. آقای اسلید در روایت خود کمی هم از رخدادهای سری فیلم‌های «پاکسازی» بهره برده است. اما شب هالووین اسلید کمی پخته‌تر از پاکسازی‌هاست، چرا که در این شب و طبق پیشینه‌ی روایی کارگردان که در پرده‌ی دوم از زبان کلانتر شهر به ما ارائه می‌دهد با تعدادی نوجوان روبه‌رو هستیم که برای رسیدن به رستگاری و فرار از این شهر هر نوع توحشی را مرتکب می‌شوند. آقای اسلید در انتهای پرده‌ی دوم این توحش را به سرحد خود می‌رساند. او با همان چند نما از زندانی شدن این نوجوانان در اتاق‌های‌اشان توسط والدین و گرسنگی کشیدن سه‌روزه‌ی آن‌ها مخاطب را آماده‌ی این شب ویران‌کننده می‌کند.

اما حسرتی که این فیلم بر جای می‌گذارد خطوط کلی این شهر است. آقای اسلید آن‌قدر سرگرم چیدن پیش‌زمینه برای رسیدن به شب هالووین بوده که از خرده‌روایت‌هایی زیبا در این شهر غافل می‌ماند. به‌طور مثال غربی و شرقی کردن شهر و تلاش مردمان شرق‌نشین برای رسیدن به منطقه‌ی غرب یکی از آن خرده‌روایت‌هاست. یا حتی آن دخترک بلوندی که منتظر ناجی خود است تا از این شهر رها شود. روایت آقای اسلید پتانسیلی بالاتر از این را دارد و نشان می‌دهد این کارگردان تا چه حد در دنیای دلهره خود را ورزیده کرده است. امیدواریم این روایت مملو از پتانسیل ادامه‌هایی هم داشته باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟