پوستر فیلم عینک دودی

داریو آرجنتو همچنان وفادار به جالو

عینک دودی
Dark Glasses
محصول ۲۰۲۲ – ایتالیا، فرانسه
ژانر جالو
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

گونه‌‌ی «جالو» در ادبیات و سینمای ایتالیا به آن دسته از آثار هنری ادبی و سینمایی اشاره دارد که در مرز بین اروتیسم، اسلشر، دلهره و فانتزی قرار دارند. شاید در سینمای ایتالیا کسی چون «داریو آرجنتو» به این گونه‌ی هنری وفادار نبوده است. آرجنتو در آثار خود همیشه سعی دارد با تعمد مخاطب را در برابر اثری قرار دهد که همه‌چیز در آن اغراق‌شده است، اما در عین حال روایتی به‌شدت رئالیستی را به‌تصویر می‌کشد. جالو بیشتر گونه‌ها را در خود دارد؛ از آثار اروتیسم و سکس استثماری تا دلهره و اسلشر و هیجان‌انگیز. آرجنتو از آن دست سینماگران ایتالیایی است که توانسته تمامی آثار خود را در این گونه‌ی سینمایی روی پرده ببرد. شاید کمتر مخاطبی پیدا شود که اثر درخشان او، «سوسپیریا»، را فراموش کرده باشد. حال او پس از ۱۰ سال دوباره اثری جدید را تحت این گونه‌ی سینمایی روی پرده برده است.
این فیلم نیز مانند بسیاری دیگر از آثار آرجنتو روایتی ساده دارد. فاکتورهای اسلشر کاملاً در خصومت بین قاتل درمانده و مقتولان عیان است. مسیر اصلی روایت نیز کاراکتر مرکزی دارد؛ یک زن تن‌فروش که با رد کردن یکی از مشتریان مرد خود باعث شکل‌گیری نوعی عقده در او می‌شود. او با یک جمله این مشتری را تبدیل به قاتلی بی‌رحم می‌کند. اتفاقاتی که منجر به این برخورد می‌شوند همگی در پرده‌ی اول و برای معرفی فضایی هستند که دایانا در آن زندگی می‌کند. اما با تصادفی که دایانا را نابینا می‌کند، مخاطب وارد فضای اصلی فیلم و تعقیب‌و‌گریزهای آن می‌شود.
آرجنتو همیشه سعی دارد با زبان مستقیم و نه کنایی مخاطب را در برابر روایت خود قرار دهد. در این فیلم نیز آرجنتو همان زبان تیز و عریان را دارد. زمانی که قتلی صورت می‌گیرد، به‌جای برش‌ها و نماهای پی‌در‌پی، با کادری بسته رو‌به‌رو می‌شویم که اصابت ضربات چاقو یا حلقه شدن طناب دور گردن قربانی باعث هیجان و انزجار مخاطب از اکت انجام‌شده می‌شود.
این فیلم از آن دست آثاری است که به‌سبب موسیقی متن الکترونیک باعث هیجان بیشتر در مخاطب می‌شود. موسیقی با فید-این و -فید-اوت زیاد و کم می‌شود. زمانی که فیلم با صدای بلند برای مخاطب پخش می‌شود، تأثیرگذاری این موسیقی متن اقتصادی را در کل اثر به‌‌وضوح می‌توان دید. آرجنتو بار دیگر نشان داد که با کادرهای بسته در صحنه‌های اسلشر می‌تواند مخاطب ژانر دلهره را تکان دهد. به صحنه‌ی کشیده‌شدن پوست در زیر دندان‌های سگ توجه کنید. در این صحنه آرجنتو با آرامش کادر خود را می‌بندد و مخاطب دیگر توان زل زدن به صحنه را ندارد. کارگردان‌هایی چون داریو آرجنتو در ژانر دلهره و اسلشر پیشگام هستند و تأثیرگذاری آن‌ها روی این ژانر و کارگردان‌های نوپا را نمی‌توان نادیده گرفت. آثار این چند دهه در سینمای دلهره و اسلشر نشان داده که هر کارگردان جوانی که بداند پیشگامان این گونه‌های سینمایی چه آثاری تولید کرده‌اند و در مرحله‌ی بعد با تماشای این آثار به‌راحتی می‌تواند جای خود را در بین سینماگران این ژانر باز کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟