«دیوید هکل» حدود هفت اثر بلند سینمایی دارد و باید گفت همهی آنها در ژانر خود پایینتر از حد متوسط یک فیلم سینمایی بهحساب میآیند. هکل در طول دورهی فیلمسازی خود بین ژانر اکشن، دلهره و هیجانانگیز آسانسوری بالا و پائین رفته اما هنوز نتوانسته آن ژانری که می خواهد را پیدا کند. فیلم «خطرناک» جدیدترین اثر اوست.
«دیلن» یک فرد جامعهستیز است که در آپارتمانی کوچک مشغول بازپروری خود است. هر از گاهی نامه یا کارتپستالی از سوی برادرش دریافت میکند. اما یک روز نامهای از سوی زنبرادرش دریافت میکند که حاوی خبر مرگ برادر است. او برای مراسم تدفین به جزیرهای که برادر و خانواده در آن یک مهمانپذیر را اداره میکنند میرود. داستانی که هکل قصد دارد برای ما تعریف کند هیچ نشانی از یک اثر اکشن و هیجانانگیز ندارد. بازیگرانی که او برای این کار انتخاب کرده (اسکات ایستوود، فامکه یانسن و مل گیبسون) حداقل در روایت او کارساز نیستند. اگر کلینت ایستوود میداند که در کجا از فرزند خود بازی بگیرد و او را در خدمت درام قرار دهد، اما هکل نه توانایی این کار را دارد و نه میداند برای کاراکتر خود چه بازیگری را باید انتخاب کرد. مل گیبسون نیز مانند همتایان خود، بروس ویلیس و نیکلاس کیج، گویا دیگر انرژی لازم برای بازیگری را ندارد. از سوی دیگر این روایت آنقدر بد پرداخت شده که خود بازیگران در آن سردرگم هستند.
از دیوید هکل پس از این همه آزمونوخطا در سینمای اکشن و هیجانانگیز انتظار میرود که حداقل توانایی قاببندی صحنههای درگیری و اکشن را داشته باشد. اما در کمال تعجب شاهد این هستیم که به مضحکترین شیوهی ممکن این صحنهها از کار درآمدهاند. فیلم در برخی سکانسها، بهخصوص سکانسهای مشاجرهی مادر و دیلن، حتی شبیه آثار گروه ب نیز نیست. دیالوگهایی که بین این دو رد و بدل میشود و میمیک چهرهی آنها نشان از به اوج رسیدن تنش ندارد. گویا کارگردان اصلاً هنگام برداشت این صحنهها حضور نداشته و حتی تدوینی صورت نگرفته است. روایت فیلم آنقدر از هم گسیخته است که نه نقطهی عطفی را میتوان در آن شاهد بود و نه اوج و فرودی را. همهی بازیگران در اکتهایشان دچار نوعی غلوشدگی هستند که همانند وصلهای ناجور به روایت چسبیدهاند. کارگردان در نیمهی دوم فیلم خود حتی سعی دارد بازی را به درون سیاهچالهای ببرد که بتواند اکشن مد نظر را در بیاورد اما این سیاهچاله همان عمق فاجعهی فیلم است. فیلمهای ناامیدکنندهای مانند همین فیلم هر چند از گروه بازیگری باتجربهای استفاده میکنند اما ضعف کارگردان در پرداخت روایت و بازیگردانی همهچیز را در نقطهی صفر ابتذال نگاه داشته است.