پوستر فیلم دوشیزه

فیلمی جذاب و سرگرم‌کننده در بطن سینمای سرگرمی

دوشیزه
Damsel
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

بارها تکرار کرده‌ایم که مخاطب سینمای سرگرمی از دنیای سینما اثری جذاب، هیجان‌انگیز و در نهایت سرگرم‌کننده می‌خواهد. اینکه بخواهیم آثار سینمای سرگرمی را متر و معیار سینمای مستقل و تجربی بسنجیم کمی اجحاف در حق بدنه‌ی سینماست و همیشه باید این نکته را در ذهن داشته باشیم که هر کدام از خطوط سینما همچون اجزای ضروری هنر هفتم به‌حساب می‌آیند. آقای «خوآن کارلوس فرسنادیو» در جدیدترین اثر خود به سراغ یک فانتزی سیاه رفته است. صفت سیاه را از آن جهت در کنار فانتزی می‌آوریم چون قرار نیست در این فانتزی همچون داستان‌های جن‌و‌پری دیزنی نوعی میان‌مایگی را مشاهده کنیم. این فیلم مخاطب را حداقل با کمی هیجان برآمده از منطق روایی روبه‌رو می‌کند. داستان این فیلم در زمان‌های بسیار دور در اروپا می‌گذرد که خانواده‌ای در شمال سردسیر دچار کمبود آذوقه شده‌اند و گویی زمستان سرد قرار است آن‌ها و مردم‌اشان را از پا در بیاورد. قبل از ورود به زندگی این خانواده، کارگردان مخاطب را با افتتاحیه‌ای مواجه می‌کند که در آن گره اصلی روایت نهفته است؛ عده‌ای از سربازان یک پادشاهی به کوهستانی که اژدهایی در آن نهفته است حمله می‌کنند و اژدها همه‌ی آن‌ها را می‌سوزاند. «الودی» به‌همراه خواهر کوچک‌اش، «فلورا»، پدری که سلطان این سرزمین سردسیر است و یک نامادری در حال گذران زندگی خود هستند. با نامه‌ای از سوی یک پادشاهی بزرگ و پرنعمت پدر قبول می‌کند تا دختر را به عقد شاهزاده‌ی آن سرزمین در بیاورد و در ادامه روایت به‌گونه‌ای پیش می‌رود که مخاطب احساس می‌کند یک جای کار درست نیست و در شش‌و‌بش این حدس‌و‌گمان‌ها وارد بازی قربانی‌ها می‌شویم.

روایت آقای فرسنادیو با معیار سینمای سرگرمی اثری جذاب و سرگرم‌کننده است. اما همین اثر جذاب سرگرم‌کننده گویی نوعی تعجیل را در خود دارد و دائم سعی دارد به‌سویی حرکت کند که الودی را در آن کوهستان اسیر اژدها کند و اساساً درگیری تن‌به‌تن الودی و اژدهاست که بخش اعظمی از پرده‌ی دوم را به خود اختصاص داده است. این تنگنایی روایت کمی آزاردهنده است، اما در مقابل استفاده‌ی مناسب کارگردان از جلوه‌های ویژه و نورهای مصنوعی و موضعی باعث گیرا شدن داستان در نظر مخاطب می‌شود. آقای فرسنادیو در این اثر مانند بسیاری از آثار دیگری که روی پرده برده، به‌خصوص فیلم «۲۸ هفته بعد»، نشان داده که بازیگردان خوبی است و در انتخاب بازیگران اصلی خود همیشه درست عمل می‌کند. او در این اثر نیز از «میلی بابی براون» استفاده کرده است. براون در آثار پرهزینه‌ی دیگری که ایفای نقش کرده ثابت کرده که برای آثار هیجان‌انگیز یکی از گزینه‌های قابل اعتماد است. فیلم «دوشیزه» با کمی گستردگی در روایت و پرداخت بیشتر در شخصیت‌های مقابل قهرمان داستان می‌توانست اثری به‌مراتب موفق‌تر باشد و خود را از دایره‌ی متوسط بودن خارج کند. در پایان نیز باید پرسید آیا شهره آغداشلو مناسب صداپیشگی اژدها بوده یا خیر! شاید بدون استفاده از ملی‌گرایی و پنهان کردن ضعف‌ها پشت این اصطلاح باید گفت که این صدا روی کاراکتر اژدها یکی از ضعیف‌ترین انتخاب‌ها بوده است و به‌هیچ‌عنوان با کاراکترهای دیگر همخوانی ندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟