دالی از زبان خودش در دنیای دوپیو
طی چند سال اخیر ۴ فیلم از دنیای «کانتن دوپیو» را با یکدیگر مرور کردهایم. این فیلمساز معاصر فرانسوی جلوهای عریان از سینمای سوررئالیسم را در قالبی کاملاً مینیمال در اختیار مخاطب خود قرار میدهد. دنیای دوپیو آنقدر ساده است که گاه فقط به یک لوکیشن داخلی نیاز دارد تا مخاطب را طی ۸۰ تا ۹۰ دقیقه دچار سحر کند. در دنیای دوپیو هر چیزی امکانپذیر است و این همان رمز زیبایی این فیلمساز است. جادوی او گاه از طریق دیالوگها دچار وسعت میشود و گاه بر اثر رخدادهای تصادفی در سینمای ابزورد وارد دالانی تودرتو در دنیای فراواقع میشود.
طی دهههای گذشته انبوهی از آثاری را شاهد بودهایم که در سینمای روایی و مستند سعی در بهتصویر کشیدن یکی از پیشگامان سوررئالیسم یعنی «سالوادور دالی» داشتهاند. اما باید گفت که هیچکدام از این آثار وارد دنیای سوررئال-ابزورد دالی نشدهاند یا قادر نبودهاند که خود را به درون دنیای پیچیده و در عین حال سادهی این هنرمند شهیر قرن بیستمی ببرند. اما زمانی که پای کانتن دوپیو به میان میآید باید گفت که او قادر است طی ۸۰ دقیقه مخاطب را در برابر دالی قرار دهد، دالی را به درون دنیای دالی ببرد، مخاطب و دالی را همزمان در این دنیا رها کند، مخاطب و دالی در این دنیا گم شوند و در نهایت از طریق همین گمگشتگی روایت را کامل کند. داستان دوپیو با واگویههای یک ژورنالیست جوان با نام «جودیت» آغاز میشود که خلاصهای از زندگی خود را با مخاطب و دیوار چهارمی که میشکند و هیچکس نمیداند پشت این دیوار کیست بیان میکند. او قبل از روزنامهنگاری در یک داروخانه مشغول به کار بوده و حال در اولین گام جدی خود در دنیای جدید قرار است با سالوادور دالی در یک هتل مصاحبه کند. او منتظر رسیدن دالیست و هنگامی که دالی سر میرسد بهیکباره موتور روایت آقای دوپیو روشن میشود. در راهرویی که به اتاق جودیت منتهی میشود گویی دالی همانند نقاشی ساعت خود زمان را کش میدهد و این کش آمدن زمان از طریق گامهای او در نماهای مختلف تصویر میشود. در این دنیا دالی مصاحبهی نوشتاری را قبول نمیکند و اصرار دارد که این مصاحبه بهصورت تصویری انجام شود. آقای دویپو از طریق همین درخواست مخاطب را به درون یک هزارتو با حضور شش دالی مختلف میبرد. آیا دالی در خواب است و همهی اینها رویای او هستند؟ آیا دالی در حال شنیدن رویای آن کشیش هنگام صرف شام است؟ آیا مخاطب درون خواب جودیت در هتل بهسر میبرد؟ آیا این اتفاقات واقعیت دارند؟ دنیای سوررئالیسم همین است. در این دنیا نه میدانی چه چیز واقعی است و نه حتی رویا را از واقعیت تمیز میدهی. در این دنیا باید بهراحتی خود را درون دالانهایی که کارگردان برای تو تعبیه کرده رها کنی و حتیالامکان همهی آنها را بپیمایی تا از این کشآمدگی زمان و تغییرهای لحظهای مکان و کاراکترها لذت وافر ببری.
دنیای جدید آقای دوپیو در باب سالوادور دالیست و در عین حال دالی تبدیل به کارگردان روایت دوپیو میشود. سپس دالی در این دنیایی که خودش ساخته گم میشود. او برای لحظاتی حتی نمیداند سالخورده است یا یک دالی جوان یا میانسال. او در همین دنیا پشت دوربین، مقابل دوربین و در نهایت در خواب جودیت ظاهر میشود. همهچیز در این دنیای رویاگونهای که صرفاً انسانها و مکانها ممکن است واقعی باشند بهآنی دچار هرج و مرج میشود. دالی در این دنیا به درون نقاشیهای خود میرود، خودش را در دنیای موازی مشاهده میکند، به درون خواب جودیت میرود و در نهایت آن پایانی را که میخواهد برای مستند تودرتوی خود انتخاب میکند. آقای دوپیو در این روایت گویی فقط دوربین را روشن کرده، دالی را به زندگی بازگردانده و اجازه میدهد همهی دالیهای موجود در عنوان فیلم روایت را هر گونه که بخواهند پیش ببرند!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.