پوستر فیلم کیوپید

این بار الهه‌ی عشق، مضحکه‌ی دست فیلمساز

کیوپید
cupid
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

فی دختر نوجوانی‌ست که همواره مورد تمسخر دیگر افراد مدرسه است. در این بین تنها دوستی که دارد مت است. او عاشق معلم خود آقای جونز شده است. پس تصمیم می‌گیرد با استفاده از یک کتاب جادویی که دارد خودش و آقای جونز را با طلسم به‌هم نزدیک کند. در این بین اِلیس گوشی آقای جونز را دزدیده و با آن گوشی به فی ابراز عشق می‌کند. بعد از اینکه فی متوجه می‌شود از طریق الیس و دوستان‌اش دست انداخته شده است. با همان کتاب جادویی این بار الهه‌ی عشق را احضار می‌کند و می‌خواهد که عشق را از تمام مدرسه بگیرد، اما الهه‌ی عشق با مرگ به استقبال اهالی مدرسه می‌آید.
در اساطیر رم «کیوپید» الهه‌ی عشق از نوع اروتیک محسوب می‌شود که معمولاً به‌صورت پسری عریان با بال‌هایی نشان داده می‌شود. او پسر «ونوس» یا «افرودیت» الهه‌ی عشق، زیبایی و باروری و «مارس» -مریخ- خدای جنگ و عدالت است. در زبان لاتین به «اَمور» یعنی عشق و در یونانی به «اروس» نیز معروف است. کیوپید چنان که بزرگ شد عاشق «پسوخه» دختر زیبایی می‌شود. اما مادر به‌دلیل حسادت سه شرط را در برابر پسوخه می‌گذارد برای رسیدن به پسرش. این سه شرط بسیار سخت‌اند، اما پسوخه از پس آنها برآمده و در نهایت این دو عشق به‌هم می‌رسند.
در ابتدای فیلم اما داستان با نگاه اجمالی به این افسانه ذکر می‌کند که اصل داستان چیزی دیگر بوده است. این دو در واقع به هم نرسیده‌اند و پسوخه در راه عشق جان می‌دهد. از این رو کیوپید به‌دنبال انتقام از عشق و همه‌گونه عشقی، عاشقان را می‌کشد. حال فیلم تمام تلاش خود را می‌کند تا به‌گونه‌ای بر اساس این افسانه یک داستان بسراید و بیننده را با این افسانه خوشحال کند. اما چه سود که جز توهین به عشق و این افسانه کار دیگری حاصل این فیلم نیست. کاملاً مشخص است که نویسنده که همان کارگردان اثر نیز است، در یک درهم‌بافی داستانی سکانس‌ها را کنار هم قرار داده است تا کیوپید به‌عنوان شیطان وارد شود و همه را بکشد. سکانس‌هایی که حتی اعتبار تصویری هم ندارند. اول اینکه کیوپید یک شیطان زشت با ماسکی احمقانه است که هر کس را در سر راه‌اش بیابد می‌کشد، بدون توجه حتی به افسانه‌ی خودِ فیلم که در ابتدا به آن اشاره شده است. دوم هم اینکه آمدن‌اش با یک سحر احمقانه است و رفتن‌اش هم با یک دلیل احمقانه‌تر. دلیل آمدن‌اش یک فرد و ریختن خون روی یک صفحه کاغذ است که هرکسی می‌تواند این کار را انجام دهد و رفتن‌اش هم باید ۲۴ ساعت از آمدن‌اش بگذرد و ولنتاین تمام شود. این ایده‌ی خود داستان است. اما انگار خود فیلم هم فراموش کرده ایده چه بوده و خیلی سریع قبل از اینکه قهرمان داستان‌اش بمیرد، فیلم را تمام می‌کند. قبل از اینکه ۲۴ ساعت از بودن کیوپید بگذرد.
پیش از این فیلم، یک فیلم دیگر با نام «صحبت نکن» از این کارگردان، «اسکات جفری»، مرور شده است. می‌توان این نویسنده و کارگردان و تهیه‌کننده را نیز در زمره‌ی کسانی دانست که سینما را از جنبه‌ی هنری و تخصصی خود نمی‌بینند. تعداد بسیار زیاد آثاری که تنها در همین سال توسط این شخص نوشته و کارگردانی شده است، خود نشان‌دهنده‌ی این امر است که کیفیت اثر هیچ اهمیتی ندارد؛ داستان‌هایی که همه به‌نوعی یا دزدیده شده‌اند یا تقلیدی کورکورانه بوده‌اند.