پوستر فیلم باغ‌وحش کریپتو

از حرص و آز انسان امروزی

باغ‌وحش کریپتو
Cryptozoo
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳.۵
نویسنده سارا

تصویری جادویی از آسمانی سیاه‌رنگ که ستارگانی سفید در خود دارد، آغازگر این انیمیشن است. سپس همانطور که درختان از دو سوی تصویر، دایره‌وار وارد آن می‌شوند این آسمان نیز در پشت آنها مخفی می‌شود تا اینکه تمام تصویرِ سیاه‌رنگ با درختانی که با رنگ سفید کشیده شده‌اند پر می‌شود. زوجی جوان در میانه‌ی رنگ قرمزی که مانند هاله‌ای زمین و اطراف آن را احاطه کرده‌ است، دیده می‌شوند. این زوج که برای دور شدن از شهر و گذراندن شبی به‌یادماندنی به این جنگل آمده‌اند بعد از زمانی که با هم سپری می‌کنند به گشت‌وگذاری کوتاه در آن جنگل می‌پردازند. اما آنها ناگهان خود را در برابر دیواری بلند و تورمانند می‌بینند و کنجکاوی برای دانستن اینکه پشت این دیوار چه است آنها را وارد یک دنیای عجیب و مرگبار می‌کند.
«فرانتس کافکا» با داستان «مسخ» خود قطعاً یکی از زیباترین داستان‌های گروتسک را روایت کرده است. داستانی که در آن با اشاره به انسان عصر مدرن، بردگی او را در این عصر به خوبی نشان می‌دهد چنان‌که تمام خانواده‌ی گرگور بعد از آنکه او تبدیل به سوسک می‌شود و دیگر نمی‌تواند نیازهای آنان را برطرف کند، ترجیح می‌دهند او بمیرد تا عضوی بی‌مصرف در خانواده باشد. حال «دش شاو» در دومین اثر سینمایی خود با استفاده از هنر گروتسک و بهره بردن از انسان‌-حیوان‌هایی که نه می‌توان آنها را انسان نامید و نه حیوان، سعی کرده است این انسان عصر مدرن را از وجهی دیگر به تصویر بکشد. انسان-حیوان‌هایی که در اینجا به‌نام «کریپتید» شناخته می‌شوند.
انیمیشن «باغ‌وحش کریپتو» با دنبال کردن دختری جوان به نام «لورن» سعی کرده است با قرار دادن این شخص _که نماد یک انسان آرمان‌گراست_ در موقعیت‌های مختلف و درکنار انسان‌های متفاوت، تصویر سیاه و زشت انسان‌های امروزی و دنیای آنها را به تصویر بکشد. دنیایی که حرص و ولع و خواستنِ چیزهای بیشتر توسط انسان‌های آن باعث شده است دیگر هیچ موجودی نتواند در آسایش و آرامش زندگی کند چراکه انسان برای داشتن قدرت حاضر است همه‌ی موجودات دیگر را در راه اهداف شوم خود قربانی کند.
لورن که در نوجوانی کابوس‌های بسیاری شباهنگام به سراغ‌اش می‌آمده است، توسط یک کریپتید خاص به‌نام «باکو» درمان می‌شود. باکو که چیزی شبیه به فیل و خوک است کابوس‌های انسان‌ها را از آنها می‌گیرد و آرامش و راحتی را به آنها ارمغان می‌دهد. لورن از آن زمان به بعد در تلاش بوده است تا کریپتیدها را از دست انسان‌های حریصی که هر یک خواهان استفاده‌ی ابزاری از این موجودات عجیب‌وغریب هستند، نجات دهد و حالا شنیده است که نظامیان خواهان گرفتن باکو هستند. پس او به همراه یک کریپتید خاص دیگر به‌نام «فیبی» که موهای سرش مار است و با نگاه خشم‌آگین به انسان‌ها می‌تواند آنها را تبدیل به سنگ کند، تلاش می‌کند باکو را بیابد. لورن و فیبی در این مسیر مکالمات بسیاری هم درباره‌ی عادات زشت و قبیح مردمان امروزی دارند. آنها از انسان‌هایی حرف می‌زنند که به جای درک موجودات دیگر می‌خواهند هر طور که شده آنها را برای منافع خود تغییر دهند. از سوی دیگر لورن با تلاش‌های خود در این سال‌ها توانسته است مکانی امن به نام «باغ‌وحش کریپتو» را به صورت قانونی ایجاد کند؛ آرمان‌شهری که در آن کریپتیدها می‌توانند به‌راحتی و بدون هیچ دردسر و تبعیضی زندگی کنند. اما به قول دختر ابتدایی داستان -اَمبر- آیا چیزی به نام آرمان‌شهر وجود دارد؟
شاو با جمع‌آوری داستان‌های حماسی کشورهای مختلف و بهره بردن از موجودات عجیبی که ما بیشتر آنها را در تصاویر و نقاشی‌های گروتسک قدیمی دیده‌ایم دنیایی جادویی و عجیب را برای‌مان به تصویر کشیده است. دنیایی که با نقاشی‌هایی حساب‌شده و موجوداتی که هر یک کار خاص و عجیبی انجام می‌دهند توجه ما را هرچه بیشتر به خود جلب می‌کند. درواقع جنبه‌ی بصری انیمیشنی که شاو برایمان به تصویر کشیده است آنقدر جذاب است که خود یکی از مهم‌ترین مزیت‌های آن محسوب می‌شود. بهره بردن از اشکال هندسی، بازی با رنگ‌ها و درجه‌بندی‌های آن حتی در یک تصویر، تغییر بافت‌های ظاهری اشکال واقعی طبیعت مانند آبشاری که با رنگ‌های گوناگون مدادرنگی کشیده شده است، حتی استفاده از گاف‌های بینایی برای دیدن یک تصویر به اشکال مختلف همگی از زیبایی‌های بصری این انیمیشن محسوب می‌شوند. کاری که شاو در فیلم ابتدایی خود به‌نام «تمام مدرسه من در دریا غرق می‌شود» (۲۰۱۶) نیز انجام داده بود با این تفاوت که حالا تصاویر و البته داستان بسیار پخته‌تر و تمثیلی‌تر از داستان ابتدایی‎‌اش است.