دختر جوانی در جنگل روی زمین خوابیده است. از خواب بیدار میشود و ناگهان دست خود را بسته به زنجیری بلند میبیند. اطرافاش درختانی بریده شده است، درحالی که در آتش میسوزند. دختر رد زنجیر را میگیرد و یک موجود عجیب و غریب با یک ماسک عجیب و غریبتر را مشاهده میکند. زنجیرش به «هاووک» متصل شده است. همان موجود که روی زمین خوابیده و در کنارش یک ارهی بزرگ قرار گرفته است. دختر کلید را در دستان او میبیند. پس به آرامی کلید را برمیدارد و دور میشود. همین که میخواهد از کلید استفاده کند هاووک در کنارش ظاهر میشود.
فیلم «گریه کن هاووک» جزو فیلمهای اسلشری ست که به گونهای میخواهد ادامهی فیلمهای بزرگی چون «کشتار با اره برقی در تگزاس» باشد. در فیلم «کشتار با اره برقی در تگزاس» ما یک خانواده را میبینیم که هر کدام از شخصیتهای داستان نماد یک شخصیت در جامعه هستند؛ یکی پیرمرد کهنسالیست که توانایی انجام کارهای خود را هم ندارد. دیگری پدریست که نماد مردسالار جوامع است که کارش پول درآوردن است. یکی پسری یاغیست که هرگز کسی نبوده چیزی به او بیاموزد و دیگری شخصیست با ماسکی بر چهره که هرگز حرف هم نمیزند و تنها کاری که انجام میدهد استفاده از همان اره برقیست. هر کدام برای وجودشان در فیلم دلایلی خاص خودشان را دارند.
در این فیلم، هاووک نیز ماسک بر چهره دارد، اما اره برقی در دستش نیست و یک اره عادی دارد و به وسیله آن قربانیاناش را سلاخی میکند. اما هاووک نماد هیچ چیزی در فیلم نیست. او تنها کارش کشتن است و معلوم نیست که چرا این کار را انجام میدهد. آیا از این کار لذت میبرد؟ او حتی کارهایی انجام میدهد که خودش هم خوشاش نمیآید. او دکمههای پیراهن قربانیان خود را باز میکند و اندامشان را میبیند و خودش هم از این کار بدش میآید! دلیل وجود این کار را باید از خود کارگردان پرسید. تفاوت دیگری که در این دو فیلم میتوان بهوضوح دید این است که فیلم پیشِ رو تمام سکانسهای کشتار را به وضوح نشان میدهد. او اره برقی را بر وسط بدن زنان فرو میکند سپس با دستهایش تمام اندامهای درونی بدن را بیرون میریزد. اما در فیلم ذکرشده هرگز ما چنین سکانس ترسناکی را نمیبینیم. از سوی دیگر قربانبان هاووک هیچکدام بهغیر از خبرنگاری که برای مصاحبه با صاحبِ هاووک آمده است معنایی برای بیننده ندارند. آنها هستند تا کشته شوند؛ آن هم به طرزی فجیع و ترسناک. حتی باور اینکه یک خبرنگار زن بهتنهایی بخواهد به دیدن یکی از ده جنایتکار در لیست اف.بی.آی بیاید نیز جای تعجب دارد. حتی اگر انگیزهی او رسیدن به خبرنگاری در سی.اِن.اِن باشد. فیلم در شخصیتپردازیهای خود دچار ایراد است.حتی در پرداخت شخصیت صاحب هاووک و حتی آن پلیس که برای نجات دخترش آمده است هم موفق نیست. و همین است که بیننده جز دیدن سکانسهای کشتار چیز دیگری نمیتواند از آن کسب کند. اگرچه بهواسطهی نوع فیلم و دنبال شدنهای پیدرپی قربانیان توسط هاووک سکانسهای پراسترس و حتی گاه غافلگیرکنندهای را میتوان در آن دید، اما جز همان ترسیدنهای لحظهای چیزی دیگر نصیب بیننده نمیشود.
البته که با آن همه سکانس کشتار عجیب و غریب و خونریزیهای فجیعی که دوربین علناً همه را نشان میدهد شاید بتواند مخاطبانی را برای خودش بیابد، اما فیلم حرف دیگری برای گفتن ندارد.
«رنه پرز» کارگردان این فیلم شخصیت هاووک را اولین بار در فیلم «بازی با عروسکها» به بینندگاناش شناساند. دو سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۷ قسمت دوم آن را هم عرضه نمود. او که در کارنامهاش فیلمهای ترسناک کماهمیتی زیادی وجود دارد، قسمت سوم فیلماش را در سال ۲۰۲۰ ساخته است و احتمالاً امیدوار است باز هم از این شخصیت استفاده کند.