پوستر فیلم علاقه‌ی پنهانی

امریکن‌پای دگرباش‌ها

علاقه‌ی پنهانی
Crush
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

شاید برای بعضی تعجب‌آور باشد که چرا عنوان این فیلم را «علاقه‌ی پنهانی» ترجمه کرده‌ایم، در صورتی که در زبان فارسی نیز با همان نام «کراش» عمومیت دارد. باید گفت که این واژه یا اصطلاح آن «روی کسی کراش داشتن» در ایالات متحده نیز تا قبل از شروع دهه‌ی ۱۹۹۰ به‌مانند امروز استفاده نمی‌شد. به‌طور مثال در فیلم «شانزده شمع» محصول ۱۹۸۴، زمانی که «سامانتا» می‌پذیرد که پسر مورد علاقه‌اش به او بی‌توجه خواهد ماند. پدر سامانتا در واکنش به این موضوع می‌گوید:«واسه همینه بهش می‌گن «کراش». چون اگه آسون‌تر بود یه اسم دیگه روش می‌ذاشتن». از اواخر همین دهه و شروع دهه‌ی ۱۹۹۰ کم‌کم آثار هالیوودی دیالوگ‌هایی را با همین مضمون در خود داشتند یا اصلاً فیلم‌های تینیجری با چنین درون‌مایه‌ای ساخته می‌شدند. علت پرکاربرد شدن این واژه نیز به این باز می‌گردد که آثار مخصوص نوجوانان در سینمای هالیوود تبدیل به یک ژانر شد. در دهه‌ی اخیر و با قوت گرفتن حضور دگرباش‌ها به‌عنوان کاراکترهایی ثابت در آثار هالیوودی، آثاری را مشاهده می‌کنیم که در آن‌ها دنیایی خلق می‌شود که دگرباش‌ها بی هیچ ترسی از جامعه‌ی مذهبی و عرفی مشغول زندگی هستند. فیلم اول خانم «سامی کوهن» نیز با همین درون‌مایه قرار است مخاطب را درگیر دنیایی خیالی کند.
«پیج ایوانز» دختری دبیرستانی و دگرباش است. او علاقه‌ای پنهانی به یکی از همکلاسی‌های خود با نام «گابریلا» دارد. پیرنگ اصلی فیلم همین یک جمله است. اما کارگردان سعی دارد دنیایی را بسازد که در آن تعداد دگرباش‌ها در یک دبیرستان بیش از دیگران است. او با خلق چنین مکانی سعی دارد به اتفاقات فیلم خود دلیلی منطقی بدهد. اما از آن سو باعث شده مخاطب اصلاً چنین دنیایی را نپذیرد. این عدم پذیرش اثر توسط مخاطب به‌هیچ عنوان ربطی به مقوله‌ی «دگرباش‌هراسی» و موضوعاتی از این دست ندارد. علت اصلی این است که مخاطب سعی دارد هنگام تماشای هر فیلم آن را با دنیای پیرامون خود و حداقل کمی واقعیت تطبیق دهد. اما فیلم خانم کوهن این دسترسی را به او نمی‌دهد. این کارگردان فیلم‌اولی با خودخواهی سعی دارد همه‌چیز را در خدمت پیرنگ خود قرار دهد.
اما چرا عنوان این مرور را «امریکن‌پای دگرباش‌ها» گذاشتیم. شاید درون‌مایه‌ی این اثر بسیار ملوتر و نرم‌تر از سری کمدی‌های تینیجری امریکن‌پای باشد، اما در یک چیز با آن‌ها یکسان است. در تمام آن آثار یک نوجوان از میان آن همه کاراکتر علاقه‌ای پنهانی به یکی از دختران مدرسه داشت و فیلم در هر سری با چنین تلاشی از سوی کاراکترها در برابر مخاطب قرار می‌گرفت. اوضاع این فیلم هم چندان جدای از آن درون‌مایه‌ها نیست. تفاوت این فیلم با آن آثار در این است که دنیای‌اش کاملاً وارونه است. در این دنیا به‌جای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بین همه‌ی گرایش‌های جنسی، کارگردان سعی دارد نظر خیالی خود را تحمیل کند. این تحمیل نظر از سوی کارگردان اگر بر اساس فاکتورهای سینمای پست‌مدرن بود باز هم می‌توانستیم کمی در باب آن عمیق شویم. اما خانم کوهن با استفاده از تمام کلیشه‌های سینمای جریان اصلی یک اثر کاملاً متوسط را مقابل ما قرار داده است. در پایان باید بگویم که از بازی و طنازی برخی کاراکترهای فرعی در این روایت نمی‌توان چشم پوشاند. اما همین نقاط قوت کوچک در این فیلم نیز باعث ایجاد یک روزنه‌ی روشن در کل آن نمی‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟