پوستر فیلم ترسناک

طاعون روابط انسانی

ترسناک
Creepy
محصول ۲۰۱۶ – ژاپن
ژانر جنایی، دلهره
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فیلمسازی چون «کیوشی کوروساوا» نه به‌سبب روایت‌های عجیب‌و‌غریب و تبلیغاتی‌اش، بلکه به‌واسطه‌ی هوش درست اجتماعی و سینمایی‌ای که دارد تبدیل به چهره‌ای تأثیرگذار در سینمای سه دهه‌ی اخیر ژاپن و جهان شده است. از آثار او تاکنون فیلم‌هایی چون «درمان»، «نبض»، «مسیر مار»، «همسر یک جاسوس»، «صدای ناقوس» و «ابر» را مرور کرده‌ایم. همان‌طور که در برخی از این مرورها قول داده بودیم سعی خواهیم کرد به آثار دیگر این کارگردان نیز سر بزنیم. حال قرار است وارد دنیای ترسناک او در فیلم «ترسناک» شویم؛ دنیایی که دو قسمت دارد.

آقای کوروساوا ابتدا مخاطب را درگیر افتتاحیه‌ای از جنس آثار جنایی می‌کند و کاراکتر اصلی خود را طی همین افتتاحیه درون قاب قرار می‌دهد. «تاکاکورا» در حال بازجویی از یک قاتل سریالی است که تاکنون به قتل هشت نفر اعتراف کرده است. او برای کمی هواخوری از اتاق بازجویی خارج می‌شود و پس از بازگشت مشاهده می‌کند که قاتل فرار کرده و در میان راهروهای اداره‌ی پلیس متواری است. کارگردان بی‌آنکه عجله‌ای داشته باشد کاراکتر تاکاکورا را همچون انسانی که پس تأیید ذهنی گزاره‌ی مدنظرش طبق آن عمل می‌کند به‌تصویر می‌کشد. همین اطمینان از گزاره‌ی ذهنی باعث چاقو خوردن او شده و در نهایت زمانی پا به درون روایت اصلی می‌گذاریم که تاکاکورا به‌همراه همسرش، یاسوکو، به مکانی بی دردسر نقل‌مکان کرده‌اند. او اکنون استاد روانکاوی قتل در یک دانشگاه است. آقای کوروساوا پس از افتتاحیه سعی دارد کمی بیشتر زندگی فردی یاسوکو را در مواجهه با مردان پیرامونی و رنجی که به‌عنوان یک زن می‌کشد تصویر کند. پس از ورود «نیشینو» گویی پازل مد نظر کارگردان برای حل‌شدن توسط مخاطب آماده می‌شود. آن دو روی روایت که در بند اول اشاره کردم پس از ورود نیشینو شکل می‌گیرد؛ از یک‌سو با یک اثر جنایی و هیجان‌انگیز که المان‌های دلهره را در خود دارند مواجه می‌شویم و از سوی دیگر با درامی اجتماعی که کاراکتر آن زنی تنها و خانه‌دار است داستان را پی می‌گیریم. این انعطاف را باید مدیون دوربین پویای آقای کروساوا باشیم که هم‌زمان می‌تواند درامی اجتماعی و اثری تحت‌تأثیر سینمای ژانری را به‌تصویر بکشد.

آقای کوروساوا در طول روایت خود هیچ‌گاه حفره‌ی عمیقی نمی‌کند. شاید مخاطب در بخش‌هایی از روایت وارد تودرتوی پیرنگ «درمان» یا حتی «مسیر مار» شود. این را باید به‌حساب امضای آقای کوروساوا در حرکت‌دادن به دوربین دانست. اما تفاوت عمده‌ی این روایت با آثاری که نام بردیم در این است که آقای کوروساوا داستان را حول کاراکتر یاسوکو پیش می‌برد و به‌نوعی همچون درون‌مایه‌ی اثری چون «در دست دانته» سعی دارد با تمام وجود تاکاکورا را به مسیری بازگرداند که در آن یاسوکو صرفاً پیش‌خدمت، آشپز و در نهایت ابژه‌ی آسودگی او نیست.

حضور قاتلی سریالی که سایکوپتی منزوی لقب می‌گیرد نیز در این اثر انتزاع کالبدیافته‌ی شیطان است؛ شیطانی که گویی هیچ اکتی جز وسوسه و مسخ‌کردن افراد ندارد. حتی همین نیشیبو نیز گویی در مسیر درام اجتماعی این اثر قرار است عصیان منفعل کاراکتر یاسوکو لقب بگیرد. آقای کوروساوا آن‌قدری روی روایت‌های بیناژانری تسلط دارد که در طول مسیر این فیلم برای لحظه‌ای از درون‌مایه‌اش رها نمی‌شود. دوربین در اثر او همچون کاراکتری که حضور دارد و ندارد ظاهر می‌شود. در این فیلم گویی دوربین تا دقیقه‌ی ۶۱ که اولین اغواشدگی یاسوکو توسط ابلیس صورت می‌گیرد حق ورود به درون خانه‌ی نیشیبو را ندارد. اما به‌محض رخ‌دادن این اغواگری و در دقیقه‌ی ۸۳ دوربین همچون کاراکتری سرگردان به پشت دیوارهای این خانه‌ی مرموز می‌رود. مانایی این فیلم در همین است که چیزی برای پنهان کردن ندارد؛ همه‌چیز همچون ابژه‌ای در خدمت یاسوکوست تا از ابژگی مردسالارانه‌ی سنتی خارج شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟