پوستر فیلم ترک‌خورده

کارگردان روی هیچ‌کدام از ژانرها تسلط نداشت

ترک‌خورده
Cracked
محصول ۲۰۲۲ – تایلند
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در باب سینمای تایلند و آسیای جنوب شرقی و ورود آن‌ها به ژانرهای پرطرفدار طی این دو سال بسیار سخن گفته‌ایم. سینمای تایلند تا پیش از این سعی داشت فقط‌و‌فقط در ژانر اکشن-رزمی جایی میان کشورهای صاحب سبک در این ژانر باز کند. اما گویا کم‌کم به این نتیجه رسیدند که جغرافیای تایلند پتانسیل ژانر پرطرفدار دلهره را دارد. طی سال‌های اخیر شاهد رونق گرفتن بازار دلهره‌های تایلندی میان مخاطبان سینمای دلهره هستیم.
«سوراپونگ پلوئنسانگ» در اولین تجربه‌ی بلند فیلم‌سازی خود به‌سراغ تلفیق دلهره و جنایت رفته است. او مانند هر کارگردان تایلندی سعی کرده یکی از عمارت‌های محصورشده در جنگل را برای اثر خود انتخاب کند. روایت او از زنی با نام «روجا» می‌گوید که به‌همراه دختر خردسال‌اش برای فروش املاک به‌ارث رسیده از سوی پدر به تایلند بازمی‌گردد. کارگردان از همان ابتدا سعی دارد مخاطب را درگیر کم‌بینایی دختربچه و استرس درونی روجا کند. اما لحظه‌به‌لحظه که در روایت پیش می‌رویم شاهد کم‌رنگ شدن این دو المان می‌شویم.
فیلم به‌لحاظ کیفیت بصری و حتی نورپردازی چیزی کم ندارد. اما این روایت است که با نقصان‌های خود باعث دوری مخاطب می‌شود. کارگردان جوان دوست دارد با تعلیق، سکون و جامپ‌اسکر مخاطب را شوکه کند. اما او جامعه‌ی مخاطبان ژانر دلهره را خوب نشناخته و شاید پیش از رفتن پشت دوربین اندوخته‌ی تصویری کاملی از تاریخ ژانر دلهره در سینما نداشته است. به هر کدام از دو دلیل بالا، با فیلمی کاملاً خام در ژانر دلهره مواجه هستیم.
یکی از ناامیدکننده‌ترین بخش‌های فیلم مربوط به کاراکترهای فرعی است. این کاراکترها را به‌شخصه آسانسوری می‌نامم. فرض کنید در یک مجتمع آپارتمانی قرار دارید و می‌خواهید به طبقه‌ای خاص بروید. پشت درب آسانسور منتظر می‌مانید. درب که باز می‌شود افرادی چند از آسانسور خارج می‌شوند. شاید تا رسیدن به طبقه‌ی مورد نظر، چندباری با این صحنه مواجه شوید. کاراکترهای آسانسوری نیز همین‌گونه هستند. کارگردان هیچ شخصیت‌پردازی‌ای از آن‌ها ندارد. زمانی که کاراکتر اصلی در روایت پیش می‌رود، هر کدام از این کاراکترها در جایی سر می‌رسند و دوباره غیب می‌شوند. این نوع کاراکترها در آثاری یافت می‌شوند که کارگردان هیچ تسلطی روی کلیت روایت ندارد و برای منطقی جلوه دادن لحظه‌ای بخشی از داستان دست به دامان آن‌ها می‌شود. حال و روز کاراکتر مباشر و پیش‌خدمت خانه جز این نیست.
کارگردان جوان تایلندی باید بداند که سینمای دلهره فقط چند جلوه‌ی ویژه و یک نفرین و جامپ‌اسکر نیست. مخاطب این سینما بیش از هر چیزی روایت طلب می‌کند و انتظار دارد در میان یک قصه به رخدادی دلهره‌آور برسد. زمانی که کلیشه‌های دلهره و قصه از یکدیگر فاصله داشته باشند، مخاطب نیز به‌سادگی به‌سراغ اثری دیگر می‌رود. حال باید دید این کارگردان تازه‌کار تایلندی در ادامه‌ی مسیر فیلم‌سازی خود به‌کدامین سو خواهد رفت. آیا همچنان قصد دارد در ژانر دلهره دچار آزمون و خطا شود؟ یا برای درک بیشتر روایت و کاراکترهای قصه به‌سراغ ژانرهای دیگر نیز خواهد رفت؟ او درک درستی از قاب‌ها دارد و در این فیلم هم نشان می‌دهد که چگونه و در چه زمانی یک قاب را برش دهد. اما برای تسلط روی ژانر و قصه باید بیش از این آزمون و خطا کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟