آثار بیکیفیت سینمای گروه ب حد و مرزی ندارند و فقط در ایالات متحده یافت نمیشوند. حتی در سینمای بریتانیایی که در سال آثار سینمایی کمتری نسبت به دیگر نقاط دنیا تولید میکند نیز هر ساله با چنین فیلمهایی مواجه هستیم.
این فیلم روایتگر زندگی در خلوت یک خوانندهی سابقاً معروف است. «برایان کرنر» در اواخر دههی ۱۹۸۰ و ابتدای دههی ۱۹۹۰ شهرت داشته و بهیکباره و بعد از حادثهی خودکشی از نظرها محو میشود. حال و پس از گذشت ۳۰ سال، یک پاپاراتزی به مردی میانسال برخورده و احساس میکند او همان برایان کرنر معروف است. عکاس سعی میکند با تعقیب و عکس گرفتن از او به شهرت برسد. اما آیا این پلات را میتوان بهصورت سینمایی در فیلم مشاهده کرد؟ باید گفت خیر. فیلم از همان المانهای فیلمهای دستهی ب پیروی میکند.
کارگردان سعی کرده فیلم خود را با قرار دادن کاراکترهای زیاد در داستان کمی قابل تماشا کند. اما از آن سو فراموش کرده که او در حال استفاده از نابازیگر است و همین مسئله باعث شده تا مخاطب حتی رغبت نکند داستان او را ادامه دهد. همانطور که قبلاً هم اشاره شد استفاده از نابازیگر یکی از سبکهای استادان فیلمسازی در دنیاست. اما آنها برای یک پلان از یک نابازیگر حتی ۸۰ برداشت را هم انجام میدهند. تفاوت درست در همین جاست؛ کارگردانهای فیلمهای ارزان بههیچ عنوان حوصلهی این برداشتهای پیدرپی را فقط از یک پلان ندارند و با یک برداشت خوب یا بد کار را خاتمه میدهند و بهسراغ صحنه یا سکانس بعدی میروند. پس وجود این همه بازیگر در چنین فیلمی فقط باعث میشود تا مخاطب بیش از پیش از فیلم زده شود.
زمانی که میگوییم این دسته از فیلمها از هر زاویهای به یک سوژه نگاه کنند عقیم هستند، قصد داریم چنین بیان کنیم که زاویهدید کارگردان در این فیلمها هیچ عمقی ندارد. مخاطب با قطاری از صحنههای پیدرپی مواجه است و تنها استفادهای که دارند تلف کردن وقت بیننده است. یکی از مضحکترین تکنیکهایی که کارگردان بهکار برده استفاده از قاب ۴ در ۳ برای مرور خاطرات برایان کرنر است. قرار است زمانی که هر کدام از کاراکترها در حال مطالعهی کتاب هستند، قاب دوربین بهسوی خاطرات کرنر برود. اما اینکه هر کاراکتر در حال مطالعهی چه بخشی از زندگی اوست نه در این قابها و نه در هیچ جای دیگری مشخص نمیشود. کارگردان فقط سعی کرده دوربین خود را در حومهی لندن بچرخاند و در خلوتترین مکانها برداشتهای خود را بگیرد. از سویی دیگر هیچکدام از این کاراکترها دلیلی برای حضور در این روایت ندارند. چهبسا اگر همهی آنها را حذف میکردند و فقط ۲ دقیقه از فیلم باقی میماند، میتوانست در شبکهای مانند یوتوب بیشتر مورد استقبال قرار بگیرد. اما در نهایت تمام این کاراکترهای دمبریده در فیلم حضور دارند و در رفتوآمد هستند و بهیکباره حذف میشوند. دلیل؟ پاسخی وجود ندارد جز اینکه شما در حال تماشای یک اثر در سینمای گروه ب هستید.