ژانر ووشیای چینی نیاز به نوآوری در ساختار دارد
ژانر «ووشیا» یکی از مهمترین عوامل شناخته شدن سینمای هنرهای رزمی چین و هنگکنگ در سرتاسر جهان است. فیلمهایی چون «قهرمان»، «ببر خیزان، اژدهای پنهان» و دهها اثر موفق دیگر در این ژانر موفقیتهای تجاری زیادی کسب کردند. در سینمای چین درست همانطور که در سینمای جهان به ژانر دلهره بها میدهند، ووشیا یکی از جذابترین پیرنگها را برای پرداخت دارد. اما آیا طی سالهای اخیر سینمای چین سعی دارد با سرعتی برقآسا خلأ موجود بین خود و دیگر سینماها را پر کند. هزینههای هنگفت با بهکار بستن جلوههای ویژهی کامپیوتری یکی از این تلاشهاست که متأسفانه در سینمای تجاری این کشور و بهخصوص در ژانر ووشیا و اکشن-رزمی نتیجهی عکس داشته است.
این فیلم همانطور که از ناماش برمیآید روایت یک شاگرد هنرهای رزمی در شائولین است. «فانگ شییو» در افتتاحیهی فیلم و پس از موفقیت در آزمونی سخت راهی شهر خود میشود. کارگردان چینی سعی دارد به همان کلیشههای رنج و انتقام پایبند باشد. اما کاراکترهای او آنقدر کاغذی هستند که نتوانند ذهن مخاطب را به روایت گره بزنند.
این فیلم دچار همان ضعف ساختاری دیگر آثار این سینماست؛ برشهای اشتباه در صحنههای درگیری و دیالوگهای کاملاً ضعیف. اگر آثار هنگکنگی را از سینمای چین حذف کنیم، بهسختی میتوان اثری قابل اعتنا را در ژانر ووشیا پیدا کرد. گویا کارگردانهای تجاری چین بیش از آنکه سینما مطالعه کنند، آثار بالیوودی میبینند و کنگفوی خود را فدای بهتصویر کشیدن غیرممکنهای بالیوودی میکنند. آنها دیگر نه ستارهی تأثیرگذار و کاریزماتیکی در هنرهای رزمی دارند و نه روایتی دندانگیر ارائه میدهند. در این فیلم هم بارها شاهد غلوهای بی سر و ته در نمایش این هنرها هستیم. شاید در این زمینه باید کنگفوی چینی را با کاراتهی ژاپنی و تکواندوی کرهای در آثار سینمایی این دو کشور مقایسه کنیم. همانطور که در سینمای روز این دو کشور میبینیم کمتر اثری به نمایش مستقیم این دو هنر رزمی میپردازد و در عوض آن را در آثار اکشن و هیجانانگیز بهتصویر میکشد. اما سینمای چین بخشی از شهرت دههی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ خود را مدیون ژانر ووشیاست که با ادبیات اساطیری این کشور تلفیق میشد و آثاری قابل تحسین را روی پردهی سینماها میبرد. سینمای چین اگر میخواهد ژانر ووشیا همچنان تنفس کند لاجرم باید روایتهای خود را ساختارمند کند. اینکه این سینما دائم به جلوههای ویژهی زرد و غلوشده وابسته بماند، دیگر نمیتوان انتظار بهبود در روایتهای ژانر ووشیا را داشته باشیم. فیلمهایی از این دست کاملاً خارج از مسیر سینمایی یک اثر اکشن-رزمی گام برمیدارند. این انحراف از مسیر دلیلی جز فقر روایت و تکنیک سینمایی ندارد. سینمای چین پتانسیل روایتهای بسیار جذاب و گیرایی در این ژانر را دارد و اینکه بخواهد دلخوش چند اثر خوب در یک دهه بماند، نه بهلحاظ سینمایی و نه اقتصادی بهصرفه نیست. باید همچنان منتظر بود و دید تجارت سینمایی چین بهکدامین مسیر میرود و آیا میتوان در این دهه شاهد دوباره در مسیر قرار گرفتن آن باشیم یا همچنان این کجراهه را ادامه میدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.