«جوزپ» به خاطر اعتیادش به قمار بدهیهای زیادی دارد و اگر تا چند روز آینده نتواند، این بدهیها را تسویه کند، جاناش حتماً به خطر خواهد افتاد. او از «میچل» میخواهد تا با کمکاش از خلافکاری کابوی دزدی کنند. اما نکتهی مهم آن است که این خلافکار سه روز پیش مرده و مبلغ زیادی از پولهایاش را جایی در خانهاش مخفی کرده است. تنها کسی که شاید از این پولها اطلاع داشته باشد، نوهی همان خلافکار -لیلی- است. این دو نفر قرار میگذارند با گروگان گرفتن لیلی او را مجبور کنند تا جای پولها را به آنها بگوید، اما این دو نفر تنها کسانی نیستند که برای این پولها نقشه کشیدهاند.
فیلم «اسکناسهای مسی» داستان دزدهای خردهپاییست که میخواهند از دزدی بزرگتر بدزدند. از منظر و دید جوزپ و میچل همهچیز ساده رخ خواهد داد؛ دو مرد دختری را اسیر میکنند و او را مجبور خواهند کرد که جای پولهای مخفیشده را به آنها بگوید. سپس آنها به راحتی پولها را برداشته و زندگی راحتی برای خود خواهند ساخت. اما این اتفاق رخ نمیدهد و داستان هرچه جلوتر میرود، پیچیدهتر شده و افراد جدیدی وارد بازی میشوند. از سوی دیگر لیلی نمیتواند، صحبت کند چراکه او توانایی صحبت کردن را ندارد و همین مسأله اتفاقات را پیچیدهتر نیز میکند. جوزپ و میچل هر بار که از لیلی سوال میکنند، باید قلم و کاغذی را در اختیارش قرار دهند و این کار باعث رخداد اتفاقاتی در ادامهی داستان میشود. شخصیت این دو نفر نیز در داستان جالب توجه است. هر دو به شدت خواهان به دست آوردن این پول گمشده هستند، اما جوزپ نمیخواهد هیچ خونی ریخته شود. او به نوعی هنوز وجوه انسانی را در درون خودش دارد و سعی میکند با لیلی به خوبی رفتار کند، البته تا جایی که تواناییاش را داشته باشد. میچل اما خشونت را دوست دارد. او میگوید مجبور است که لیلی را تهدید کند و مشخص است که از این کار خوشاش هم میآید. اما لیلی که نمیتواند حرف بزند هربار در جواب سؤالات آنها پاسخی دیگر میدهد و اذعان میدارد که از پولها خبری ندارد. داستان به این سه نفر ختم نمیشود.
در ادامه افراد دیگری وارد ماجرا میشوند و داستان را پرهیجانتر میکنند. طریقهی ورود هر یک از این افراد به داستان هم جالب توجه است و هربار که قرار است، کسی وارد یا خارج شود، بیننده با سکانسی هیجانانگیز روبهرو شده و میتواند در لحظه حتی گاهی از جای خود نیز بلند شود. در کل اتفاقات داستان به گونهای پازلمانند و معمایی هستند. با رخ دادن هر اتفاقی شاید بیننده فکر کند، حالا دیگر قرار است مسأله حل شود، اما هر بار با حل شدن یک مسأله اتفاقی جدید رخ داده و مسألهای نو ایجاد میشود، درنتیجه بیننده هم از این سیر متفاوت داستانی متعجب و البته خرسند خواهد شد.
داستان فیلم «اسکناسهای مسی» غیرقابل پیشبینیست و همین امر دیدن آن را لذتبخش کرده است. اگرچه میتوان بعضی اتفاقات کلی را از قبل پیشبینی کرد، اما از آنجا که رخدادهای غیرمترقبه در داستان زیاد هستند، بیننده به حدسهای خود کمتر توجه میکند و همواره منتظر است، مابقی داستان رخ دهد.