پوستر فیلم تقدیس

شکستن خط زمانی

تقدیس
Consecration
محصول ۲۰۲۳ – بریتانیا، ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

کریستوفر اسمیث از آن دست کارگردان‌هایی به‌شمار می‌رود که از ابتدای فیلم‌سازی خود در دنیای دلهره غوطه‌ور است. چهارگانه‌ی ابتدایی اسمیث با نام‌های «خزیدن»، «جداسازی»، «مثلث» و «مرگ سیاه» نشان از ظهور کارگردانی در ژانر دلهره داشتند که می‌توانست با جسارت به زیرژانرهای دلهره هم سرک بکشد. اسمیث همیشه روی یک خط ثابت حرکت کرده است و گاه حتی بر اساس کلیشه‌ها روایت‌های خود را پیش برده است. به‌طور مثال آخرین فیلم او با نام «تبعید» که با هم مرور کردیم اثری کاملاً متوسط و درون کادربندی کلیشه‌های دلهره قرار داشت. اما حال در جدیدترین اثر خود، اسمیث به‌سراغ روایتی سخت رفته که هسته‌اش همان کلیشه‌هاست، اما توسط شکست خط زمانی احاطه شده است.
داستان جدید اسمیث در باب یک چشم‌پزشک با نام «گریس» است. اسمیث بی‌آنکه بخواهد مقدمه‌ای در این باب ارائه دهد، تکه‌ای از پرده‌ی سوم را مقابل مخاطب قرار می‌دهد تا او را بعد از گذراندن رخدادهای مختلف دوباره به این سکانس برساند. این نوع ورود در سینما بسیار رایج است. اینکه کارگردان باید بداند کدام تکه از انتها را به ابتدا اضافه کند و برش در کجا قرار بگیرد، با‌توجه به ژانر فیلم، می‌تواند مخاطب را دلسرد یا هیجان‌زده کند. در مورد اثر جدید آقای اسمیث باید گفت که این سکانس آن‌قدری درست برش خورده که مخاطب تا زمانی که دوباره به آن بخش نرسد، به‌کلی آن را فراموش می‌کند و درگیر رخدادهای پرده‌های اول و دوم می‌شود. از همان ابتدا مشخص است که بخشی از روایت برای ما پنهان است. به سکانسی که گریس وارد خانه می‌شود توجه کنید. تصویر انعکاسی چنان قاب‌بندی شده که مخاطب از همان ابتدا احساس می‌کند گریس را هنگام وارد شدن به منزل در حال دنبال کردن است. اما زمانی که گریس به دوربین نزدیک‌تر می‌شود، این آینه است که ورود او را ثبت کرده است و باید گفت فرم بصری این سکانس چشم‌گیر است. در هر حال و پس از ارائه‌ی چند نشانه در این سکانس، اسمیث مخاطب را همراه با گریس به اسکاتلند رهنمون می‌کند.
اسمیث در پرده‌ی دوم روایت سعی دارد مخاطب را وارد بازی کلیشه‌های دلهره‌های ماورائی کند؛ عده‌ای راهبه‌ی مرموز در کلیسایی که برادر گریس خودکشی کرده حضور دارند و هر کدام با ترسی مضاعف گریس را می‌نگرند. اسمیث در پرده‌ی دوم هم در حال روایت گذشته‌ی گریس است و هم سعی دارد تقابل این کاراکتر با این انسان‌های مرموز را به‌تصویر بکشد. اسمیث در این پرده روایت را تکه‌تکه کرده است. مخاطب گاه در گذشته‌ای دور سیر می‌کند و گاه در کودکی آلیس. این پرده دائم نشانه‌هایی از همان تکه‌های پنهان روایت را در خود دارد و مخاطب را وا می‌دارد بی‌صبرانه منتظر پرده‌ی سوم باشد.
اسمیث در جدیدترین اثر خود خط زمانی دوبعدی را شکسته است و آن را در خدمت روایت قرار داده است. در این روایت گریس هم گذشته است، هم حال و هم آینده و این سفر به اسکاتلند برای او همچون کشف‌و‌شهودی برای رسیدن به خود واقعی‌اش است. اسمیث در این اثر با کلیشه‌ی فرشته‌ی سقوط‌کرده و واسطه‌ی انسانی و در نهایت موتیف‌های کلامی مانند «خدا یکی‌ست» بازی خوبی کرده است. این کارگردان بریتانیایی در روایت جدید خود مخاطب را درون این شکست خط زمانی گم می‌کند تا روایت تکه‌تکه‌اش را از دل آن بیرون بکشد. فیلم «تقدیس» را می‌توان اثری متوسط و قابل تماشا در ژانر دلهره و رازآلود به‌حساب آورد. یکی از نکات قابل اعتنا در اثر جدید اسمیث این است که این کارگردان به‌خوبی به ژانری که درون آن قرار گرفته تسلط دارد. این برای مخاطب علاقه‌مند به ژانر دلهره دلگرم‌کننده است که در برابر اثری قرار می‌گیرد که ذهن او را وادار به تمرکز در باب قصه می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟