آنها حتی روایتهای تکراری را هم خوب میسازند
در سال ۲۰۱۶ درامی جنایی و رازآلود با نام «مهمان نامرئی» در سینمای اسپانیا روی پرده رفت. داستان در باب یک تاجر موفق بود که به اتهام قتل معشوقهی پنهانی خود وارد کارزار دادگاه شده میشود. هنگام ملاقات با یک وکیل روایت عرض پیدا میکند و فلشبکها یکیپسازدیگری تبدیل به قطعات پازل این معمای بهظاهر ساده میشوند. این روایت آنقدری در سینمای سرگرمی جذاب بود که کشورهای دیگر هم دست به بازسازی از روی آن بزنند. سینمای هند در اقدامی عجیب سعی کرد ۲ بازسازی به زبانهای هندی و تلوگو روی پرده ببرد. تنها تفاوتی که در روایتهای هندی وجود داشت تغییر جنسیت کاراکتر اول به یک زن بود تا بتوانند تعلیق بیشتری به روایت بدهند. اما در کل روایت بدون هیچ تغییری و شاید با ارزش سینمایی پائینتر ارائه شد. حال سینمای کرهی جنوبی دست به بازسازی این اثر زده است.
«یون جونگ-سوک» تا پیش از این اثر بهمدت ۱۲ سال دور از پردهی سینما بود. آخرین اثر او فیلمی در باب یک شناگر حرفهای بود که به دلیل اعتیاد به قمار و بالا آوردن بدهی مأموریتی ناممکن را بهعهده میگیرد. در همان اثر اول بهوضوح میشد پایبند بودن کارگردان به ساختار یک اثر هیجانانگیز و جنایی را در بطن سینمای کرهی جنوبی مشاهده کرد. حال این کارگردان برای دومین اثر خود طی این یک دهه بهسراغ بازسازی روایت پرطرفدار اسپانیایی رفته است.
کل روایت همانیست که در نسخهی اصلی شاهد بودیم. تاجر موفق درگیر پروندهی قتل شده است و حال یک وکیل قبول میکند تا در دادگاه از او دفاع کند. اما خاصیت روایت کرهای که باعث گیرایی بیشتر آن نسبت به نسخهی اصلی میشود کنترل کارگردان روی ضربآهنگ اثر است. این روایت گویی در نسخهی کرهای خود به اوج میرسد. بهراحتی میتوان تسلط کارگردان را روی روایت مشاهده کرد. این را هم از ذهن دور نکنیم که بازیگران حرفهای سینمای کرهی جنوبی بهخوبی با این ساختار جنایی آشنا هستند و حتی بازی با چهره را نیز بهخوبی ارائه میدهند. روایت همان است، حفرههای روایی همانها هستند و کاراکترها نیز درست همانند نسخهی اصلی پیش میروند، اما پیشبرد روایت، برشها، تعلیقهای روایت کرهای و در نهایت بازی خوب بازیگران باعث شده این بازسازی در نقطهی بالاتری از نسخهی اصلی قرار بگیرد.
گذشته از مواردی که در بالا ذکر شد، روایت کرهای در پردهی سوم خود به اوج میرسد. کارگردان همانند نسخهی اصلی و بازسازیهای هندی اثر را پس از ترک منزل توسط وکیل به انتها نمیرساند. در عوض با گیر کردن ماشین وکیل در برف، تعلیق و هیجان دیگری به فیلم میدهد و باعث ادامهدار شدن این معمای فکری میشود. بههمین سبب است که روایت کرهای با پایانی قابل اعتناتر و هیجانانگیزتر از سه نسخهی قبلی به مخاطب ارائه میشود. شاید اگر مخاطبی نسخهی کرهای را مشاهده کند و سپس بهسراغ نسخهی اصلی و دو بازسازی هندی برود، بههیچ عنوان نتواند باور کند که اثر کرهای متأخرتر از سه اثر دیگر است. این اثر تفاوت سینمای جنایی کرهی جنوبی و ساختارمندی آن را با سینماهای دیگر بهخوبی نشان میدهد. در سینمایی که هویت ژانری وجود داشته باشد، حتی آثار بازسازی هم بهراحتی تبدیل به بخشی از این ژانربندی میشوند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.