پوستر فیلم نقشه‌های بتنی

جنایت‌های باورنکردنی

نقشه‌های بتنی
Concrete Plans
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

داستان فیلم درباره‌ی پنج کارگر متفاوت است که برای ترمیم یک خانه‌ی قدیمی در کوه‌های وِلش در انگلستان استخدام می‌شوند. آنها باید به مدت سه ماه در جایی که به ندرت حتی گوشی موبایل آنتن می‌دهد، به دور از هر تمدنی زندگی کرده و تلاش کنند، خانه‌ای قدیمی را طبق خواسته‌ی صاحب آن که مردی جوان و عجیب است، بازسازی کنند.
فیلم «نقشه‌های بتنی» یک درام تاریک و شاید غیرقابل‌باور است، از انسان‌هایی که نوع زندگی‌شان آنها را مجبور به کارهایی می‌کند که شاید هرگز تصور انجام آن را نداشته‌اند. فیلم در ابتدا به آرامی ما را وارد دنیای تک‌تک افراد این داستان می‌کند. چه این افراد آن پنج کارگری باشند که هرکدام رفتارهای عجیب و داستان‌های خاص خود را دارند و چه آن شخص «سایمون» باشد؛ صاحب‌ملک جوان و چه حتی همسر زیبارو و جذاب او. فیلم توانسته به‌خوبی در نیمه‌ی اول به پرداخت شخصیت‌های‌اش دست زده و ما را با این افراد، اخلاق‌ها و رفتارها و محیط پیرامونی آنها آشنا کند. پنهان‌کاری‌های «جیم» و خشونت کلامی «استیو» و اصرارش به نزدیک کردن خود به جیم، به مرور می‌تواند، به‌خوبی سرمنشأ اتفاقات بعدی را نشان دهد. «دیو» پیرمردی که می‌خواهد، تنها با کارکردن پول به دست بیاورد، «باب» به عنوان سرکارگر که سعی دارد، همه‌چیز در آرامش رخ دهد و «ویکتور» که تلاش می‌کند با دریافت پول آنها را برای دخترش بفرستد، همگی دور هم جمع شده و می‌خواهند، علی‌رغم تفاوت‌هاشان بتوانند کار را به خوبی انجام دهند. اما سایمون از همان ابتدا با رفتاری که از خود نشان می‌دهد،‌ این احساس را در آن پنج نفر ایجاد می‌کند که آنها هیچ‌کس نیستند و هیچ ارزشی ندارند و تنها باید خانه‌ی او را طبق دستورش بسازند. جرقه‌ای برای رخداد اتفاقات فاجعه‌بار نیمه‌ی دوم.
نیمه‌ی دوم اما همان نیمه‌ی نفس‌گیر، سخت و وحشت‌زای داستان است که بیننده را با وحشتی نه ترسناک به شیوه‌ی داستان‌هایِ ترسناکِ موسوم که با وحشتی از نوع خویِ حیوانیِ انسان مواجه می‌کند. اینکه چگونه ممکن است به ناگاه انسان‌ها در ورطه‌ی پوچی، خشم و نابودی سوق داده شوند و دست به کارهایی بزنند که از همین خوی نشأت گرفته است. جنایت‌هایی که حتی دیدن‌اش سخت خواهد بود و تعجب‌برانگیز خواهد بود که چگونه سیر نزولی انسان‌ها آنها را وارد این مسیر کرده و چگونه رفته‌رفته حتی در این مسیر به کمال می‌رساند. آن‌چنان ترسناک این رفتارها رشد می‌کنند و بزرگ می‌شوند که عده‌ای دیگر از وحشتِ این حیوانِ انسان‌‌نمایِ کناری‌شان ترجیح می‌دهند، خود را شبیه او کرده تا شاید از غضب این انسان‌نما دور بمانند. اما مگر می‌شود با خوی وحشی‌گر کسی دوست هم شد؟
کشمکش‌های نیمه‌ی دوم با موسیقی‌ای پرتنش و با میزانسنی زیبا درهم آمیخته شده و دیدن تصاویر را با تمام وحشتی که در آن است، دیدنی می‌کند. نکته‌ی مهم فیلم در نورپردازی شبانه‌ی آن است که هرگز باعث ایجاد خللی در اتفاقات آن نمی‌شود و همه‌چیز به خوبی قابل مشاهده است. محیط کوهستانی و ابرهای همیشگی درون آسمان، بدون وجود خورشید و آفتاب به خوبی در ایجادِ احساس سردی و بی‌روحی فضا تاثیرگذار بوده و می‌تواند ابهام و ترس را به زیبایی به بینده القا کند. از بازی بازیگران آن نیز نباید گذشت که چنان به‌خوبی نقش خود را باورپذیر بازی کرده‌اند که بیننده به راحتی می‌تواند از آنها ترسیده و حتی متنفر شود.