«کول» پسر نوجوانی است که همواره در مدرسه دردسرساز است و آخرین دردسری که ایجاد میکند باعث اخراج او از مدرسه میشود. مادرش که نمیداند باید دیگر چگونه با او رفتار کند، او را به منطقهای در دل فیلادلفیا میبرد؛ جایی که پدرِ کول -هارپ- در آنجا زندگی میکند. اما جایی که هارپ زندگی میکند جای خاصی است و شباهتی به شهرها یا حتی منطقههای امروزی ندارد. اینجا منطقهای است که در آن مردماناش هنوز با اسبهاشان زندگی میکنند و اسبها جزوی از زندگی و عضوی از خانوادهشان محسوب میشوند، چنانکه هارپ حتی در اتاقنشیمن خانهاش از اسباش نگهداری میکند. کول با آمدن از دل شهری امروزی خود را میان این منطقه عجیب دیده و دچار دوگانگی میشود.
فیلم «گاوچران مقاوم» داستانی عجیب اما واقعی از مردمان گاوچرانی است که هنوز هم در میان فیلادلفیای شمالی زندگی میکنند و سعی میکنند اصالت خود را از دست ندهند. آنها که همگی عاشق اسبهاشان هستند با ساخت اصطبلهایی در درون همین خانههای امروزی و نگهداری از اسبها زندگی خود را میگذرانند. ورود کول به این منطقه انگار او را سالها عقب برده است. او هیچ درکی از این زندگی ندارد و احساس میکند در جامعهای جدا، تنها و دورافتاده شده است. او که پدر را سالهاست درکنار خود ندیده برایاش سخت است که با این مرد عجیب ارتباط برقرار کند. هارپ نیز نمیتواند با پسرش ارتباط برقرار کند. او که برای مردم آن منطقه محترم است و به همه کمک میکند اما در کمک به پسر خود انگار راه اشتباهی را پیش گرفته است. از این رو است که کول با «اِسمَش»؛ پسر همسنوسال خودش که در گذشتهای دور با او دوست هم بوده، ارتباط برقرار کمیکند و سعی میکند کمبود محبت از سمت مادر و پدر خود را اینگونه جبران کند. اِسمش اما در کار خلاف است. او نیز انگار بخاطر طرد شدن از جامعهی گاوچران پیرامونیاش رو به خلاف آورده است و میخواهد به سرعت پولی جمع کرده و از اینجا خلاص شود.
فیلم «گاوچران مقاوم» در نشان دادن کول و هارپ و حتی اِسمش و احساسات آنها به خوبی عمل کرده است. رابطهی پدر و پسری و روند تغییر این رابطه به آهستگی و کاملاً قابلباور نشان داده شده است به طوری که به راحتی میتوان با آن ارتباط برقرار کرد. فیلم چنان به جزئیات شخصیتهای خود توجه کرده که از هیچکدام غافل نشده است چنانکه برای من شخصاً شخصیت اِسمش شاید بیش از بقیه شخصیتها جالب توجه است و بیش از بقیه هم از سمت جامعه و هم از سمت خود فیلم طرد شده است. این شخصیت خود میتوانست در فیلم بیشتر از این نیز پرداخت داشته باشد و شاید فیلم باید کمی همان جامعهی گاوچران خود را در طردشدگی او مقصر میدانست اما فیلم سعی کرده است به کول و هارپ؛ پدر و پسر داستان خود بیشتر توجه کند و البته که توانسته با شرح وقایع و شرح احساسات آنها این کار را هم انجام دهد.
فیلم «گاوچران مقاوم» با نشان دادن افرادی خاص که هرگز پیش از این کسی به آنها توجه نمیکرده دست بر روی سوژهای جدید گذاشته و داستانی تکراری را این بار در محیطی جدید و با آدمهایی با طرز فکر و حتی دنیایی جدید برای ما عرضه کرده است. این است که باعث جلب بیشتر فیلم شده است. این فیلم در تصاویر خود نیز زیباست و با استفاده از دوربین در دست و آن لرزشهای خفیف هنگام فیلمبرداری توانسته التهاب سکانسهای خود را بیشتر نیز کند. این لرزشها در هنگامی که دوربین بر روی شخصیتهای خود زوم کرده و تصاویر کلوزآپ هستند توانسته آشفتگی چهرهی شخصیتهایاش را با آشفتگی محیط پیرامونی آنها همراه کند و ما را در درون داستان خود بکشد.
کارگردان این اثر «ریکی استاب» جوانی تازهکار است که اولین اثر بلند خود را با شجاعت تمام از دنیایی جدید به تصویر کشیده و با استفاده از بازیگری قدیمی و باتجربه به نام «ادریس آلبا» هوشمندی خود را هم در انتخاب بازیگرانی خوب به رخ کشیده است.
دانلود از ماهانمووی