در این اثر چین و هنگکنگ بهاتفاق هم ابتذال را معنی کردند
سینمای تجاری چین و هنگکنگ در این بحبوحهی تولیدات بیشمار آثار سینمایی در سرتاسر دنیا نیاز به یک بازنگری جدی از سوی استودیوهای فیلمسازی این کشور دارد. در جریان انقلاب جوانان در هنگکنگ، بازیگرانی چون «دانی ین» بهسبب همکاری با استودیوهای فیلمسازی چینی، از سوی مخاطبان هنگکنگی تحریم شدند. اما این بیخاصیتی در تنوجان این بازیگران و فیلمسازان باقی ماند و طی چند سال اخیر شاهد هستیم که چگونه در آثار مبتذل و بدون ساختار نقشآفرینی میکنند. اینبار قرعه بهنام دلهرهساز مطرح هنگکنگی، «لا چی-لونگ»، افتاده است که در همکاری با دانی ین به قعر ابتذال سقوط کند.
قرار است داستانی را در باب یک خانوادهی چهارنفره مشاهده کنیم که برای سفری زمستانی به کنار دریاچهای یخزده رفتهاند. در این سفر پسر خانواده گم میشود و پدر و مادر بههمراه گروه نجات و پلیس تمام تلاش خود را میکنند تا هر چه زودتر فرزندشان را نجات دهند.
با دیدن چنین آثاری همچنان نسبت به سینمای تجاری چین ناامید میشویم. گویی اتاق فکر سینمای چین هیچ درکی از دنیای سینمای تجاری ندارد و همچنان در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ باقی مانده است و سعی دارد آثاری ارزانقیمت را روانهی بازار سینمایی کند. کارگردان در این فیلم هیچ درکی از ژانر هیجانانگیز ندارد. شاید اگر رزومهی او در سینمای هیجانانگیز و دلهره را ندانیم، با دیدن این اثر او را یک کارگردان فیلماولی نابلد خطاب کنیم که با رابطهای قوی اولین فیلم خود را مقابل دوربین برده است. کارگردان هنگکنگی سعی دارد دانی ین را از آن پوستهی رزمی و اکشن جدا کند. اما کاراکتر پدر را تبدیل به موجودی وحشی و زباننفهم کرده است. رابطهای که او انتظار دارد بین مخاطب و کاراکترها شکل بگیرد، هیچگاه رخ نمیدهد. کاراکترها حتی بین خودشان هم فاصله دارند. پدر یک ساز میزند و مادر سازی دیگر و بههمین نسبت کاراکترهای فرعی. در این فیلم تصویر و درونمایه هیچ سنخیتی با یکدیگر ندارند. هر چه در این فیلم میبینیم یاوهگوییهای کاراکترها در قالب دیالوگ است که جز سرسام ارمغانی به همراه ندارد. شاید دانی ین بازیگر بیاستعدادیست و باید از او فقط در آثار اکشن استفاده کرد. این گزاره بههیچعنوان درست نیست. زیرا این بازیگر زمانی که در کادربندی مد نظر یک کارگردان خبره قرار بگیرد، بهراحتی میتواند تواناییهای خود را بروز دهد. اما کارگردان هنگکنگی با آن رزومهی قابل قبول چنین توانایی و کششی ندارد. شاید همهی این گزارههای اشتباه باشند و باید سینمای چین را در حد سینمای نداشتهی کشورهایی چون ایران پائین آورد که سیاستهای افراد سیاسی در رگهای آن نفوذ کرده است. اگر چنین است که باید فاتحهی این سینمای مملو از پتانسیل تجاری و هنری را خواند. اما در این میان فیلمسازان قابل احترامی چون وونگ کاروای نیز زیست میکنند و نمیتوان تر و خشک را با هم سوزاند. در هر حال این فیلم هیچ نشانی از یک اثر سینمایی ندارد و بهرغم استفاده از بازیگران توانای چینی و هنگکنگی، یک اثر عقیم است. شاید در پایان بد نباشد به سکانس مضحک بازسازی ترانهی «بلا چا» با درونمایهی ایدئولوژیک چینی اشاره کنیم که فیلم را محکمتر در قعر بیهنری میخکوب میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.