پوستر فیلم شب سرد

وقتی نورپردازی‌های آگاهانه یک فیلم را زیبا کند

شب سرد
Cold Night
محصول ۲۰۲۰ – دانمارک، برزیل، نامبیا
ژانر درام، معمایی
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«همس» کارآگاهی خصوصی است که به مدت ۱۲ سال با «نیلز» یک شرکت دارد. آنها در این مدت با حل پرونده‌های بسیار برای خود اسم‌ورسمی پیدا کرده‌اند. شبی اما نیلز نگران از عدم حل پرونده‌ها در یک سال گذشته توسط همس به خانه‌ی او می‌آید. همس اما بعد از رفتن نامزدش حال و روز خوشی ندارد، به خصوص که قرار است در همان شب نامزدش با مرد دیگری ازدواج کند. در ادامه همس با دعوت از یک فاحشه سعی می‌کند خبر ازدواج نامزد گذشته‌اش را فراموش کند.
کارآگاهان خصوصی بسیاری در فیلم‌های جنایی با حل پرونده‌های مختلف توانسته‌اند برای همیشه در تاریخ سینما ماندگار شوند. در این گونه فیلم‌ها عموماً یک کارآگاه خصوصی با دریافت پرونده‌ای مرموز سعی می‌کند با تمام آن استعدادها و توانایی‌های خاصی که در خود دارد و با دنبال‌ کردن سرنخ‌های قرار گرفته در مسیرش آن را حل کند و خود را به اثبات برساند. فیلم‌های جنایی و مرموزی که می‌خواهند کمی عطش هیجان مخاطبان‌اشان را رفع کنند. فیلم «شب سرد» اما برخلاف فیلم‌هایی که قصد اثبات باهوش بودن کارآگاه در کارش را دارد، سعی می‌کند به زندگی شخصی او بپردازد. قرار نیست این کارآگاه پرونده‌ای خاص را حل کند و کار مهمی انجام دهد. این فیلم بیشتر درباره‌ی خود شخصیت کارآگاه‌ است و می‌خواهد مشکلات موجود در زندگی او و نحوه‌ی تقابل او با آنها را به تصویر درآورد. کارآگاه بودن همس در این فیلم تنها برای نشان دادن بهتر شخصیت مغرور و خودشیفته‌ی او است. همس تصور می‌کند می‌تواند با رفتار و حرف‌های خود دیگران را کنترل کند و همین امر باعث می‌شود اطرافیان‌اش بیشتر و بیشتر از او دور شوند.
فیلم «شب سرد» همس را با دوست‌، نامزد، مادر و فاحشه‌ی دعوت کرده به خانه‌اش در تقابل قرار می‌دهد و با مکالماتی که میان او و آنها برقرار می‌کند سعی دارد این شخصیت را هر چه بیشتر به مخاطب بشناساند. بعد از صحبت‌هایی که همس با دوست، نامزد و مادرش دارد دیگر مخاطب می‌داند با چگونه فردی روبه‌رو است. تشابه رفتارهای این شخصیت مخاطب را شاید به یاد «شرلوک‌ هولمز» یا شخصیتی جدیدتر مانند «پاتریک» سریال «منتالیست» بیندازد، با این تفاوت که همس بیش‌ازاندازه تلاش می‌کند شخصیتی خاص داشته باشد. این تلاش بیش‌ازاندازه روایت را اغراق‌آمیز کرده است. تا اینکه فاحشه وارد خانه می‌شود و مسیر روایت را تغییر می‌دهد. مکالمه‌ی میان همس و فاحشه نقطه‌ی قوت داستان محسوب می‌شود و می‌تواند داستان را از ملال خارج کند. در ادامه اسرارآمیز بودن داستان هم با کمی هوشیاری مخاطب خیلی زود فاش می‌شود و روایت را به صورت داستانی که چندان هیجانی را منجر نمی‌شود در می‌آورد.
در این میان اما مهم‌ترین اتفاق این فیلم را تصاویر آن باید دانست. تصاویری که با رنگ‌های خود می‌تواند حس داستان را به گونه‌ای بهتر بیان کند. تصاویر در این فیلم گاهی سیاه‌وسفید هستند و دنیای همس را که به شدت تنها و غمگین است نشان می‌دهند. تصاویر رنگی هم با نورپردازی‌های زیبا مرموز بودن داستان و شخصیت‌ها را می‌تواند بهتر بیان کند، اگرچه قسمت مرموز بودن خود روایت چندان غیرقابل‌پیش‌بینی هم نیست. استفاده‌ از نورهای قرمز و زرد با آباژورها و چراغ‌های کوچک در جای‌جای اتاق تاریک نشان از آگاهی کارگردان به نوعی تازه‌کار این فیلم دارد. آن هم آگاهی او از قاب و زیبایی‌شناسی تصاویر. او توانسته با همین قاب‌های زیبا به داستان نه چندان معنادار و خاص خود معنایی بیش دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟