«وی» بر بالای یک ساختمان بلند ایستاده و از لبهی آن به پایین و به روزهایی که تمام سرمایهی خود را از دست داده است فکر میکند. او جوانی است که هر کاری انجام داده به بنبست خورده و حالا ناامید و افسرده میخواهد خود را از آن پشتبام به پایین پرتاب کند. ناگهان یک تحویلدهندهی بستههای پستی به نام «پنگ» پیراهن او را کشیده و میخواهد بسته پستیای را به او تحویل دهد. پنگ ناخواسته و کاملاً سادهدلانه با وی حرف میزند و منجر به این میشود که وی از تصمیم خود منصرف شود. این دو در ادامه به روستای محل اقامت پنگ میروند و با دوست شدن با پسر جوان دیگری به نام «لی» یک کار مشترک را شروع میکنند. این سه نفر برخلاف تمام روستایی که در آن زندگی میکنند و چای کشت میکنند، میخواهند قهوه را رواج دهند و در مسیر مطرح شدن در میان دیگر جوامع قرار بگیرند.
فیلم «قهوه یا چای؟» داستان کمدیای سادهای است که نشان میدهد چگونه سه جوان با بلندپروازیهایی که شاید احمقانه به نظر برسند اما با تلاش فراوان و ناامید نشدن میتوانند موفق شوند. طرح کلی داستان مشخص و البته تکراریست و به راحتی میتوان از همان ابتدا تمام فیلم را پیشبینی کرد اما جو ایجاد شده میان سه کاراکتر اصلی داستان و البته دیگر افراد پیرامونی باعث میشود بتوان این فیلم را در حد یک فیلم سرگرمکننده دید. اما نه بیش از آن.
فیلم «قهوه یا چای؟» ترکیب یک جوان خوشخیال و ساده که بلندپروازیهای فراوانی دارد با جوانی افسرده که تجربیات زیادی را از شکستهای گذشتهی خود به دست آورده است، میباشد که این ترکیب باعث ایجاد جوی مناسب برای شروع و ادامهی یک داستان کمدی خواهد بود. تضاد موجود در میان این دو شخصیت باعث ایجاد فضای داستانی خوبی میشود که میتواند با بیننده نیز ارتباط برقرار کند. در ادامه این دو با درکنار هم قرار گرفتن یک کار مشترک را شروع میکنند. اما دقیقاً به خاطر داشتن رفتارهایی که از آنها ذکر شد و عدم برنامهریزی درست کارشان خیلی زود دچار مشکل میشود. با ورود لی به داستان و به جمع این دو نفر اما نقطهی عطفی در افکار آنها ایجاد میشود چراکه این جوان خلاقیتها و البته هدف مشخصی را دارد که تنها نیاز به کسانی دارد که او را برای رسیدن به این هدف پشتیبانی کنند. همین داستان منطقی و قابلدرک میتواند مسیر داستان را تا انتها به خوبی پیش ببرد اما کمدی موجود در این فیلم نیز به مانند دیگر فیلمهای کمدی آسیای شرقی که بارها درباره آنها حرف زدیم شاید چندان برای ما و برای ذائقهی ایرانی خندهدار نباشد چراکه بیشتر بار کمدی بر دوش موتیفهای کاراکترها و موقعیتهای تکراری است که در داستان رخ میدهد. با تمام این احوالات اما نباید از کار خوب بازیگران فیلم گذشت. هر سه توانستهاند شخصیتهای خود را به خوبی بازی کرده و باعث ارتباط مخاطب با آنها شوند.
قاببندی دوربین یکی دیگر از مزیتهای فیلم است که توانسته کار خود را به خوبی انجام دهد. کلوزآپهای خاصی که از این شخصیتها به تصویر کشیده میشود در کنار لانگشاتهای گرفته شده از طبیعت همگی زیبایی خاصی به تصاویر دادهاند. به خصوص که چندین شات ابتدایی داستان میتواند کاملاً مثالزدنی بوده و استعارههای خوبی برای موقعیت موجود بسیاری از افراد باشند.