پوستر فیلم پیله

پرتره‌ی واقعی و پردرد از یک دختر در حال بلوغ

پیله
Cocoon
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«نورا»ی ۱۴ ساله با خواهر بزرگ‌تر خود، «جول»، و دوست خواهرش در خیابان‌های محله‌ی شهر کروزبرگ برلین با شیطنت‌های نوجوانانه سعی می‌کنند احساسات متناقض و دردناک خود را مخفی کنند. نورا و جول در نبود مادری که بسیار می‌نوشد برای سیر کردن خود حتی از پنبه‌ی آغشته به آب‌پرتقال تاریخ گذشته هم استفاده می‌کنند، اما حرفی به زبان نمی‌آورند. شب‌هنگام نورا که تنها به دنبال خواهر بزرگ‌تر خود می‌رود در یک بازی احمقانه دست‌اش می‌شکند تا دیگر توانایی رفتن به اردوی مدرسه را نداشته باشد. در نبود هم‌کلاسی‌ها نورا مجبور به ماندن در کلاس خواهرش می‌شود و این اتفاق او را با «رومی» آشنا می‌کند.
تا کنون فیلم‌های بسیاری در باب دوران نوجوانی و بلوغ و بحران‌های آن ساخته شده است. هالیوود با فیلم‌های جنبش مامبل‌کور توانست تغییری اساسی در روند این فیلم‌ها ایجاد کند. فیلم «عنکبوت‌های کاغذی» که چندی پیش آن را مرور کردیم یکی از همین فیلم‌های سینمای مستقل بود که توانسته بود بحران پیش‌روی یک نوجوان سال آخری را با مادری که بیمار است، به تصویر درآورد. فیلم «پیله» اما نه دنباله‌ی سینمای سانتیمانتالیسم هالیوود است و نه می‌خواهد از طیف فیلم‌های جنبش مامبل‌کور باشد. این فیلم از کشور آلمان بیش از آنکه به مانند فیلم‌های هالیوودی تلاش کند با بمباران دیالوگ‌ها و سخن‌وری شخصیت‌های‌اش حرف بزند یا با قرار دادن دو کاراکتر یکی باهوش و یکی خنگ در کنار هم بیننده را به دنبال خود بکشد، با شخصیت‌هایی که با حرکات و رفتارهاشان حرف می‌زنند ما را مشتاق به دیدن روایت‌اش می‌کند.
فیلم «پیله» از دختری نوجوان صحبت می‌کند که نه مادرش به او توجه می‌کند و نه خواهر بزرگ‌اش. مادرش که مشغول نوشیدن است و خواهرش که خود در اوج دوران نوجوانی تلاش می‌کند آن «منِ» ناشناخته‌‌اش را بهتر درک کند. نورا تنهاست و تمام تجربیات سخت و دردناک سن بلوغ را باید به تنهایی از سر بگذراند. او هیچ‌چیز درباره‌ی خودش نمی‌داند. بگذارید از سکانس دیدن خون بر اندام‌اش در زنگ ورزش یاد کنیم. اولین خون و اولین پریودی دختری که هیچ‌چیز درباره‌ی خود نمی‌داند. این فیلم با روایتی کاملاً ملموس و واقعی بدون هیچ اغراق یا کلام احمقانه‌ای از تجربیات دردناک دختری حرف می‌زند که در اوج تنهایی و در اوج ندانستن تلاش می‌کند همه چیز را کشف کند و بفهمد. تجربه‌ی اولین عادت ماهانه را از هر دختری که بپرسید آن را سخت و دردناک توصیف می‌کند. سکانسی که در این فیلم نیز به خوبی نمایش داده شده است.
فیلم «پیله» چنان نام‌اش و چنان قهرمان داستان‌اش که مشتاق کرم‌های ابریشم است، چگونگی از پیله درآمدن و به بلوغ رسیدن دختری نوجوان را به تصویر درآورده است. نورا حتی نمی‌داند به چه و به که علاقه دارد. او تنها زمانی که رومی را می‌بیند می‌تواند درک کند احساسات‌‌اش چیست و از چه چیزهایی خوش‌اش می‌آید. این فیلم حتی وجه دگرباش بودن نورا را بزرگ نمی‌کند و سعی نمی‌کند با تکیه بر این خصلت شخصیت‌اش به روایت‌ خود معنا دهد، بلکه چیزی که مدنظر است خودِ نوراست. گرایش او مهم نیست. نورا می‌تواند تمام دختران نوجوانی باشد که در حال بلوغ هستند. رومی در دیگر سو دختری بزرگ‌تر است که خود را یافته و آزاد و رها است و هر چه بخواهد می‌کند. دقیقاً آن چیزی که نورا در درون خود نمی‌بیند و همین رهایی رومی است که نورا را عاشق می‌کند. مسیر روایت داستان بر نورا تمرکز دارد، اما از شخصیت‌های دیگر نیز غافل نمی‌شود و جول و احساسات‌اش نیز دست کم گرفته نمی‌شود. جول هم دچار کمبودهای بسیاری‌ست که می‌خواهد آنها را تغییر دهد.
بازی این فیلم با کرم‌های ابریشمی که نورا به آنها علاقه دارد یا با ماه خون یکی دیگر از موتیف‌های زیبایی است که روایت را به نوعی شاعرانه نیز کرده است. ۲۷ جولای سال ۲۰۱۸ طولانی‌ترین ماه گرفتگی قرن ۲۱ رخ می‌دهد. زمانی که حتی گرگینه‌ها هم از خواب برمی‌خیزند و دگردیسی‌هایی جدید رخ می‌دهد. درست مانند نورا که در حال تغییر است. او می‌خواهد بزرگ شود، بالغ شود و خود را بهتر بشناسد. قاب دوربین نیز وفادار به شخصیت داستان او را دنبال می‌کند و کلوزآپ‌های بسیارش از نورا ما را به او نزدیک‌تر می‌کند.
«لئونی کریپندورف» کارگردان جوان این فیلم که دومین اثر سینمایی خود را ساخته، در اثر اول‌اش نیز سه شخصیت زن را به دنبال آرامش و امنیت نشان می‌داد. کریپندورف زنی جوان است که نه تنها آگاهی کاملی نسبت به شرایط دختران نوجوان دارد، بلکه تصویری که از مدارس، مهمانی‌ها و رفتارهای نوجوانان دختر و پسر نشان می‌دهد کاملاً واقعی و قابل باور است. او با انتخاب قاب‌های زیبا و شاعرانه نشان می‌دهد که نسبت به دوربین و ماهیت سینما هم آگاهی کامل دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟