پوستر فیلم خرس کوکائینی

بازسازی خوب از رخدادی واقعی

خرس کوکائینی
Cocaine Bear
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در سال ۱۹۸۵ یک محموله‌ی کوکائین که از طریق هواپیما در حال انتقال به ایالات متحده بود، بر اثر سانحه‌ به درون یک پارک جنگلی سقوط می‌کند. در این میان یک خرس سیاه مواد پخش‌شده روی زمین را می‌بلعد و همین باعث به‌وجود آمدن کاراکتری با نام «خرس کوکائینی» یا به‌قول مردمان محلی «پابلو اسکوخرس» می‌شود. خانم الیزابث بنکس در جدیدترین اثر خود سعی دارد یک کمدی-ابزورد را بر اساس همین واقعه روی پرده ببرد.
الیزابث بنکس با این اثر نشان می‌دهد که به‌خوبی می‌تواند روی ساختار کمدی-ابزورد که رگه‌هایی از اسلشر را درون خود دارد مانور دهد. او به‌مانند بسیاری از آثار در این ساختار ابتدا کاراکترهای درگیر را از هر گوشه به محل حادثه می‌آورد. یکی از مهم‌ترین نکات در کمدی-ابزورد همین تعدد کاراکترهاست؛ به‌خصوص اگر قرار باشد پای خون و اسلشر هم به‌میان کشیده شود. شاید درام خانم بنکس به‌سبب تجربه‌ی اول او در این زمینه کمی فرصت می‌خواهد تا یخ‌های‌اش باز شود. همین سرد بودن بودن روایت در پرده‌ی اول است که مخاطب را به فکر وا می‌دارد که شاید با یک ماجراجویی خانوادگی دیگر طرف است. خانم بنکس در افتتاحیه کمی مخاطب را دلگرم می‌کند و صحنه‌ی حمله‌ی خرس به زوج کوه‌پیما را همچون یک اثر اسلشر نشان می‌دهد.
اما در پرده‌ی دوم فیلم است که روایت به‌یک‌باره جان تازه‌ای می‌گیرد. جلوه‌های ویژه‌ی خوب، بازی خوب بازیگران و روند تلاقی رخدادها و کاراکترها همه‌چیز را برای مخاطب هیجان‌انگیز جلوه می‌دهد. یکی از خصوصیات کمدی-ابزوردها همین است که کاراکترها در سکون لحظه‌ای رخدادها به‌ناگاه اسیر چالش می‌شوند. خانم بنکس در پرده‌ی دوم حتی برای لحظه‌ای وارد ساختار لوس ماجراجویی‌های خانوادگی نمی‌شود. او در عوض همه‌چیز را درون این جنگل تبدیل به آشوبی بی‌نهایت می‌کند. مشکل این اثر در روایت دوم آنجاست که مخاطب حدس می‌زند که کارگردان برخی کاراکترها را نظر کرده و سعی دارد روایت را به‌گونه‌ای پیش ببرد که آن‌ها آسیب نبینند. همین نکته‌ی کوچک باعث به‌هم ریختن توازن فیلم در انتهای پرده‌ی دوم و کل پرده‌ی سوم می‌شود. در ۳۰ دقیقه‌ی پایانی فیلم گویی این خرس دیگر برای کشتن دست به انتخاب می‌زند و همین باعث از نفس افتادن اثر می‌شود. شاید خانم بنکس در روایت بعدی خود بهتر است روی این نقطه‌ضعف آمریکایی تمرکز کند؛ جایی که کاراکترها در آن تبدیل به قهرمان می‌شوند و همه‌چیز به خیر و خوشی به پایان می‌رسد. در کمدی‌-ابزوردهای اسلشر معمولاً چنین اتفاقی را در پرده‌ی سوم شاهد نیستیم و فیلم‌سازان سعی می‌کنند تا جایی که می‌شود پرده‌ی سوم را پیچیدتر از پرده‌ی دوم ارائه دهند. اما روایت خانم بنکس کاملاً در جریانی مخالف این ساختار پیش می‌رود و همین باعث از جان افتادن اثرش می‌شود. در هر حال همین روایت برای هالیوود خبر خوبی‌ست؛ هالیوودی که دیگر وارد کارزار تجارت با چینی‌ها شده و حتی اسکار خود را نیز با آن‌ها تاخت می‌زند.
در پایان بد نیست از «ری لیوتا»ی فقید که در سال ۲۰۲۲ فوت کرد و در این اثر در نقش «سید» ظاهر شد یادی کنیم. بسیاری از ما لیوتا را در آثاری چون «رفقای خوب» به‌یاد داریم. در هر حال فیلم جدید خانم بنکس پرده‌ی دومی زیبا دارد، اما در پرده‌ی اول و سوم‌اش کمیتی بسیار لنگ دارد که باید آن را به‌حساب تازه‌کار بودن کارگردان گذاشت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟