پوستر فیلم تار عنکبوت

دلهره‌ی کلاسیک کارگردان جوان

تار عنکبوت
Cobweb
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از ارکان دلهره‌های کلاسیک مفهومی با نام وسوسه است. در این دلهره‌ها کاراکترهای از همه‌جا بی‌خبر، بدون گوش سپاردن به تهدیدهای اطرافیان و هشدارهایی که به آن‌ها می‌دهند، در نهایت دروازه یا دری را به‌سوی شیطان می‌گشایند. این پلات‌های ساده با کمی پرداخت ساختارمند باعث شکل‌گیری دلهره‌ای جذاب برای مخاطب علاقه‌مند به این ژانر می‌شوند. «ساموئل بادین» کارگردان جوانی‌ست که در اولین گام خود در سینمای بلند داستانی سعی دارد وارد همین درون‌مایه‌ی وسوسه شود.

آقای بادین در فیلم خود برای مخاطب مشخص نمی‌کند که آیا درگیر یک دلهره‌ی ماورائی‌ست یا صرفاً قرار است وارد انتزاع ذهنی «پیتر» شود. او در پرده‌ی اول و دوم سعی دارد روایت را به‌گونه‌ای پیش ببرد که گویی در ادامه قرار است وارد ذهن پیتر شویم و از طریق کابوس‌ها و مکالمه‌های خیالی او دنیایی از جنس «هزارتوی پن» را شاهد باشیم. اما در نیمه‌ی راه پرده‌ی دوم از این دنیا فاصله می‌گیریم و موجودی حقیقی پا به زندگی پیتر می‌گذارد که با لحن دختری کوچک و معصوم قرار است او را وسوسه کند. کارگردان در اینجا دیگر مرز مشخصی برای نمایش این موجود و قصد او ندارد؛ اینکه این موجود بارقه‌هایی از شیطان در خود دارد و فقط می‌خواهد از طریق پیتر پا به دنیای بیرون بگذارد؟ یا صرفاً دختری با تفکراتی شیطانی‌ست که در بند بوده و سعی دارد همچون قاتلی خون‌آشام پا به بیرون از خانه بگذارد؟‌ آقای بادین مشخص نمی‌کند که این موجود چه بوده، چه هست و اصلاً چرا با وجود این همه توانایی در کشتن انسان‌ها نمی‌تواند از دیواره‌های نازک این خانه بیرون بیاید. تصور می‌شود که این نقطه‌ی مبهم در ابتدا بخشی از درون‌مایه‌ی فیلم است و کارگردان قرار است در پرده‌ی سوم آن را برای ما گره‌گشایی کند. اما در کمال تعجب ابهام آن در پرده‌ی سوم بیشتر و بیشتر می‌شود.

اینکه آقای بادین با آن دیالوگ کوتاه بین پیتر و آن موجود دوباره به درون انتزاع ذهنی پیتر بازگردد و همه‌چیز را حول کابوس‌های سیاه این پسربچه به مخاطب نشان دهد کمی با ساختار فیلم در پرده‌ی دوم ناسازگار است. کارگردان ما را در برابر هر نوع شک و ظنی در باب پیتر و دنیای اطراف‌اش قرار می‌دهد و در نهایت هیچ گره‌ای از این ابهامات باز نمی‌کند.

این فیلم علی‌رغم همه‌ی تکنیک‌های به‌جایی که در پرده‌ی اول و دوم دارد و کاشتن بذر شک در ذهن مخاطب، نمی‌تواند و قادر نیست همه‌ی این کاشته‌ها را در پرده‌ی سوم برداشت کند. اثر آقای بادین بدنه‌ی خوبی دارد اما پایان‌بندی‌اش متناسب با بدنه‌‌ی روایت نیست. اثری نیاز به رمزگشایی دارد که از همان ابتدا ما را درون سکوت‌ها و تعلیق‌ها نگاه دارد. اما آقای بادین با شروع پرده‌ی دوم چنان ضربآهنگ را بالا می‌برد که گویی قرار است اسلشری خونین را شاهد باشیم. درون‌مایه‌ی رازآلود و این ضربآهنگ با یکدیگر هماهنگی ندارند و همین باعث افت منطق روایی فیلم می‌شود.

ساموئل بادین نیاز به آزمون‌و‌خطاهای بیشتری در سینمای دلهره دارد و باید دید آیا او همچنان در این ژانر گام برمی‌دارد یا در آثار آینده به درون دنیاهای سینمایی دیگر قدم می‌گذارد. فیلم «تار عنکبوت» به‌راحتی می‌توانست اثری ظریف و رازآلود با درون‌مایه‌‌ی وسوسه و به نازکی تارهای عنکبوت باشد. چه حیف که این اثر دچار عدم تقارن بین درون‌مایه و نتیجه‌گیری‌اش شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟