پوستر فیلم هم‌کلاسی‌های ماینِس (ماینس در این فیلم لقب دختری است که در زمان دبیرستان زیباترین دختر بین دانش‌آموزان بود)

سینمای هر کشوری برای زنده ماندن به چنین فیلم‌هایی نیاز دارد

هم‌کلاسی‌های ماینِس (ماینس در این فیلم لقب دختری است که در زمان دبیرستان زیباترین دختر بین دانش‌آموزان بود)
Classmates Minus
محصول ۲۰۲۱ – تایوان
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

خاصیت سینمای کمدی-ابزورد نقد جامعه‌ی مدرن است. در این دسته از فیلم‌ها معمولاً با کاراکترهایی مواجه هستیم که هر کدام به‌دلیلی در جایگاه خود قرار ندارند. دنیای ساده‌ی آن‌ها در مواجهه با اتفاقات همیشه دستخوش تغییرات بسیار است و همین امر باعث می‌شود فیلم‌ساز دست بازی برای استفاده از المان‌های سوررئالیسم نیز داشته باشد. در فیلم جدید آقای «هوانگ سین-یائو» با چهار کاراکتر در تایوان امروزی طرف هستیم. نقطه‌ی اتصال این چهار کاراکتر همکلاسی بودن آن‌ها در دوره‌ی دبیرستان است. اما اکنون و در آستانه‌ چهل سالگی هیچ‌کدام در نقطه‌ای قرار ندارند که قبلاً رؤیای رسیدن به آن جایگاه را داشتند.
افتتاحیه‌ی فیلم اتوبیوگرافی مختصری از خود کارگردان است که در باب آثار گذشته‌ی خود روایت می‌‌کند. او سه دهه فیلم‌سازی خود را در ۵ دقیقه برای مخاطب مرور می‌کند و تا پایان فیلم نیز راوی خود اوست. اما چهار کاراکتر او چه کسانی هستند؛ «تام» کارگردانی است که در انتظار یک فرصت برای رسیدن به جایگاه رویایی‌اش در سینماست. او می‌خواهد یک فیلم‌ساز مستقل شود که بتواند سینمای تایوان را به دنیا معرفی کند. «فان من» مردی متعهد و اخلاق‌مدار است که در یک شرکت بیمه مشغول فعالیت است. او همیشه از سوی بالادستی‌ها خود مورد شماتت قرار می‌گیرد که باید بین «کار درست» و «انجام درست وظیفه‌ی محوله» انتخابی درست داشته باشد و او همیشه کار درست را انتخاب کند. نفر سوم «تین چان»‌ است که اتفاقاً گره اصلی ماجرا در همین کاراکتر خلاصه می‌شود. او تنها کسی است که عشق‌اش به دختر زیبای دبیرستان تا کنون ادامه دارد. لقب این دختر زیبا «ماینس» است و تین چان چنان در این عشق فرو رفته که کل زندگی‌اش را فدای این جست‌و‌جو کرده است. اما ماینس رویایی او تبدیل به یک کارگر جنسی شده است و همین موضوع در کل فیلم او را دچار تحول می‌کند. نفر چهارم «هونگ چانگ» است که لکنت زبان دارد. هونگ چانگ همان روزنه‌ی کارگردان برای ورود به دنیای سوررئال است. این کاراکتر زمانی که با ارواح سخن می‌گوید بدون لکنت است و همچون یک فرد عادی به مکالمه می‌پردازد.
فیلم‌ساز در این فیلم هر آنچه یک فرد در جامعه‌ای مدرن با آن مواجه است را مورد نقد قرار می‌دهد. هر کدام از این چهار نفر نماینده‌‌ی بسیاری از انسان‌ها هستند و مخاطب می‌تواند خود را در هر کدام از این کاراکترها مشاهده کند. فیلم ضربآهنگ بالایی دارد و در طول این دو ساعت با انبوهی از رخدادها رو‌به‌رو هستیم. کارگردان حتی مناسبات محلی سیاست را از طریق یک نماینده‌ی پارلمان و اغوا شدن تام توسط او به‌تصویر می‌کشد.
همان‌طور که در بالا اشاره شد، راوی در این فیلم خود کارگردان است. در نتیجه اتصال سکانس‌ها و رخدادها با صدای راوی صورت می‌گیرد. گویی کارگردان بخشی از جامعه را به‌صورت تصادفی انتخاب کرده است و در حال روایت زندگی چهار نماینده از این جامعه است. یک کاراکتر شکست را پذیرفته است و دیگری آن‌قدر ساده است که حتی نمی‌تواند شکست را معنا کند. آن‌ دیگری که ایده‌آل‌گرا به‌حساب می‌آید، با یک پیشنهاد وسوسه‌انگیز کل دنیای آرمانی خود را زیر پا می‌گذارد. اما در مقابل کاراکتری وجود دارد که در عمل انسان آرمان‌گرا را تصویر می‌کند. همه‌ی این چهار کاراکتر دوستان صمیمی یکدیگر هستند و اتفاقاً در امور زندگی دوستان را یاری می‌کنند.
در دنیای فیلم‌های کمدی-ابزورد ساده‌ترین رخدادها تغییرات مهم را رقم می‌زنند. به‌همین سبب فیلم‌ساز در طول پرده‌‌ی اول و دوم فیلم آن‌قدر مخاطب را در معرض این رخدادهای سینوسی قرار می‌دهد که تغییرات مهم در پرده‌ی سوم، در عین بی‌منطقی، منطقی‌ترین نتایج ممکن به‌حساب می‌آیند. فیلم‌ساز در این فیلم حتی سعی هم نمی‌کند موقعیت کمدی بسازد. در عوض پوچی شرایط زندگی این کاراکترهاست که باعث خنده‌ی مخاطب می‌شود. گویی بخشی از زندگی روزمره‌ی مخاطب مقابل خودش قرار دارد و با مرور تجربه‌های زیسته‌ی نزدیک به کاراکترهای فیلم به اوضاع خود می‌خندد.
سینمای هر کشوری برای زیست میان مردمان و برگه‌های تاریخ نیاز به بازنمایی جامعه‌ی خود از طریق چنین آثاری دارد؛ آثاری که بدون ذره‌ای غلوشدگی سعی دارند آینه‌ی تمام‌قد جامعه‌ی آن روز خود باشند. سینمای تایوان هم طی چند دهه‌ی گذشته بارها مخاطب سینما را با چنین آثاری سیراب کرده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟