«بتا» و «پاپی» دوستان صمیمی هستند. در جشن ابتدای سال بتا که در حال عکاسی است، متوجه پسر جوانی مقابل خود میشود. پسر درحال کتاب خواندن است. دالا از او عکس میگیرد. در همین حین پاپی نیز همان پسر را به او نشان میدهد و از آن پسر تعریف میکند. کمکم پاپی از عشق خود به آن پسر یعنی «نُن» حرف میزند و دالا گوش میدهد. اما در قلبش او نیز عاشق نن شده است. دالا یک روز در وسایل قدیمی مادرش یک صندوقچه مییابد که در آن نامههای عاشقانهای وجود دارد. این نامهها داستان اولین عشق مادرش را بیان میکنند. داستان از اینجا بهصورت موازی طی میشود. عشق مادرش «دالا» به «کاجورن» در گذشته به صورت فلشبکهایی در میان عشق بتا و نن نشان داده میشود.
بعد از مرور فیلمهای عاشقانهی کشورهای ژاپن، کرهی جنوبی و اندونزی، این بار ما با فیلمی از کشور تایلند مواجه هستیم؛ فیلمی که اورجینال نیست. این فیلم اولین بار در سال ۲۰۰۳ در کشور کرهجنوبی با نام «کلاسیک» ساخته شد. حالا ورژن تایلندی آن را با همان داستان میبینیم. با مقایسهی فیلمهای مرور شده تا حدودی میتوان متوجه فاصلهی سینمای کشورهای آسیایی از هم شد. سینمای عاشقانهی کرهجنوبی و ژاپن یا هنگکنگ و چین، از دیگر کشورهای آسیایی پیشی گرفتهاند. تفاوت عمدهی آن را هم میتوان در همان تجربهی سینمایی بیشتر در این کشورها دانست. نوع نگاه این کشورها به شخصیتهای پرداختی در هر داستان جنبهی واقعی به خود گرفته و بیشتر متمرکز بر احساسات و عواطف شخصیتهاست. داستانها پایهای قوی دارند و نوع نگاه دوربین نیز به سمت نگاه انسانها کشیده میشود. سینمای کشورهایی مانند تایلند و اندونزی نسبت به مابقی کشورها، سینمایی نوپا و در حال آزمون و خطاست. با وجود تفاوتها اما همهی آنها در یک وجه اشتراک دارند؛ همهی فیلمهای ارائه شده در مسیری آرام و با نوعی سکون همراه هستند. این تفاوت را بهخوبی میتوان با مقایسهی این فیلمها با ملودرامهای اروپا و هالیوودی مشاهده کرد. در فیلمهای هالیوودی همیشه نوعی عجله و اضطراب رسیدن به عشق را میتوان در تمام وجوه داستان مشاهده کرد؛ حتی در تصاویری که در فیلمها نشان داده میشود. اما در فیلمهای آسیایی نه در چهره و نه در تصاویر ارائه شده این هیجان و حتی زرقوبرق را مشاهده نمیکنیم. شاید همین سادگی این فیلمها و نزدیک بودنشان به واقعیت است که فیلمهای عاشقانهی آسیایی را متفاوت از مابقی کرده است. در این فیلم نیز داستان دالا با آرامشی مختص این سینما گفته میشود. هیچ اجباری برای گذشتن از یک اتفاق و رسیدن به اتفاق دیگر وجود ندارد. همه چیز به آهستگی رخ میدهد؛ آنقدر آهسته که شاید بینندهی ناآشنا به این سینما نتواند آن را بپذیرد. اولین مواجههی دالا و کاجورن آنقدر آهسته صورت میگیرد که بیننده به تمامی میتواند خود را به جای هر دو شخصیت گذاشته و آنها را بشناسد. اتفاقات عجیب و چندانی هم رخ نمیدهد. داستان از عشق دو نفر حرف میزند که بنا به شرایط موجود نباید عاشق هم میشدند. دالا از خانوادهای پولدار بوده و کاجورن از یک خانوادهی فقیر؛ آن هم در سال ۱۹۶۷. داستان موازی بتا و نن نیز بهخاطر عاشقشدن پاپی به نن، در نظر بتا میتواند غیرممکن و ممنوعه باشد. این فیلم در مقایسه با نسخهی کرهای خود در سطح پایینتری بوده و ملودرام کرهای در داستانسرایی و پرداخت شخصیتها بهتر عمل کرده است.
فیلم «دوباره کلاسیک» فیلمی عاشقانه از سینمای تایلند است و بینندهی این سینما چندان توقعی از این فیلم نخواهد داشت. فیلم نه آنقدر بد است که بیننده نتواند آن را ببیند و نه آنقدر خوب است که شوق تماشای مجدد آن را داشته باشد. یک فیلم متوسط و معمولی دربارهی کاراکترهایی معمولی، در دنیایی ساکن و بهدور از هیجان.