پوستر فیلم کریسمس کریسمس لعنتی

ژانر دلهره همچنان در آثار کم‌بودجه نفس می‌کشد

کریسمس کریسمس لعنتی
Christmas Bloody Christmas
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
ژانر اسلشر، دلهره
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در تاریخ سینمای دلهره این آثار ارزان‌قیمت بوده‌اند که توانسته‌اند در طول سال‌ها و دهه‌ها این ژانر را به سینمای معاصر برسانند. «جو بیگوس» فیلمساز جوانی است که تحت کمپانی «چنل ۸۳» آثار خود را طی این سال‌ها عرضه کرده است. او به‌راحتی در میان زیرژانرهای دلهره پیرنگ‌های خود را می‌یابد و از این طریق مخاطب را در معرض کاراکترهایی قرار می‌دهد که به‌ناگاه مورد هجوم قاتلی خفته قرار می‌گیرند. این فیلمساز جوان در جدیدترین اثر خود سعی دارد در شب کریسمس و در شهری کوچک مخاطب را از محل کار کاراکتر اصلی روایت، «توری»، به درون خانه و سپس به مکان اول بازگرداند و در این بین همه‌ی آنچه که در یک اثر اسلشر روی می‌دهد بازنمایی شود.

شروع فیلم با آگهی‌های تلویزیونی همراه است که به‌صورت کاملاً خلاقانه به معرفی کمپانی سازنده هم می‌پردازد؛ آگهی‌هایی که زندگی در جامعه‌ای گروتسک را تصویر می‌کنند و از این طریق مخاطب را به آخرین و مهمترین آن‌ها می‌رسانند. در این آگهی گوینده از ربات بابانوئل صحبت می‌کند که پس از پس فرستاده شدن توسط ارتش، حال در فروشگاه‌ها در اختیار خریداران قرار گرفته است؛ بابانوئلی که می‌تواند خواسته‌های یک خانواده را در شب عید برآورده کند و سرگرمی مناسبی برای آن‌ها شود. پس از این افتتاحیه به درون فروشگاه موسیقی توری می‌رویم که به‌همراه فروشنده‌اش، رابی، در حال گذران آخرین ساعات کاری فروشگاه هستند. کارگردان از همان ابتدا مخاطب را در برابر تضاد رنگی با استفاده از نورهای نئونی و چراغ‌های چشمک‌زن قرار می‌دهد تا از این طریق خون‌بازی خود را بیشتر و بیشتر به نمایش بگذارد.

همان‌طور که انتظار می‌رود قاتل این اسلشر یکی از همان بابانوئل‌های رباتی است که به‌ناگاه از خواب خود برمی‌خیزد و به هر فردی در مسیرش حمله می‌کند. یکی از نقصان‌های این روایت شلخته بودن بیداری و هدف‌گذاری این ربات است؛ چرا که این ربات از همان ابتدا به‌دنبال توری و رابی است و بدون هیچ محدودیتی آن‌ها را تا خانه دنبال می‌کند. از سویی دیگر این ربات و نقصان در منطق حضورش باعث عدم توازن در روایتی می‌شود که دیالوگ‌های پینگ‌پنگی بین توری و رابی را در خود دارد؛ دیالوگ‌هایی که نمونه‌ی زیبایی از کمدی-ابزورد در باب مسائل روزمره و جنسی هستند. از سویی دیگر کار خوب این فیلمسازان مستقل در روایت‌های دلهره این است که از آن نظم مردسالار و ضد زن پیشینیان خود فاصله گرفته‌اند و قرار نیست زنی مانند توری دچار شکنجه و تنبیه شود؛ آن‌ هم به‌سبب انتخاب شیوه‌ی زندگی‌اش. روایت آقای بیگوس شاید فقط در منطق‌گذاری قاتل داستان‌اش دچار شکنندگی می‌شود. او حتی سعی دارد زاویه‌دید برخی از این سلاخی‌ها را به اول‌شخص تغییر دهد تا نمایی جدیدتر را در یک اثر اسلشر شاهد باشیم؛ هر چند بودجه‌ی کم باعث می‌شود این زاویه‌دیدها آن‌طور که باید و شاید در نیایند. در هر صورت فیلم جدید آقای بیگوس یکی از آثار اسلشری است که می‌تواند در خوانش ژانری سینمای دلهره به‌کار آید و در عین حال به‌سبب ضربآهنگ بالایی که دارد مخاطب را طی ۸۰ دقیقه با خود همراه کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟