یک زوج جوان در مراسم سالگرد ازدواج خود قرار است شبی عاشقانه را سر کنند. اما با حضور یک فرد عجیب پشت درب منزلشان، این شب قرار است طولانیتر هم شود. اولین نکتهای که در این فیلم به چشم میخورد پیروی از ساختار اتفاقات تصادفی در ثریلرهای بریتانیایی است. در این نوع فیلمها تمام اتفاقات برحسب تصادف رخ میدهند و در هیچکدام عمدی در کار نیست. کاراکترها ممکن است هر لحظه مرتکب یک قتل شوند، درصورتیکه ار ابتدا قصد داشتهاند از هر گونه دردسر دوری کنند. حالِ این زوج هم غیر از این نیست. آنها قرار است شبی عاشقانه و رمانتیک را پشت سر بگذارند، اما بهناگاه یک فرد، درحالیکه درب منزل قفل است، ناگهان روی کاناپه و در حال تماشای تلویزیون مشاهده میشود. درگیری آنها باعث میشود تا این فرد مرموز کشته شود. حال اولین مهرهی دومینو سقوط کرده است و تمام اتفاقات بعدی هم در پی آن رخ میدهند. آنها از زنگ زدن به پلیس طفره میروند، چون هیچ نشانی از ورود با زور به خانه وجود ندارد. چاره چیست؟ تکهتکه کردن جسد در وان حمام و حمل آن در کیسههای زباله.
سینمای بریتانیا در نشان دادن این نوع سینما از تبحر خاصی بهره میبرد. اما تفاوت آنها با دیگر فیلمهای پیرو خودشان این است که از ابزار کمدی موقعیت استفاده میکنند. در سینمای کمدی-ثریلر بریتانیا همیشه کاراکترهایی وجود دارند که با حماقت خودشان هم موقعیت کمدی ایجاد میکنند و هم مرتکب جنایت میشوند. این درست همان چیزی است که فیلم «زود باش» آن را کم دارد. کمبود چنین شخصیتی شاید میتوانست توسط کاراکتر جری و پررنگ کردن حضورش در فیلم جبران شود. اما کارگردان ترجیح داده تا با همین زوج فیلم را پیش ببرد.
اتفاقاتی که در پی هم میآیند منطق این سینما را در خود دارند. اما یکی از خطهای اتصال فیلم که شک کردن پلیس است، دچار قوام نشده است. گویی سکانس تعقیب و گریز توسط پلیس و درگیری بعد از آن چیزی کم دارد. تصنع موجود در تقابل پلیس با این زوج جوان باعث شده تا فیلم دچار افت شدیدی شود. با این خط اتصال ضعیف، سکانسها و در نتیجه درگیریهای بعدی کمی از خط منطقی روایت دور میشوند.
یکی از ترفندهای کارگردان در این فیلم، نام گذاشتن روی پارههای فیلم بوده است. اما شیوهی نامگذاری او روی این پارهها کمی ناشیانه بوده است. گویا این نامها به این علت بوده است که مخاطب را در مسیر فیلم نگاه دارد. اما کارگردان این فکر را نکرده که روایتاش خطیترین روایت ممکن است و نیازی به این سرنخهای تصنعی و اضافه نیست. معمولاً فیلمهایی که درون خود ساختاری اپیزودی و غیرخطی دارند، سعی میکنند از این ترفند برای نگاه داشتن مخاطب در مسیر فیلم استفاده کنند.
این فیلم در کلیت خود توانسته در یک خط مستقیم از افتتاحیه تا اختتامیه پیش رود. اما فیلمهایی از این دست جسارت بیشتری از کارگردان میطلبند که در این اثر چنین چیزی را نمیبینیم. همین امر باعث شده فیلم برخلاف عنوان خود دچار ضربآهنگ سریعی نباشد و سکانسبهسکانس خرامان خرامان پیش رود.