پوستر فیلم کریسمس شکلاتی / تعطیلات خوش من

حیف از شکلات‌ها

کریسمس شکلاتی / تعطیلات خوش من
Chocolate Covered Christmas / My Sweet Holiday
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

تعطیلات کریسمس روبه شروع است. «سیدی» با دوست‌پسر خود تماس گرفته و ساعت سوارشدن‌اش به هواپیما را چک می‌کند. دوست‌پسرش اما به او می‌گوید او در محل کارش و مهمانی‌ای که برگزار شده، گرفتار است و نمی‌تواند به هواپیما برسد. پس سیدی مجبور می‌شود به خانه و پیش پدر و مادرش بازگردد. در آنجا متوجه می‌شود که پدر و مادرش قصد فروش قنادی‌شان را دارند. قنادی‌ای که مخصوص پخت انواع شکلات است. پدر از سیدی می‌خواهد طرز پخت انواع شکلات‌ها را به مرد جوانی -الکس- که قصد خرید قنادی را دارد، آموزش دهد.
فیلم زیبا و دوست‌داشتنی «شکلات»؛ محصول ۲۰۰۰، یکی از آن فیلم‌های بیادماندنی‌ای است که تا نام شکلات آورده شود به ذهن مخاطب خواهد رسید؛ فیلمی زیبا، ساده و اما متفاوت. تفاوت عمده‌ی آن نسبت به فیلم‌های دیگری که زندگی را ستایش می‌کنند در این بود که این فیلم از شکلات به عنوان یک دلیل برای لذت‌بردن از زندگی و درکنارهم قرار گرفتن همه باهم استفاده کرده بود. ژولیت بینوش در نقش وینا مادرِ دختری کوچک است که به شهری جدید اما متعصب وارد می‌شود و می‌خواهد شکلات‌پزی خود را در آن ایجاد کند. شکلات‌های او آنقدر دوست‌داشتنی هستند که حتی کشیش متعصب آنجا را دچار دوگانگی می‌کند. زندگی را می‌توان با همین شکلات‌های خوشمزه نیز زیبا کرد و از آن لذت برد. درواقع شکلات به فیلم معنا داده و عشقی که بین شخصیت‌های داستان ایجاد می‌شود را عمق می‌بخشد
فیلم «کریسمس شکلاتی» اما از شکلات و زیبایی آن تنها برای ایجاد یک فضای مصنوعی زیبا استفاده کرده است چنان‌که به جای آن می‌شد هر دلیل دیگری را استفاده کرد تا سیدی و الکس را در کنار هم قرار داد. شکلات تنها بهانه‌ای‌ست برای ساخت یک فیلم عاشقانه کم‌اهمیت. فیلم با نشان دادن تصاویری از شکلات‌های مختلف و ساخت آنها سعی دارد به داستان معنا دهد یا حتی آن را زیبا کند، اما وقتی معنایی در تصاویر نباشد بیننده نیز نمی‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. فیلم از همان ابتدا با یک اتفاق احمقانه باعث رفتن سیدی به خانه می‌شود. وقتی قرار نیست شخصیت دوست‌پسری که دوست‌دخترش را کنار می‌گذارد -آن هم معلوم نیست برای چه- تعریف شود پس چه دلیلی برای وجود اوست؟ ورود سیدی به خانه نیز با قرار گرفتن در کنار مردی جوان می‌خواهد نوید داستانی عاشقانه را دهد. اما داستان هیچ دلیل عمیقی را هم برای عاشق‌شدن این دو به بیننده نشان نمی‌دهد. صرف اینکه دونفر تنها در یک مکان کار می‌کنند و هر دو به شکلات علاقه دارند نمی‌تواند دلیل خوبی برای عاشق‌شدن باشد. فیلم در سکانس‌های مختلفی تنها با این جمله که «این مورد علاقه‌ی من است» سعی کرده اشتراکاتی را میان شخصیت‌های خود ایجاد کند اما همه می‌دانیم که اینگونه اتفاقات برای عشقی که میان آنها رخ می‌دهد غیرمنطقی‌ست. وقتی فیلم زحمت پرداخت به شخصیت‌های اصلی خود را نداده، نمی‌توان انتظار داشت به مابقی شخصیت‌های‌اش نیز پرداخته باشد. در پایان فیلم نیز این دو نفر به راحتی و با عشق درکنار هم قرار می‌گیرند و همه‌چیز به خوبی و خوشی پایان می‌یابد.