پوستر فیلم فرزند ماه کامیاری

اندوه را بپذیر و از آن بگذر

فرزند ماه کامیاری
Child of Kamiari Month
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«کانا» دختری شاد و خوشحال است که یکی از لذت‌های زندگی‌اش دویدن با مادرش در میان درختان و جنگل است. او این لحظات را بسیار دوست می‌دارد، اما این لحظات خیلی زود تمام می‌شوند و با مرگ مادر او نیز دیگر دختری شاد به مانند گذشته دیده نمی‌شود. حالا یک سال از آن روزها می‌گذرد و او برای اولین بار باید مسابقه‌ی دوی مدرسه را بدون مادر انجام دهد. این روز اما زمانی که کانا دستبند مادر را بر دست‌اش می‌بندد، تبدیل به روزی طولانی و به یاد ماندنی برای او می‌شود.
اگر از بسیاری از انیمه‌دوستانی مانند من علت علاقه‌مندی به این سبک از روایت‌ها را بپرسید همگی‌مان بدون استثنا نام «هایائو میازاکی» را خواهیم آورد. این اعجوبه‌ی دنیای انیمه یکی از دلایلی است که باعث شده هر انیمه‌دوستی بتواند به راحتی با این سبک ارتباط برقرار کند. درواقع میازاکی مسیر شناخت این سبک را آنقدر خوب هم برای ما به عنوان مخاطب و هم برای فیلم‌سازان بعد از خود ارائه کرده است که می‌توان با هر داستانی که خوب ساخته و پرداخته شده باشد، ارتباط برقرار کرد. داستان انیمه‌ی «فرزند ماه کامیاری» نیز در همین مسیر است و به همین دلیل هم است که از همان ابتدا ما را متوجه خود می‌کند.
انیمه‌ی «فرزند ماه کامیاری» مسیر داستان خود را از بهترین جا آغاز می‌کند و آنقدر هماهنگ همه‌چیز را جلو می‌برد که ما هرگز زمان را به مانند خود روایت حس نمی‌کنیم. کانا که مادر را از دست داده بعد از اینکه متوجه می‌شود او یکی از خدایان بوده و مأوریتی مهم داشته، به امید دیدار مادر در مسیری قدم می‌گذارد که او همیشه قدم می‌گذاشته است. کانا با بستن دستبند مادر به ناگاه همه‌چیز را ثابت می‌بیند و زمان به نوعی متوقف می‌شود. حالا او باید با دویدن به نقاط مختلفی از کشورش، ژاپن، از خدایان متفاوت غذایی خاص -چیسو- را گرفته و برای جشن خدایان ببرد. روایتی جادویی و سحرانگیز که به راحتی می‌تواند ما را به یاد داستان‌‌های میازاکی بیندازد. دنیاهایی خاص که در عجیب‌ترین روایت‌های خود ارتباط بسیار عمیقی با روح آدمی دارند و می‌توانند تا عمق وجود ما را بیدار کنند. این انیمه‌ در داستانی خیالی ما را با واقعی‌ترین وجه خودمان روبه‌ر‌‌و می‌کند و یادمان می‌دهد که چگونه می‌توانیم از همه‌چیز درس گرفته و زندگی را با تمام سختی‌های‌اش دوست بداریم. از دست دادن عزیزان‌مان را بپذیریم و برای گذشتن از آنها تلاش کنیم. توقف زمان در این انیمه یعنی توقف زندگی برای کسانی که عزیزی را از دست داده‌اند. اندوهی که این افراد را از ادامه‌ی زندگی باز می‌دارد و غول سیاه ناامیدی را بر آنها مستولی می‌کند.
انیمه‌ی «فرزند ماه کامیاری» در واقع سفر کانا در انجام مأموریتی برای خدایان نیست، بلکه سفری است برای گذشتن از اندوه و روبه‌رو شدن با واقعیت‌های تلخ زندگی. کانا با به‌یاد آوردن آهسته‌آهسته‌ی خاطرات‌اش در حال وارد کردن ما به داستان زندگی‌اش است و هر بار که این فلش‌بک‌ها بیشتر و بیشتر می‌شوند دلیل رفتارها و اتفاقات پیش روی او نیز بهتر دیده و درک می‌شوند. ما کانا را در موقعیت‌ها و شرایط مختلف می‌بینیم و اندوه او هر لحظه بیشتر برای‌مان واقعی و قابل‌پذیرش می‌شود. او در این لحظات اندوهِ خود را گاهی با خشم، گاهی با ناراحتی و گاهی نیز با ناامیدی نشان می‌دهد تا غول سیاه پیرامون‌اش هر لحظه برای ما نیز آشناتر شود. کانا اما در این مسیر ثابت نیست. او مدام در حال تغییر است و این تغییر با وجود اتفاقات پیش‌روی‌ و افرادی که در پیرامون‌اش وجود دارند، دور از ذهن نیست. کانا در این سفر در حال رشد است و می‌تواند همه‌چیز را به گونه‌ای دیگر درک کند.
انیمه‌ی «فرزند ماه کامیاری» مانند تمام انیمه‌های زیبا و خاص دیگر تصاویری زیبا و دقیق با جزئیات هوشمندانه هم دارد که با وجود داستان پر از جادوی‌اش خارق‌العاده و جذاب برای دیدن هستند. حسی که تصاویر و موسیقی و البته استفاده‌ی درست از صداهای پیرامونی واقعی در ما ایجاد می‌کنند از مزایایی است که می‌تواند این داستان را برای هر انیمه‌دوستی خاص و دیدنی کند. یکی دیگر از مزیت‌های بسیار خوب انیمه‌هایی از این دست را من در صدای شخصیت‌های داستان می‌بینم. صداهایی که به شدت گیرا و واقعی بوده و می‌توانند احساسات شخصیت‌ها را به خوبی نمایش دهند. اینکه این صداها با تصاویر هم‌خوانی بسیار خوبی دارند باعث می‌شود ما هرگز احساس نکنیم در حال دیدن تصاویری نقاشی هستیم.
کارگردانان تازه‌کار این انیمه، «تاکانا شیرای» و «توشیناری شینوهه»، در اولین اثرشان با احترام به تمام انیمه‌های جادویی توانسته‌اند داستان ناب دیگری را خلق کنند که بتواند هر چه راحت‌تر و واقعی‌تر ما را با خود همراه کرده و ماندگار شود.