جوانانی که از سر ناامیدی رو بهسوی ارتش میآورند و بهسوی مناطق جنگی میروند تا خود را بیابند. اما چه چیزی انتظار آنها را ميکشد؟ شاید دهها فیلم ضد جنگ ساخته شده است تا تغییر در روحیهی و شیوهی زندگی این سربازان را بهتصویر بکشد. شخصیتهای مختلفی از فیلمهای گوناگون در ذهن مخاطب نقش میبندد و هر بار، مخاطب انتظار یک تخریب روحی را دارد. حال و روز فیلم «چری» هم جدای از آنها نیست و سعی کرده با انتخاب دو کاراکتر نوجوان بهدرون این دنیا برود. او نوجوانی بیدستوپا است که زندگی کاملاً معمولی دارد. فیلم از همان ابتدا با مونولوگ خارج از کادر چری آغاز میشود و این رویه تا پایان نیز ادامه دارد. هر سکانسی که از این فیلم میگذرد، مخاطب بیشتر با آن دچار همذاتپنداری میشود. فیلم تقریباً در توالی سکانسهای خود قصهاش را پیدا میکند و همین باعث میشود تا بینندهی بدبین بهآرامی به کارگردان و روند فیلم اعتماد کند. کارگردان سعی کرده با جدا کردن بخشهای زندگی شخصیت خود، از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۹، و نامگذاری هر کدام از این بخشها، بتواند تأثیر زندگی را روی شخصیت اصلی بیشتر و بیشتر بهنمایش بگذارد. اما این فیلم در پارهی سوم خود است که بهناگاه از ابری که بر آن سوار است، سقوط می کند و تبدیل به یک ملودرام تینیجری میشود. درست پس از این بخش است که مخاطب خود را اسیر در یک تلهی دو ساعته میبیند.
فیلم «چری» از آن دسته از فیلمهای انگیزشی محسوب میشود که بهخیال خام خود سعی دارد نشان دهد که میتوان راه برگشتی را برای هر کسی در هر چاهی متصور بود. اما با کمی دقت در زندگی واقعی، نمیتوان به این قبیل اراجیف دل بست و در نهایت تنها چیزی که پس از تماشای این دست آثار به ما دست میدهد، چیزی جز پوزخندی حاصل از «دل خوش سیری چند» به انسان دست نمیدهد. فیلم «چری» تا ۹۰ دقیقه، دم از یک اثر پستمدرن میزند که به عمق چاه بدبختی یک انسان از همهجا بریده دارد و بهراحتی میتوانست با حفظ همین روند، بیشتر از یک اثر انگیزشی و تینیجری، مخاطب را به فکر وا دارد.
از سویی دیگر نقاط ضعفی که در بازی کایرا براوو دیده میشود را نباید از نظر دور داشت. شاید این بازیگر برای ایفای چنین نقش سختی، بسیار ناتوان است. اما ضعف کارگردان در پرداخت چنین شخصیتی نیز بسیار مشهود است و جایی که نشانههای حاصل از ویروس اچآیوی را روی صورت او مشاهده میکنیم، بهناگاه و در سکانس بعدی شاهد زیبایی او در پس نور زیبای خورشید هستیم. همین ضعفهای پرداخت شخصیتها و از دست رفتن عنان فیلم از دست کارگردان باعث شدهاند تا این اثر تبدیل به یک فیلم کاملاً متوسط شود. در نهایت میتوان گفت که درام در این فیلم در دام تفکرات مارولی کارگردانهای خود شده است.