احمقانههای هالیوود برای اثبات عدم تبعیض نژادی
هالیوود پس از فشارهای اسکار ۲۰۱۵ دست به هر کاری زده تا نشان دهد آثارش دچار تبعیض جنسیتی نیستند. بهقول بسیاری از مخاطبان سینما اگر روزی مشاهده کردید که سفیدبرفی هم رنگینپوست شد تعجب نکنید. در یکی از جدیدترین اقدامها شان لوی در گردشی ۱۸۰ درجه بهسوی زیر رو رو کردن رمانی که بسیاری آن را مطالعه کردهاند گام برداشته و حتی سعی کرده اولین تلاش ناموفق خود در اقتباس از این رمان را نیز زیر سوال ببرد.
«دو جیناش ارزانتر است» نام رمانی بود که در سال ۱۹۴۸ به چاپ رسید. در این رمان دو تن از فرزندان خانوادهای شلوغ که شامل پدر و مادر و ۱۲ فرزند میشد خاطرات دوران کودکی خود را نقل میکنند. فیلمی با همین نام در سال ۱۹۵۰ روی پرده رفت و اقتباسی کاملاً وفادار به متن رمان بود. در این اثر پدر خانواده در سفری که به اروپا دارد میمیرد و مادر خانواده مجبور میشود ۱۲ فرزند قد و نیمقدش را بهتنهایی بزرگ کند. اقتباس دوم از این رمان پرطرفدار به سال ۲۰۰۳ بازمیگردد. «شان لوی» در این سال اولین خیز خود را بهسوی اقتباس از این رمان جذاب و خانوادگی برداشت. او حتی از بازیگری چون «استیو مارتین» بهره برد، اما نتوانست فضایی را که رمان تصویر کرده مقابل چشم مخاطب قرار دهد. در سال ۲۰۰۵ ادامهای بر اقتباس شان لوی ساخته شد که باز هم تلاشی بیثمر بهحساب میآمد. در این اقتباسها هالیوود قصد نداشت غمی را که رمان انتقال میدهد به مخاطب تزریق کند. بههمین سبب بار کمدی فکاهی و مضحک باعث از بین رفتن روح رمان در این آثار میشد. حال شان لوی پس از تجربههای موفقی که طی این یک دهه از سر گذرانده، بار دیگر بهسوی این رمان خیز برداشته است. اما شرایط در سال ۲۰۲۲ کاملاً متفاوت است. او اینبار نیمی از خانواده را رنگینپوست کرده و در آش بیمزه و پر از مواد خود همهچیز ریخته جز ذائقهی سینمایی.
همهامان قبول داریم که در جامعهی مدرن هیچگاه نباید انسانها را بر اساس رنگ پوست، گرایش جنسی و غیره قضاوت کنیم و بایستی به هر انسانی فرصتی برای ابراز وجود داده شود. این گزاره بسیار انسانی است. اما اینکه هالیوود سعی دارد بازسازی آثار گذشتهی خود را هم تبدیل به بازیهای نژادی کند بسیار مضحک است. ما با رمانی مواجه هستیم که یک انسان حقیقی آن را نوشته است، اقتباسهایی هم طی دهههای مختلف از این رمان روی پردهی سینما رفته است و اتفاقاً آقای شان لوی یکی از همین اقتباسها را انجام داده است. اما اینکه در سال ۲۰۲۲ کل رمان زیر و رو شود و برای اینکه تصاویر برای جذب جامعهی سیاهپوست آمریکایی تغییر کنند قابل درک نیست. در این فیلم شان لوی حتی تلاشی برای ارائهی یک کمدی میانه هم نکرده است. بازیگران فیلم، از خردسال تا بزرگسال، گویی حتی برای یکبار هم مقابل دوربین قرار نگرفتهاند. همهی بار فیلم روی دوش «زک برف» و «اریکا کریستنسن» است. شان لوی در اقتباس جدید خود حتی بهاندازهی اقتباسی که در سال ۲۰۰۳ از این رمان داشته نیز تلاش نکرده است. قابهای فیلم و روابط بین کاراکترها چنان مضحک است که در برخی سکانسها احساس میکنیم کل زمان فیلمبرداری و تدوین این اثر یک روز طول کشیده است. شان لوی پس از آثار موفقی چون «گای آزاد»، سری «شب در موزه»، «قرار شبانه» و آثاری از این دست، بهیکباره اثری را روی پرده برده که حتی بهاندازهی یک سکانس از این فیلمها هم تلاشی در آن دیده نمیشود. آخرین تلاش لوی در سینما یک فیلم نیست، بلکه فاجعهای است که کارنامهی یک بلاکباسترساز را دچار شیب تند میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.