پوستر فیلم مرد اره‌ای

جسارتی به‌اندازه‌ی درهای باز این جهان

مرد اره‌ای
Chainsaw Man
محصول ۲۰۲۲ – ژاپن
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور دنیای انیمه‌های ژاپنی بارها و بارها با جهان‌های بازی‌مانندی مواجه بوده‌ایم که مخاطب را درون خود وادار به سرگردانی می‌کردند؛ انبوهی از کاراکترهای تأثیرگذار که هر کدام پیش‌داستانی مفصل و قابل اعتنا دارند، سیر رخدادهایی که در تقاطع با یکدیگر گذشته و حال کاراکترهای داستان را درگیر می‌کنند و در نهایت طبقه‌بندی درون‌انیمه‌ای بر اساس سن و جنسیت که باعث می‌شود مخاطب به‌درستی دنیای مورد نیاز خود را پیدا کند. مانگای «مرد اره‌ای» یکی از آن دست آثاری است که در دهه‌ی اخیر خلق شده است. روند جذب مخاطب مانگا به حدی بوده که خالقان آن تصمیم گرفتند در سال ۲۰۲۲ فصل اول سریال آن را در ۱۲ قسمت در برابر چشم مخاطب قرار دهند.

ابتدا بگذارید از دنیای پیرامون کاراکترها در این انیمه –که در دسته‌بندی انیمه‌های شونن قرار می‌گیرد– آغاز کنیم. تاریخ‌نگاری این انیمه شاید در دهه‌ی ۱۹۹۰ می‌گذرد، اما با این تفاوت که شوروی فرو نپاشیده و همچنان یکی از قدرت‌های تأثیرگذار جهان است. پس می‌توان آن را در رده‌ی آثار زیرژانری «تاریخ جایگزین» قرار داد. طبق دنیای داستانی انیمه‌ی شونن، در این روایت نیز با نوعی ماجراجویی مواجه می‌شویم که در آن کاراکترها با هیولاهای مختلف مبارزه می‌کنند.

اما شگفتی این انیمه از همان آغازی است که خود بخشی از پایان فصل اول محسوب می‌شود؛ زاویه‌دید اول‌شخص به‌سوی دری که با یک فیداوت مخاطب را وارد دنیای ویران نوجوانی با نام «دنجی» می‌کند. در دنیای دنجی سرعت رخدادها پس از خودکشی پدر بیش‌ازحد شده و او بی‌آنکه نه کودکی و نه نوجوانی را درک کرده باشد، وارد بزرگسالی بی‌رحمی می‌شود که باید دیون پدر را ادا کند و در عین حال همچون موجودی نامرئی در پیاده‌روهای شهر گام بردارد. زمانی که به شخصیت‌پردازی دنجی می‌نگریم، گویی توحش موردنیاز خالقان اثر از همین واپاشی ابتدایی تغذیه می‌کند؛ پسرک گرسنه‌ای که یکی از رؤیاهای اساسی زندگیش ساده‌ترین و غریزی‌ترین و در عین حال ابتدایی‌ترین نیازهاست. خالقان اثر روی همین شخصیت‌پردازی متمرکز می‌شوند و هنگام همگونی دنجی و نیمه‌هیولایش با نام «پوچیتا»، اولین خصوصیتی که به شخصیت مرد اره‌ای می‌دهند همین توحش و عدم همدلی با انسان‌های هم‌نوع است.

در این سریال هفت قسمت طول می‌کشد تا مخاطب با اولین شوک مواجه شود. در طی این هفت قسمت همچون یک درام ملو در میان کاراکترها و هدف‌گذاری‌های اروتیک و جنسی و غریزی دنجی گام برمی‌داریم. به‌نوعی او در طی این هفت قسمت برای زجر دادن یا تحریک جنسی مخاطب شخصیت‌پردازی نمی‌شود، بلکه خالقان اثر دنجی را همچون فرنکنشتاینی متولدشده پس از تکه‌تکه‌شدنش توسط هیولای زامبی به دنیا بازمی‌گردانند و در ازای این بازگشت تنها نیاز او تأمین نیازهای قاعده‌ی هرم مازلو می‌شود. پس از این در قسمت دهم است که دنجی پرسش اساسی‌ای را که مخاطب انتظار می‌کشد از خود می‌پرسد: «چرا نمی‌تونم ناراحت بشم؟ چرا نمی‌تونم گریه کنم؟»

در فصل اول دنیای انیمه‌ی «مرد اره‌ای» عملاً نه پروتاگونیستی در برابر ما قرار می‌گیرد و نه آنتاگونیستی مشخص سایه‌ی شوم خود را روی روایت می‌اندازد. در این فصل همه‌ی کاراکترها در پرداخت‌های مشخص هر دو نقش را بر عهده دارند و حتی زمانی که هیولای تفنگ نشانه‌های حضور خود را علنی می‌کند، باز هم مخاطب وادار به شک در باب گذشته و حال کاراکترهایی چون ماکیما و دیگران می‌شود. به‌نوعی در این فصل به‌ازای هر آنچه که مخاطب می‌بیند، همان‌قدر نادیده‌ی پشت نشانه‌ها حضور دارد و باعث می‌شود تعلیق روایت از حالت نقطه‌ای تبدیل به تعلیقی فراگیر شود. «مرد اره‌ای» داستانی مملو از استعاراتی در باب دنیاهای رهاشده و انسان‌هایی است که از دل ابتدایی‌ترین اهداف خود قرار است کمی صعودی اخلاقی داشته باشند؛ همانند آنچه که در شخصیت پاور، دنجی و هیمونو شاهد هستیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟