سکانس-پلان آرژانتینی
فیلمسازانی که تصمیم میگیرند اثر خود را بهصورت سکانس-پلان روی پرده ببرند، از همان ابتدا قابل احترام هستند. در مشقتی که فیلمساز به جان میخرد تا سکانس-پلان خود را از نقطهی A آغاز کند و بدون برش دوباره به همان نقطه برسد یا در نقطهی Z به روایت خود پایان میدهد شکی نیست. چند سالیست که از ژاپن تا ایالات متحده هر از چند گاهی فیلمسطی جوان سعی میکند با یک سکانس-پلان به روایتی خاص بپردازد. بهطور مثال در باب فیلمی با نام «سامورائی دیوانه» از ژاپن نوشتیم که طی یک سکانس-پلان نبرد یک سامورائی با ۵۰۰ شمشیرزن را تصویر میکرد. حال آقای «مارسلو پونتارو» از آرژانتین سعی دارد از همین تکنیک و فرم سینمایی برای روایت خود استفاده کند.
روایت آقای پونتارو از پیادهرویی مقابل یک میکده آغاز میشود. دوربین در این روایتها یا بهصورت استیدیکم یا روی دست است. دوربین آقای پونتارو روی دست به میزهای بیرون این میکده نزدیک میشود و زنی تنها و زردپوش را بهتصویر میکشد. نام این زن «کلودیا»ست و ظاهراً قرار ملاقاتی عاشقانه با فردی دارد که از طریق اپلیکیشن دوستیابی با او آشنا شده است. دوربین بیآنکه بخواهد دچار زوماین و زوماوت شود در اطراف میز کلودیا میچرخد و در گوشهی تصویر پیامهای رد و بدلشده بین او و کاراکتر مرموز را مشاهده میکنیم.
پونتارو در یک شلوغی جمعیتی دستی را نشان میدهد که مادهای را درون لیوان نوشیدنی کلودیا میریزد و پس از مدتی او را از روی میز بلند میکند و به آنسوی خیابان میبرد. کلودیا طبق چیزی که انتظار داشتیم بیهوش میشود و روی زمین میافتد. لوکیشن اصلی روایت یک بیمارستان نیمهکاره است که تکتک کاراکترهای آن گویی رازی را پنهان میکنند. دوربین آقای پونتارو سعی دارد دائم در بیمارستان چرخ بزند و هر بار یکی از این کاراکترها را دنبال کند. مخاطب تا پیش از اولین رفتوآمد با آسانسور بیمارستان هنوز در سکانس-پلان بودن این اثر شک دارد. اما آقای پونتارو آنقدر میان راهروها مسیر را بدون برش تغییر میدهد که دیگر میدانیم قرار نیست برشی را شاهد باشیم.
در مرور فیلم «کارتر»، محصول کرهی جنوبی، شاهد بودیم که کارگردان در صحنههای اکشن و درگیری و هنگامی که کاراکتر کارتر از یک وسیلهی نقلیه خارج یا از مکانی به بیرون پرت میشد سعی میکرد از نمای انطباقی استفاده کند تا سکانسپلانی که دارد دچار برش ظاهری نشود.در این فیلم نیز یک در بسته در بخش در حال تعمیر بیمارستان وجود دارد که پشت آن کلودیا زندانی شده است. دوربین برای گذر از این در دچار همین انطباق تصویری میشود و مخاطب بیآنکه برشی را شاهد باشد از این سو به آنسوی در همراه دوربین میشود.
روایت آقای پونتارو فقط متکی به فرم خود نیست. کاراکترهای این روایت شخصیت دارند و هیچ کدام سیاهیلشکر نیستند. این سکانس-پلان طرحی برای سه قتل است. کل روایت با اینکه برشی تعلیقدار در خود ندارد، تعلیق را با هر گام کاراکترها و بهخصوص پریشانی «رومینا» به مخاطب تزریق میکند. بههمین سبب است که مخاطب سینمای سرگرمی نیز از این روایت دل نمیکند و بهراحتی همراه آن میشود تا انتهای ماجرا و آشکار شدن حقیقت را شاهد باشد. همانطور که از عنوان فیلم هم مشخص است، کل روایت بر اساس رابطهی علت و معلولی و فرجام اعمالی است که در گذشته مرتکب شدهایم. پونتارو با این روایت و چنین تسلطی روی فرم آن نشان از کارگردانی نوظهور در سینمای آرژانتین دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.