قرنطینه فرصتی برای مرور گذشته
در مرور فیلم «زمان معلق» شاهد بودیم که آقای «آسایاس» در اثر خود چگونه روایت را از طریق گذشتهی خود و بیدار شدن حس نوستالژی به دوران قرنطینهی سنگین کووید-۱۹ مرتبط کرده بود. حال نوبت به یکی دیگر از فیلمسازان سینمای جهان و اینبار در کشور چین رسیده تا این مواجهه را از مسیری کاملاً شخصی پیش ببرد. آقای «جیا ژانگکو» را با آثار معروفی در سینمای چین همچون «هنوز زندگی»، «لذتهای ناشناخته»، «جهان»، «خاکستری خالصترین سفید است» و آثاری از این دست میشناسیم. او در بسیاری از این آثار از همسر خود، خانم «ژائو تائو»، بهعنوان کاراکتر اصلی بهره برده است. این کارگردان را در رتبهبندی نسلهای سینمای چین میتوان در دستهی فیلمسازان موج ششم جای داد که توانستهاند در ساختاری کاملاً دراماتیک از نسل قبلی خود پیش بگیرند. حال او در اثر جدید خود گویی قرار است بازنمایی ذهنی دوران قرنطینه و شرایط سخت فیلمسازی را از طریق گذری دو ساعته در ۲۲ سال از دوران حرفهای خود و زندگی مردمان چینی در این قابها مرور کند.
اگر سینمای آقای ژانگکو را مرور کرده باشید، بهراحتی در طول این فیلم با گذر او در بسیاری از آثار گذشتهی این کارگردان مواجه میشوید. در این اثر عملاً با نوعی خاطرهبازی کارگردان مواجه هستیم که مبدأ آن را شروع قرن بیستویک و انتهایاش را دوران اوج کرونا در نظر میگیرد. او از طریق دو کاراکتر اصلی با نامهای «گو بین» و «ژائو کیاوکیاو» سعی دارد عاشقانهای صامت را در میان هیاهوهای چین در حال رشد اقتصادی طی سالها به مخاطب ارائه دهد. در طول این اتصال گذشته به زمان حال مروری نیز بر آثاری چون «جهان» یا «هنوز زندگی» داریم. آنچه در این اثر مشخص است اتکای کارگردان روی برشها، مونتاژ و در نهایت اتفاقات اتاق تدوین است.
ژائو کیاکیاو در این فیلم زنی است که گویی قدرت تکلم ندارد و همین باعث میشود تا کارگردان از طریق او رخدادها را نظاره کند. دوربین گاه چشمان این زن است و گاه همچون دانای کل این زن را نیز درون قاب و میان مردمان دیگر نظاره میکند. کارگردان در طول این فیلم از روایت فراری است و صرفاً سعی دارد مخاطب را با نشانههای شهری مانند مجسمهها، تخریب بناها و ساختار جدید شهری و صنعتی دچار نوعی همگونی بین گذشته و آینده کند. در برخی از نماهای فیلم و بهسبب تدوین کارگردان گویی با تکنیکهای رایج در عکاسی مکتب دوسلدورف نیز مواجه میشویم؛ آنجا که ساختار بناهای صنعتی کل قاب را در نماهای بالشی به خود اختصاص میدهند و بدون موسیقی و صرفاً از طریق صدای محیط مخاطب را درگیر این گذر در یک جامعه میکنند.
آنچه در چنین آثاری مسلم است نوع ارتباط فیلمسازان مشهور و غیرتجاری با دنیای پیرامون است و یکی از واقعیتهای تأثیرگذار این دنیای پیرامون دوران همهگیری کووید-۱۹ بوده است. حال پس از چند سال شاهد انتشار آثاری کاملاً شخصی هستیم که بیش از گذشته ما را به این فیلمسازان در درک بهتر دنیایی که تا کنون ساختهاند نزدیک میکنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.