پوستر فیلم گربه‌ها و سگ‌ها ۳: اتحاد پنجه‌ها

حیوانات بیچاره در دست فیلم‌سازان

گربه‌ها و سگ‌ها ۳: اتحاد پنجه‌ها
Cats & Dogs 3: Paws Unite
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

همانطور که از نام فیلم بر‌می‌آید داستان درباره‌ی سگ‌ها و گربه‌هاست و جنگی قدیمی که بر سر حکمرانی در قلمرو انسان است؛ اینکه کدام یک وفادارتر و بهتر است برای انسان‌ها. آنها که برای جلوگیری از درگیری‌های بیشتر مدت‌هاست با هم پیمان دوستی بسته‌اند تا بتوانند هر دو با هم در این قلمرو زندگی کنند، با خصومت یک طوطی دوباره به مرز جنگ کشیده می‌شوند. طوطی‌ای که به همراه حیواناتی دیگر مانند انواع خزندگان، ناراضی از این هستند که چرا همیشه گربه‌ها و سگ‌ها به‌عنوان حیوان خانگی محسوب می‌شوند و آنها در قفس در مغازه‌ها باید زندگی کنند. طوطی با هک کردن سیستم ارتباطی بین سگ‌ها و گربه‌ها ( آن‌ها برای جلوگیری از سواستفاده و کمک به حل اختلافات احتمالی بین‌شان، سازمانی زیرزمینی را ساخته‌اند که از تکنولوژی انسانی نیز بهره می‌برد، اگرچه ما تکنولوژی خاصی نیز در فیلم نمی‌بینیم) باعث ایجاد وحشت و تنفر در بین سگ‌ها و گربه‌ها شده و مسیر رسیدن خودشان را برای حیوان خانگی شدن باز می‌کنند.
داستان قرار است درباره‌ی اتفاقات هیجان‌انگیز و جنگ بین حیوانات باشد، اما کمترین چیزی که در فیلم مشاهده می‌شود هیجان است. اتفاقات خیلی ساده و در بستری از کسالت و تکرار رخ می‌دهند؛ سگ و گربه‌ای که برای یافتن طوطی خراب‌کار از سوی سازمان‌شان برگزیده می‌شوند، برای پیدا کردن این طوطی عملاً کار خاصی انجام نمی‌دهند و در چند سکانس، شاید بهتر است بگوییم سکانس احمقانه، می‌توانند طوطی را یافته و درست در زمانی که باید جنگی بین آن‌ها راه بیفتد یک انسان پیدا می‌شود و تصمیم می‌گیرد طوطی را به عنوان حیوان خانگی‌اش برگزیند -مثل همیشه انسان ناجی طبیعت!- و همین امر باعث می‌شود طوطی از جنگ دست برداشته و داستان به خوبی و خوشی تمام شود – انگار کارگردان خود نیز نمی‌دانسته چگونه می‌شود داستان را پایان داد- و البته که در این میان باید داستانی عاشقانه نیز جای بگیرد و صاحبان این سگ و گربه – دختر و پسری نوجوان- نیز در داستانی جداگانه که هیچ ربطی به موضوع اصلی ندارند باید باشند تا زمان فیلم را بیشتر کنند.
داستان جنگ بین حیوانات آنقدر سطحی‌ست که کارگردان باید برای پیش‌برد زمان فیلم از یک داستان دیگر نیز کمک بگیرد و مشکل بزرگ این است که این داستان حتی اگر هم نبود فرقی برای داستان اصلی نداشت. روایتی بدون خلاقیت و هوشمندی که احتمالاً کودکان را نیز خسته کند. از سویی مشکل بزرگتر فیلم در طرح اولیه داستان است؛ چرا باید حیوانات اصرار داشته باشند دست‌آموز انسان‌ها و این موجودات خودخواه باشند؟ چرا نباید داستانی درباره‌ی جلوگیری از ایجاد حیوانات خانگی آن هم برای حیواناتی که ذاتاً وحشی بوده و باید در طبیعت زندگی کنند ساخته شود؟ چرا طوطی نباید خواستار آزاد بودن و پرواز کردن در طبیعت باشد و برای آن نجنگد؟ چرا باید برای بودن در قفس در کنار انسان‌ها بجنگد؟ این خود شاید اصلی‌ترین مشکل داستان کلی فیلم است.
شاید تنها نکته‌ای که می‌توان به عنوان موضوع مهم از آن در این فیلم یاد کرد، صدای بازیگرانی‌ست که به جای آن حیوانات حرف می‌زنند؛ «مکس گرینفیلد» که او را در سریال معروف «دختر خوب» دیده‌ایم به جای صدای سگ و «ملیسا راوش» که او را نیز در نقش برنادت در سریال «تئوری بیگ بنگ» به خاطر می آوریم، به جای صدای گربه نقش‌آفرینی می‌کنند و به خوبی هم توانسته‌اند کار خود را انجام دهند.
حیوانات همیشه سوژه‌ای خوب برای ساختن فیلم بوده‌اند چرا که انسان‌ها هر روز بیشتر و بیشتر به سمت آن‌ها کشیده می‌شوند و ساخت فیلم درباره‌ی ارتباط انسان و حیوان می‌تواند جذاب باشد اما اینکه از این اصل چگونه استفاده شود تا بهتر دیده و پذیرفته شود نیز نیاز به ابتکار و تبحر دارد. در همین سال فیلم «آوای وحش» یکی از این فیلم‌های بسیار خوبی بود که علاوه بر نشان دادن ارتباط صمیمی و زیبا بین انسان و حیوان، توانست شأن سگ را به عنوان موجودی قابل احترام نگه دارد و نشان دهد اگرچه او حیوانی خانگی‌ست اما زادگاهش طبیعت است و باید به طبیعت بازگردد.
سگ‌ها و گربه‌ها اولین بار در سال ۲۰۰۱ ساخته شد، بعد از آن در سال ۲۰۱۰ قسمت دوم‌اش و حالا در سال جدید قسمت سوم آن‌ها عرضه می‌شود، هر کدام هم با یک کارگردان متفاوت اما تقریبا در سطحی یکسان. این بار کارگردان این قسمت «شان مک نامارا» ست که قبلاً یک فیلم ضعیف دیگر را از او به نام «بلوط قدرتمند» مرور کرده‌ایم. کارگردانی که در کارنامه‌ی خود بیشتر فیلم‌هایی با نمره‌ی متوسط و رو به پایین وجود دارد.