این آثار را باید در دنیای خودشان بررسی کرد
مخاطبان سینمای اکشن دیگر با نام «اسکات ادکینز» بریتانیایی آشنا هستند. او هم مانند بازیگرانی چون «دالف لاندگرن» و «ژان-کلود ون دم» آنقدر در آثار سینمای درجهی ۲ اکشن نقشآفرینی کرد که حال کمکم در حال ورود به سینمای جریان اصلی است. نام دالف لاندگرن آمد و باید گفت جدیدترین اثری که ادکینز در آن به ایفای نقش پرداخته است ساختهی آقای لاندگرن است.
«مایک» یک مبارز بریتانیایی است که با رؤیای بربادرفتهی کسب عنوان در مبارزات آزاد در ایالات متحده به کارگری روی آورده است. لاندگرن روایت خود را از سه زاویه تصویر میکند. نقطهاشتراک این سه ضلع مبلغ هنگفتی پول است که در یک بیمارستان متروکه پنهان شده است. این بیمارستان از زمان شروع فیلم قرار است تا سه روز آینده توسط دینامیت تخریب شود. مایک در آن بیمارستان به کارگری مشغول است، اریکسن همان افسر پلیسی است که در ازای انجام یک کار برای یک زندانی محل پولها را برای مخارج بیماری دخترش از زندانی میگیرد و گروه گنگستری که ادعا دارند این پولها از آن آنهاست. پس قرار است بیشتر زمان فیلم را در همین ساختمان مخروبه مشاهده کنیم؛ باتوجه به بودجهی این دسته از فیلمها این کار شیوهای رایج است و تمام سکانسهای درگیری و اکشن در همان تکلوکیشن فیلمبرداری میشود.
بگذارید اینگونه بگویم که هر سینمایی را باید باتوجه به سقفی که برای خود در نظر گرفته بررسی کرد. اثر جدید آقای لاندگرن در این سینمای ارزانقیمت اکشن یک کار قابل قبول بهحساب میآید. حداقل کاری که او کرده استفاده از بازیگر در نقشهای اصلی بوده است. او حتی کمی پا را فراتر گذاشته و فیلم خود را دچار یک رگهی ملودرام کرده است. از آن سو ادکینز نشان داده که تمام این سالها برایاش تجربهای مناسب بوده که بتواند به یک بازیگر قابل اعتنا در سینمای اکشن تبدیل شود. طی همین دو سال و فیلمهایی که از او مرور کردهایم بهراحتی میتوان تنوع و میل به بهتر شدن را در بازی او دید. لهجهی زیبای بریتیش او باعث شده هر زمان که بخواهد طنز را وارد دیالوگهای خود کند. اکسانگذاریهای مناسب او در همان معدود دیالوگهایی که در این آثار میتوان یافت باعث ایجاد این تنوع در بازی او شده است.
این فیلم در نهایت یک اثر در سینمای گروه ب است و نمیتوان انتظار زیادی از آن داشت. مخاطبان این سینما هم مشخص هستند و معمولاً سطح توقعشان را محدود به همین دایره کردهاند و بعضاً هم برخی از این آثار را قابل دفاع میدانند. این دسته از مخاطبان نیاز دارند تا ادکینز هم مانند بازیگری چون «جیسون استیثم» وارد آثار جریان اصلی سینما شود. بعد از آن را باید بهعهدهی قیاس ذهنی این مخاطب گذاشت و انتظار داشت یک پله در انتخاب سینمای خود ترقی داشته باشد.