نگاهی به محیط زیست از درون قابهای دلهرهآور
طی یک دههی اخیر آتشسوزیهای گستردهای در جنگلهای بزرگ دنیا رخ داده است. جز اینکه درختان در آتش میسوزند اتفاق دیگری نیز در پی این آتشسوزیها رخ میدهد. حیوانات ساکن جنگل مجبور به تغییر زیستگاه خود میشوند و این چرخهی طبیعت را دچار مشکل میکند. «شان لایِف» در جدیدترین اثر سینمایی خود سعی دارد در قالب یک اثر دلهره این پیامد مرگبار را تصویر کند.
«بیلی» مستندسازیست که برای حفظ محیط زیست سعی دارد همراه با دو فعال حوزهی محیط زیست به درون جنگلهای استرالیا برود. او در مستند خود قصد دارد بخشی از تخریب زیستبوم استرالیا را در پی آتشسوزیهای بزرگ جنگلی تصویر کند. «بن» و «گریس» دو همراه او در این سفر هستند. کارگردان شروع فیلم را درست مطابق با آنچه در سینمای دلهره میبینیم تصویر میکند؛ افتتاحیهای که در آن موجود ناشناختهی داستان بهیکباره کانگورویی را شکار میکند. در ادامه با زاویهی پرنده ماشینی در حال گذر از جادهای جنگلی است و در نهایت کاراکترهای اصلی نمایان میشوند.
آقای لایِف سعی دارد تقابل این کاراکترها را با موجود مرموزی که در حفرهی یک درخت پنهان شده به تعویق بیندازد و در این بین درام خود را حول این سه نفر پیش ببرد. بههمین سبب است که اثر او در پردهی اول و دوم شبیه یک درام است تا یک دلهره. مخاطب در طول این دو پرده گذر این سه کاراکتر را در میان جنگل سبز و سوخته مشاهده میکند و اتفاقاً همچون یک مستند با برخی گونهها و زندگیاشان در شب آشنا میشود. اما کارگردان برای اینکه قصه را از دست ندهد گذری به یک شکارچی و سگاش میاندازد و دوباره حضور پررنگ آن جانور ناشناخته را به مخاطب گوشزد میکند.
آنچه در این اثر برای من قابل تأمل بود تقابل این سه کاراکتر و آن موجود است. کارگردان این موجود را نه یک جانور عجیبوغریب، بلکه گونهای از شیرهای کیسهدار منقرضشده تصویر میکند. حداقل کاری که این تقابل به مخاطب تزریق میکند، وادار کردن او به تحقیق در باب این جاندار است. چرا که کارگردان سعی دارد آن شور و شعف بن و گریس را از دیدن این موجود به مخاطب القا کند. باید گفت که آقای لایِف در این کار موفق است و مخاطب بهخوبی تحت تأثیر این تقابل دنیای قدیم و دنیای جدید قرار میگیرد.
آنچه در پردهی سوم شاهد هستیم همان چیزی است که انتظار میرود؛ تعقیبوگریز بین این گونهی شکارچی و کاراکترها. اما کارگردان همچنان آن شور و شعف را در کاراکترهای خود نگاه میدارد و هنگامی که گریس قصد تیراندازی دارد بار دیگر توجه کارگردان به درونمایهی اثرش را شاهد هستیم. شاید نقطهضعف فیلم ترس کارگردان از کارکرد جلوههای ویژه است و همین باعث میشود او دست به برشهای منقطع و سریع در پردهی سوم بزند. اما در کنار این ضعف، تدوین خوب پردهی سوم و آن تعلیقی که در سکوت جنگل باعث هراس و هیجان مخاطب میشود یکی از نقاط قوت این اثر بهحساب میآید. فیلم جدید آقای لایِف در باب گونهای از شیرهای کیسهدار استرالیایی است که حدود ۲ میلیون سال قبل زیست میکردهاند و حال، هر چند بهصورت ناقص، در قاب دوربین او نقش بسته است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.