پوستر فیلم دنیای شگفت‌انگیز نو

آبی که گرم نشد

دنیای شگفت‌انگیز نو
Captain America: Brave New World
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

از سال ۲۰۱۴ که کاپیتان آمریکای فالکون در میان قاب‌های انتقام‌جویان و در کنار کاپیتان آمریکا قرار گرفت، قابل حدس بود که در نهایت قرار است خط روایی خود را پیش بگیرد. با سریالی که حول این کاراکتر منتشر شد دیگر وقت آن بود که کاپیتان آمریکای فالکون و بالدار خودی نشان دهد. این فیلم ادامه‌ی سریال «فالکون و سرباز زمستان» است. سم ویلسون بار دیگر در قامت کاپیتان آمریکای بالدار مانند هر ابرقهرمان دیگری قرار است در مقابل یک توطئه‌ی جهانی را بگیرد.

آقای «جولیوس انا» در این اثر سعی دارد تا جایی که می‌تواند روی مسیر ابرقهرمانی‌های دیگر متمرکز شود تا کمترین خسارت جانبی را به گیشه‌ی اثر خود بزند. این کاپیتان آمریکا به‌ نوعی اولین سیاه‌پوست میان قهرمانان مارول است و از سال ۲۰۱۴ تصمیم بر این شد که کم‌کم و قبل از ورود پلنگ سیاه جایی میان ابرقهرمان‌ها باز کند. شاید باید او را هم‌رده‌ی مرد آهنی مارول قلمداد کرد که قدرت او بیشتر وابسته به تکنولوژی است تا توانایی‌های فرازمینی. آقای انا اما در این فرصتی که به‌دست آورده همه‌ی جسارت‌های یک فیلمساز تجاری را فراموش کرده و همچون اپراتوری گوش‌به‌فرمان فیلمنامه‌ی آماده را مقابل دوربین برده است.

این فیلم کارگردان ندارد، بازیگران ستاره‌ی آن‌ در همه‌ی اکت‌های دیالوگ‌محور و وابسته به فیزیک جسمانی بد هستند و در نهایت گویی استوری‌بوردی وجود نداشته که طراحی‌های اکشن درون استودیویی را حداقل متوسط ارائه دهند. فیلمنامه هم گویی آن‌قدر بی‌بخار است که مخاطب از همان قاب ابتدایی به‌راحتی سکانس‌به‌سکانس را از برابر ذهن خود می‌گذراند. در میانه‌ی روایت حتی شاهد سکته‌هایی عمدی از سوی کارگردان هستیم تا مخاطب را آماده‌ی رویارویی نهایی کند. اما همه‌ی این مقدمه‌چینی‌ها نتیجه‌ای جز پایانی کاملاً کودکانه نداشته است. به‌نوعی اگر بدون در نظر گرفتن رده‌بندی سنی موجود در این اثر بخواهیم به آن بپردازیم باید گفت این فیلم حتی برای مخاطب کودک و خردسال نیز جز کسالتی پر از هیجان نیست. عملاً همه‌ی هیجان تزریقی به این روایت حتی کاذب هم نیست و قبل از وقوع برای مخاطب مسجل است که چه تعلیق یا نقطه‌عطفی در برابر او قرار می‌گیرد. مسیر روایی به‌گونه‌ای طراحی شده که گویی حتی کاراکترها نیز قرار نیست دچار آن آشفتگی حاصل از پایان جهان و مقابله با یک ابرشرور شوند. در نتیجه کل روایت تبدیل به کاسه‌ی گدایی سازندگان مثابل چشم مخاطب می‌شود که نتیجه‌ای جز دافعه از سوی او ندارد.

این خط روایی مارول برای کاپیتان آمریکای فالکون شاید حتی برای طرفداران پر و پا قرص این استودیو و کمیک‌بوک‌های‌اش نیز نتیجه‌ی مطلوبی نداشته باشد. دنیای سم ویلسون شاید هنوز پذیرای او به‌عنوان کاراکتر اول میان قهرمان‌های مارولی نیست و نیاز به چند انتقام‌جو دارد تا بلکه بتوان در آینده انتظار یک بلاک‌باستر را از آن داشت. در پایان هم بد نیست از بازی مضحک هریسون فورد در این اثر یاد کنیم که حتی با انبوه صحنه‌های سولو و مونولوگ‌گونه هم قادر نیست برای لحظاتی مخاطب را درگیر کاراکتر یک رئیس‌جمهور آتشی‌مزاج کند. اگر پس از سه سکانس مقابل این اثر و دنیای پر از هیاهو و تصنعی‌اش احساس خواب‌آلودگی کردید، حتماً به خواب راحت خود برسید چون ادامه‌ای قابل اعتنا انتظار شما را نمی‌کشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟