پوستر فیلم کپیتو و فصلی از زندگی

روایت عشق و جنون، هنر و تاریخ

کپیتو و فصلی از زندگی
Capitu and the Chapter
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«خولیو برسان» را شاید باید برزیلی‌ترین کارگردان برزیلی نامید. او همیشه در فیلم‌های‌اش از دگرگونی زبان روایت و رویکرد تمام‌و‌کمال به کاراکترهای ادبی و تاریخی استفاده می‌کند. از سویی دیگر می‌توان او را در زمره‌ی کارگردانان سینمای تجربی و کم‌بودجه جای داد که با کم‌ترین هزینه و زمان آثار خود را تولید می‌کند. حال او در فیلم جدید خود به‌سراغ اقتباسی آزاد از یکی از رمان‌های کلاسیک رفته است.
او مانند هر آنچه که تاکنون سینمای‌اش ارائه داده یک راوی نویسنده دارد و در بعد دوم به‌سراغ روایت خود می‌رود. «کپیتو» زنی است که دائم در ذهن‌اش نسبت به روابط دیگر «بنتینو»، همسرش، حسادتی پنهان دارد. برسان همه‌ی آنچه که این روایت را به‌سوی درام های رایج سوق دهد حذف می‌کند. همه‌ی کاراکترها در صحنه‌های داخلی که گاه مزین به آثار کلاسیک نقاشی هستند اکت خود را انجام می‌دهند. اینکه می‌گوییم برسان زبان روایت خود را دچار دگرگونی می‌کند در این فیلم باز هم بروز می‌کند. او در لابه‌لای سکانس‌ها و مونولوگ‌های راوی از تکه‌هایی از آثار قبلی خود نیز استفاده می‌کند. همگامی این بریده‌ها با روایت فیلم به‌گونه‌ای است که مخاطب گاه تصور می‌کند در حال تماشای یک مستند تاریخی-ادبی است.
اما فیلم کم‌کم وارد فضای مالیخولیایی خود می‌شود و تضادهای موجود در مفاهیمی چون عشق، جنون، حسادت و خیانت را به‌تصویر می‌کشد. کاراکترها گویی خود راوی این روایت هستند. برسان ترتیب سکانس‌ها را به‌گونه‌ای چیده است که مخاطب در ابتدا در میان آن‌ها گم می‌شود و سپس کم‌کم همچون یک تصویر سه‌بعدی کنه آن را می‌یابد و تابه‌انتهای فیلم این ریسمان را از دست نمی‌دهد. او در تصویرسازی خود چنان کاراکترها را دچار دگرگونی احساسی می‌کند که مخاطب احساس این را دارد که تاکنون هر چه دیده چیز دیگری بوده است. به‌همین سبب است که جنون بنتینو باورپذیرتر از هر درام روانشناسی خواهد بود.
بازی برسان با رنگ‌ها، سایه‌ها و نور فضایی سودازده را به فیلم تزریق می‌کند و باعث می‌شود راوی و کاراکترها دچار نوعی تلفیق شوند؛ تلفیقی از جنس شعر، تاریخ و ادبیات. مخاطب در میانه‌های فیلم دیگر می‌داند که راوی همان «ماشادو د آسیس» نویسنده‌ی معروف برزیلی و خالق اثر «دن کاسمورو» است و کپیتو همان عشق سال‌های جوانی اوست. این تلفیق زیبای مدرنیسم و کلاسیسیسم باعث می‌شود مخاطب احساس نزدیکی بیشتری با درون‌مایه‌ی اثر داشته باشد. گویی همان‌طور که در بالا اشاره کردم روایت کپیتو پاره‌ای از زندگی مدرن است و روایت د آسیس پاره‌ای از مرور فرهنگ و تاریخ برزیل و در نهایت پاره‌های آثار قبلی فیلم‌ساز مروری‌ست تصویری بر آنچه که راوی گفته است.
فیلم‌سازانی چون برسان با‌توجه به تسلطی که روی تاریخ و هنر منطقه‌ی جغرافیایی خود دارند به‌راحتی می‌توانند مخاطب خارجی را مشتاق به طرح پرسش، تحقیق و تعمق در پس‌زمینه‌ی چنین آثاری کنند. این فیلم فصلی از زندگی و مفاهیم گره‌خورده با آن است. فیلم‌ساز سعی دارد با فرمی انتزاعی روایت خود را مقابل مخاطب قرار دهد و او را کمی دچار چالش کند. مخاطبی که چالش او را بپذیرد می‌تواند کیفور شود و خود را غرق در روایتی از جنون، عشق و تاریخ و ادبیات کند.

دانلود از سینمادریم