«جولیا» زن میانسالیست که ازدواج نکرده است، اما با مردی میانسال و نقاش زندگی میکند. او هر روز به سرکار رفته و تمام کارهای خانه، از خریدنِ اشتراکِ اینترنت خانه و پرداخت قبض گرفته تا آشپزی در خانه را انجام میدهد. مردِ نقاش هم همیشه به بهانهی هنرمند بودن و کشیدن مهمترین نقاشی زندگیاش از انجام هر کاری سرباز میزند. حتی پسر هفده سالهی این مرد نیز در خانهی جولیا و با آنها زندگی میکند. جولیا در محل کارش نیز توسط رئیس جوانی که بعد از مرگ پدر جایگزین او شده است، نیز درک نمیشود. یک روز تبلیغی تلویزیونی توجه جولیا را جلب میکند. این تبلیغ نوید ایجاد آرامش در زندگی را میدهد. پس جولیا بدون اینکه چندان امیدی به این کار داشته باشد، سعی میکند آن را امتحان کند.
فیلم ایتالیاییزبان «تغییرات ناگهانی» سرگذشت زنیست که نیمی از زندگی خود را گذرانده است و همواره در زندگی سعی کرده است همهی آدمهای اطرافاش را درک کند و زنی ایدهآل و نمونه باشد. او که هر روز صبح خود را وزن میکند و از خوردن غذاها و البته بستنی که یکی از علایقاش است خودداری میکند، میخواهد در چشم همه آرام و معقول دیده شود، اما او رضایتی قلبی را درون خود نمیبیند و حس سرخوردگی و شکست هر روز در او بیشتر میشود. فیلم بهخوبی از همان ابتدا موقعیت جولیا را در یک روز و در تمام موقعیتهای خانوادگی و اجتماعیاش نشان میدهد و بیننده میتواند حس نارضایتی را درون او درک کند. او زمانی که از داروی عجیب آن مردِ درمانگر میخورد، بهناگاه متحول شده و میتواند تمام آنچه که در پیراموناش میبیند و فکر میکند را بهراحتی به زبان بیاورد. اما اولین اتفاقی که در واکنش به راحت صحبت کردن و راحت رفتار کردن او توسط مردان پیراموناش رخ میدهد این است که او احتمالاً بیمار شده است. در روز بعد، بیننده جولیایی متفاوت را در همان مکانهای روز قبل مشاهده میکند. فیلم بهراحتی با ایجاد یک موقعیت جولیا را عوض میکند تا رفتارهایاش نیز به چشم بیننده معقول درنظر گرفته شود و با این شگرد میتواند پلهپله باعث تغییرات در روند زندگی جولیا شده و بیننده نیز در زمانی کم بتواند اثر این تغییرات را در رفتار و حتی در بدن و چهرهی جولیا ببیند. البته که بازی «والنتینا لودووینی» در نقش جولیا در درک و فهم این شخصیت به بیننده کمک کرده است. و از آنجا که تمام این اتفاقات در بستری از کمدی رخ میدهند، موتیفهای رفتاری لودووینی در این راه اهمیت بهسزایی دارند. او با حرکات صورت بهویژه چشماناش باعث انتقال احساسات شده و در عین حال میتواند بیننده را به خنده نیز بیندازد. اتفاقات داستان نیز بهصورت دومینووار همه به هم مربوط شده و تمام آن چیزهایی که منجر به آزار جولیا بودهاند در نیمهای دیگر به وجهی دیگر نشان داده میشوند و بیننده بهراحتی میتواند این دو موقعیت مختلف را درک کند. موسیقی کمدی نیز بسیار کم، اما در موقعیتهای کمدی خود را نشان میدهد و بر طنز داستان میافزاید.
یکی از مزیتهای فیلم زاویهی دوربین است. کلوزآپهایی که از چهرهی جولیا در موقعیتهای کمدی نشان میدهد با حالات چهرهی جولیا، بهخوبی طنز داستان را میتواند نشان دهد. در زمانهایی که لازم باشد مدیومشات و حتی لانگشات نیز موقعیت ایجاد شده و فضای پیرامونی شخصیت اصلی داستان را به بیننده میشناسانند. البته که زبان ایتالیایی و آهنگ حرف زدن جولیا و حرکات دست و صورت او نیز با قرار گرفتن در قابهای درست دوربین شیرینی فیلم را بیشتر نیز کرده است.