پوستر فیلم زودی می‌بینمت

* — یک اثر تجربی از سینمای هند

زودی می‌بینمت
C U Soon
محصول 2020
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بعد از فیلم تجربی «میزبان» که در دوران قرنطینه و تحت برنامه‌ی «زوم» ارائه شد، اثری دیگر این‌بار از سینمای هند و تماماً با آیفون ارائه شد که نشان از این دارد که در ماه‌های پیش رو باز هم شاهد کارهایی از این دست خواهیم بود.
سایت‌ها و اپلیکیشن‌های دوست‌یابی معروفی همچون «بَدو»، «تیندر» و … تقریباً با تعداد کاربرانی بالغ بر ۷۰۰ میلیون نفر خیل عظیمی از افراد در جای‌جای دنیا را از طریق فضای مجازی با یکدیگر آشنا می‌کنند. اینکه چند درصد از این رابطه‌ها می‌توانند دنیای واقعی را لمس کنند، بسته به میزان صداقت و هویت واقعی افرادی دارد که در پشت گوشی یا کامپیوتر و لپ‌تاپ مشغول تایپ کلمات هستند. این فیلم هم با بهره‌گیری از اصطلاحی دوستانه که معمولاً بین دوستان – زودی می‌بینمت – در هنگام جدا شدن از یکدیگر معمول است، سعی دارد وارد این فضا شود.

تمپوی داستان در سکانس افتتاحیه‌ آن‌قدر خوب و متعادل است که مخاطب با تک‌تک جملات تایپ شده در فضای چت همراه می‌شود و به‌نوعی خود را در فضایی که کارگردان قرار است برای او ترسیم کند قرار می‌دهد؛ جست‌و‌جوی مجازی جوانی که به‌دنبال فرد مناسب خود در یکی از اپلیکیشن‌های دوست‌یابی‌ست. فرد مورد نظر دختری‌ست به‌ظاهر خجالتی و ساده که هر چه بیشتر پیش می‌روند، پسر را شیفته‌تر می‌کند. پیش از هر چیزی فرم روایت را باید در قالب یک اثر تجربی مشاهده کنیم و جسارت کارگردان در به‌نمایش گذاشتن این تجربه را تحسین کنیم.

کارگردان در این اثر به‌دنبال معضلی رفته که جامعه‌ی هند سال‌هاست با آن درگیر است؛ قاچاق دختران به کشورهای عربی حوزه‌ی خلیج فارس. دخترانی که به‌امید کسب درآمد برای خانواده‌ی فقیر خود با یک پاسپورت راهی این کشورها می‌شوند و در نهایت سر از فاحشه‌خانه‌های اجاره‌ای در می‌آورند. داستان دردناکی که بسیاری از دختران هندی طی سال‌های اخیر با آن درگیر بوده‌اند و بعضی نجات یافته‌اند و بعضی دیگر رنگ خانه را به چشم ندیده‌اند. کارگردان در این اثر سعی داشته با درون‌مایه قرار دادن این معضل و با تجربه‌ای جدید و از دریچه‌ی فضای مجازی وارد آن شود. اینکه در همه‌ی لحظات سعی کرده تا به‌سمت پیام اخلاقی و شعارهای دهان‌پرکن نرود یکی از نقاط قوت اثر اوست. مخاطب از طریق قاب کامپیوتر خانگی و گوشی‌های موبایل با شخصیت‌های داستان همراه است. اغراق وجود ندارد، از روتوش تصویری خبری نیست و همه‌چیز بی‌واسطه و با برش‌های خوب تدوین‌گر در مقابل مخاطب قرار می‌گیرد. اما در این میان احساسی شدن کارگردان و اضافه کردن به پیرنگ‌های فرعی برای پیچیده کردن روایت خود – در‌حالی‌که از پس پرداخت به آنها بر نمی‌آید – ضعف بزرگی‌ست که تمام کار او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

خلأهای روایت بیشتر از آن چیزی‌ست که بشود آن را از نظر دور داشت. شاید در تماشای اول و به‌سبب تازگی داشتن این فرم از قصه‌پردازی و برای همراه شدن با فیلم بتوان از این ایرادات چشم‌پوشی کرد. اما در مشاهده‌ی دوم یا شاید سوم، ضعف‌هایی که در شخصیت‌پردازی کاراکترهایی مانند شخص قواد، مادر پسر، دختر عموی او، دوست‌دختر و رئیس کوین و… وجود دارند، را نمی‌توان نادیده گرفت و هر کدام از آنها به‌نوعی با دخالت داشتن در قوام شخصیت‌های اصلی باعث می‌شوند فیلم نتواند خود را پیدا کند و فقط در حد یک کار تجربی خام باقی بماند. در هر حال تماشای اثر به‌سبب تازگی روایتی که دارد می‌تواند تجربه‌ی خوبی برای مخاطبین آثار سینمای تجربی باشد.