در کلیشههای اکشن فقط کافیست کاراکترها گم نباشند
در ژانر اکشن فقط باید بدانید روی کدام روایت کلیشه دست میگذارید و در ادامه بر اساس نیاز خود گروه بازیگری را انتخاب کنید. زمانی که این دو نکته رعایت شد، به تکنیکهای تدوین و جلوههای ویژه میرسیم که میتوان بر اساس بودجه بهترین انتخاب را داشت. کانادا کشوری است که میتواند به فیلمسازها برای پائین آوردن هزینهی فیلمسازی کمک کند. در نتیجه خوب یا بد بودن یک اثر با این کاهش هزینه به خود کارگردان بستگی دارد. «جیمز سی. کلیتون» در اولین تجربهی سینمایی خود بهسراغ یک کلیشهی پر طرفدار در ژانر اکشن رفته است.
کلیتون در اولین تجربهی کاری خود در ژانر اکشن نشان میدهد که باید به او امیدوار باشیم. این اولین و تنها تجربهی این کارگردان در سینماست. پس باید به او حق داد که چرا خودش نقش کاراکتر اصلی و بینام این قصه را بازی کرده است. این انتخاب از وسواس او بر میآید و از سویی دیگر به کل گروه بازیگری کمک میکند درک بهتری از شرایط قصه داشته باشند. فیلم «ضد گلوله» با شروع یک تعقیبوگریز آغاز میشود. مردی در یک محل ماشینهای اسقاطی از میان گروهی خلافکار در حال فرار است. این تعقیب و گریز در نهایت به فرار موفقیتآمیز او منجر میشود. اما داستان از زمانی آغاز میشود که یک زن حامله در صندوق عقب این ماشین قرار دارد و سفر جادهای این دو پس از جر و بحثی کوتاه آغاز میشود.
شاید تنها نقطهقوت این فیلم انتخاب بازیگران و اکت مناسب آنها نسبت به موقعیت است. در این دسته از اکشنها گروهی حرفهای بهدنبال قهرمان داستان هستند. کارگردان باید بداند که از چه بازیگری برای این دستهی تبهکار استفاده میکند. هر چه بازیگران بتوانند اکت بهتری داشته باشند، مخاطب نیز دچار هیجان میشود. اما اگر این انتخاب بلغزد، دیگر با یک قصهی روان روبهرو نیستیم و فقط شاهد پارههای تصویری در پی هم خواهیم بود. نگاهی به آثار چند سال اخیر بازیگری چون «بروس ویلیس» بیندازید. این بازیگر برای هیچکدام از این آثار انتخاب خوبی نبوده است. کارگردانهای این آثار نیز چندان اهمیتی به عدم تلاش این بازیگر برای نقشی که داشته نمیدهند وفقط به فکر پوستری هستند که میتواند مخاطب عام سینمای اکشن را به خود جذب کند. کلیتون نیز در فیلم خود از بازیگری چون «وینی جونز» استفاده کرده است. مخاطب سینما جونز را با آثار ماندگار سینمای اکشن-ابزورد و کمدی-ابزورد بریتانیا بهیا دارد و همین باعث میشود این بازیگر وزنهی سنگینی برای یک اثر اکشن بهحساب آید. جونز برای بازی در نقش «تمپل» انتخاب کاملاً بهجایی بوده و همگام با روایت پیش میرود.
کلیتون در اولین گام خود در سینمای اکشن توانسته اثری نسبتاً متوسط را روی پرده ببرد. این فیلم معرفی خوبی برای درک تلاش این کارگردان تازهکار کانادایی است و میتوان به آیندهی او در ژانر اکشن، هیجانانگیز یا حتی دلهره (بهسبب سابقهی بازی او در چند اثر دلهره) امیدوار بود. مخاطب سینمای اکشن میتواند این فیلم را همچون استراحتی عصرگاهی تصور کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.