پوستر فیلم بازی رفقا: شکوفایی دوباره

فیلم دوم حتی متوسط هم نبود

بازی رفقا: شکوفایی دوباره
Buddy Games: Spring Awakening
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر کمدی
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

ساختن آثار هجو کار هر کسی در سینما نیست. فیلم‌سازی که به‌سراغ هجو سینمایی می‌رود آن‌قدر روی روایت و درون‌مایه‌ای که به آن می‌پرداز مسلط است که با توجه به آن‌ها ارکان فیلم را کنار یکدیگر جمع می‌کند. «جاش دمل» در فیلم سال ۲۰۱۹ خود با نام «بازی رفقا» سعی داشت چیزی بین «کله‌خرها» و «خماری» را روی پرده ببرد. اثر او نه به این شبیه بود و نه به آن و در نهایت هیچ بود. حال دمل دوباره به سراغ این روایت رفته و این‌بار سعی دارد از طریق هجو اثر ناموفق قبلی را ارتقاء دهد.
پس از سر بر آوردن هیپی‌ها در دهه‌ی ۱۹۶۰ تقابل با دنیای مدرن و شیوه‌ی زندگی جریان اصلی به‌سوی دیگری رفت. هیپی‌ها را به سبک زندگی آزاد، تشکیل اجتماع‌های کوچک، مصرف مواد و انجام هر آن چیزی که مخالفتی آشکار با سبک نوین زندگی شهری به شمار می‌رفت می‌شناختند. پس از تمام شدن دوران اوج هیپی‌ها، مخالفت با سیاست‌ورزی‌های دولت‌ها در جوامع غربی و مردم نشئه‌ی تبلیغات رسانه تغییر چندانی نکرد. فمینیست‌ها، دگرباشان جنسی، فعالان محیط زیست شاخه‌شاخه شدند و هر کدام سعی داشتند از طریق انواع هنر و فعالیت‌های اجتماعی با جریان اصلی تفکر در جامعه مقابله کنند. شاید تا پیش از شبکه‌های اجتماعی این تقابل باعث شکل‌گیری جنبش‌های قابل احترام در سینما و دیگر هنرها شده بود. اما با ورود فیسبوک همه‌چیز تغییر کرد. حال آن شاخه‌ها به ریزشاخه‌های متعددی تبدیل شدند و فرقه‌های مجازی شکل گرفت. به هر بهانه‌ای همه‌ی انسان‌ها هدف حمله‌ی این شبه‌فرقه‌های مجازی قرار می‌گرفتند. هشتگ‌ها شکل می‌گرفت و در نتیجه‌ی ترند شدن یک هشتگ گویی یک کشور توسط آن‌ها فتح شده بود. دیگر نه کتابی نوشته می‌شد و نه اکتی هنری شکل می‌گرفت. اکنون و در سال ۲۰۲۳ در عمق چاه لشکرهای هشتگی زیست می‌کنیم. دمل دست روی همین نکته گذاشته و قرار است فیلم دوم خود را هجوی در باب این فرقه‌های احمقانه جلوه دهد.
این فیلم ساختار درستی ندارد و به‌لحاظ فرمی شکل نمی‌گیرد. دمل ابتدا باید نقص‌های اثر فرنکشتاینی اول خود را برطرف می‌کرد و سپس به این درون‌مایه‌ی پررنگ می‌پرداخت. شاید باید این‌طور در نظر گرفت که دمل حتی این درون‌مایه را اولویت خود قرار نمی‌دهد و سعی دارد کمی از آن شلختگی اثر اول خود بکاهد. اما باید گفت که تلاش او در فیلم دوم به ثمر نمی‌نشیند. کاراکترها در این اثر بسیار کاغذی هستند و در بی‌روایتی آن غرق می‌شوند. دمل قرار است همان کاراکترهای فیلم اول را در سوگ «دورفی» به ماجراجویی جدیدی بفرستد. این ماجراجویی نه آن‌قدر جذاب است و نه آن‌قدر ساختاری درست دارد که بتواند مخاطب را همراه خود کند. دمل سعی دارد ابتدا بازی کله‌خرها را از سر بگذراند و سپس وارد دنیای خماری شود. در همین دنیای خماری است که او سعی دارد به همان هجو فرقه‌های شبکه‌های اجتماعی بپردازد. اما این پرداخت آن‌قدر ضعیف است که شکل نمی‌گیرد. دمل شاید هیچ‌گاه دوباره به این دنیای هجو بازنگردد، اما اگر قصد دارد کمدی را ادامه دهد باید از کپی‌کاری‌ها دوری کند و اثر خودش را به مخاطب ارائه دهد. در سینما شباهت بین آثار کار بدی نیست، اما زمانی که به‌عنوان فیلم‌ساز حرف خود را ارائه ندهی تبدیل به یک کپی‌کار صرف می‌شوی. دمل هم باید ابتدا دنیای خود را بسازد و سپس در آن دنیا هر درون مایه‌ای را که می‌خواهد تصویر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟